سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 41
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 41
<==================> بازدید این ماه : 220
<==================> بازدید کل : 2006193
<==================>
بایگانی

خاطرات طنز

 روز جهانی…و طنزهای محلی!

===================::::::::::==================

اشاره:۱۹ نوامبر-۲۸ آبان،روز جهانی توالت بود.به همین مناسبت،آقا مهران سهرابی،بحثهای شیرین ! با یکی از دوستان خود-آقای قلیپور-دانشجوی دکترای حقوق دانشگاه شهید بهشتی تهران که از اهالی محترم خوجین خودمان هم هستند،داشته اند،که در قالب خاطره نقل شده وخواندن وشنیدن این خاطرات هم خالی از لطف نیست،همچنان که رفتن به توالت هم همواره خاطره انگیز وفرح بخش زندگی همه ما بوده وهست!

البته توالت مورد اشاره آقا مهران،برای همه خانواده ما همیشه با خاطره وخطر همراه بوده  وآنچه اکنون به خاطر خطیر بنده خطور می کند،علاوه بر مسیر طولانی،که در زمانه  خود،نیمچه سفری حساب می شد، در شب های زمستانی وکولاکی اسمرود،گاه،رفتن به آنجا نیازمند نوشتن وصیت نامه هم بود!

خطرات این سفر وقتی قابل درک است که تصور کنیم در قبل از عهد برق ،این سفر انجام می شد؛آن هم با فانوس(فنار)که بایدلوازم یدکی،از جمله چند لیتر نفت زاپاس،چند قوطی کبریتِ بی خطرِ ممتازِ توکلیِ تبریز،یک عدد پالاز،برای پوشاندن فانوس از گزند باد وکولاک وحد اقل یک نفرمحافظ مسلح،برای حفاظت از حمله گرگ و…را هم همراه داشتی!

خطرناکتر از همه،احتمال همراهی جنهای جین دره،  بخصوص  از پشت سر ،مسافر را به شدت تهدید می کرد.

توضیح این نکته ضروری است که فضای بزرگ،دنج ومُفرحِ حد اقل ۶متری توالت، امکان حضور همزمان مسافر،محافظ،حیوانات اهلی و وحشی و حتی چند اجنه احتمالی در توالت را هم  فراهم می کرد، واین،بروحشت ما می افزود وبیشتر مواقع هم عاقبت  با این همه تجهیزات وخدم وحشم ،با فانوس خاموش این سفر را به پایان می بردیم ،ولی از اینکه سالم برمی گشتیم،خدا را شکر می کردیم.

این مقدمه برای درک بیشتر دوستانی که زمستان های طوفانی اسمرود را ندیده اند و اینک مثل خود ما ،با برداشتن تنها چند گام،در زیر نور آفتاب مهتاب

لامپ ها،در داخل خانه، به سر منزل مقصود می رسند،قلمی گردید، والا:

بیم موج  و گردابی  چنین  حایل

کجا دانند حال ما سبکبالان سا حلها

محمد ولی

==========================================

خاطرات  طنز ؛از مام وطن-اسمرود 

————————————————————————————

مهران سهرابی اسمرود

————————————————————————————

درنگ: ۱۹ نوامبر، در روز جهانی توالت که شاید به نظر مهم نیاید، اعلام شد که ۴ میلیارد و۵۰۰ میلیون نفر در جهان هنوز توالت خانگی ایمن واستاندارد ندارند،درخیلی کشورها وضع توالت عمومی بداست

————————————————————————————

*در اسمرود دستشویی ما بالای کوه قرار داشت اگه میرفتی و زنده بر میگشتی نذر باید میکردی…با یه افتابه مسی که وزن خالی ان ۵ کیلو بود!

————————————————————————————

*شبها با یک سگ و دو محافظ میرفتیم، به جان نتانیاهو

————————————————————————————

*یک بار تنهایی رفتم و وقتی برگشتم ،هاله نور دیدم و افتابه ای که قبل از خودم رسید ه بود خونه .

———————————————————————————-

*یک بار روحانی محرم ۱۰ روز خونه ما بود،  غیرتی شده بود تنها بره دستشویی

رفته بود اما برگشتنی سگمون پاچشو دریده بود. روی متبر نمی توانست بنشیند

بخدا جدی میگم…

نسل کشی داشتیم….

————————————————————————————

*یه بار هم روحانی محترم وصاحب نام فعلی خلخال که روضه خوان مسجدمون بود

میخواسته بره همان  دستشویی  صحرایی .در تاریکی، به جای اب، نفت ریخته بود تو افتابه مسی

به جان نتانیاهو تا اخر محرم پوست اندازی کرد، یازیخ

اینها داستان نیست، واقعیت است!ا

حالا مستند قانونی مسوولیت ما را بگویید

———————————————————————————–

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>