سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

سفر نامه…

عالی،ولی غمگین!

==========================================

سلام

واقعا عالی بود، ولی خیلی غمگین نوشتید، آقای سهرابی

داوود رحیمی اسمرود

==========================================

سلام آقای مهندس رحیمی

از ابراز نظر،حسن نظر وانتقاد به جای شما سپاسگزارم

سفر نویسی پس از مجلس ختم وسو گواری،از این شادتر می شود؟!

از شوخی که بگذریم،من هرجا ببینم نظم طبیعت و حرمتِ حفظ زیبایی

آن، توسط برخی افراد رعایت نمی شود،حالم دگرگون می شود.

حالا برای اینکه از خودم نیز تعریف کرده باشم،من چون بسیار اهل سفر

ودوستدار طبیعت وحیاط وحش و… هستم،معمولا در سفرهای جمعی

مسئولیت مهم آشغال جمع کنی را به حقیر محول می کنند وبه خوبی هم

از عهده این مسئولیت بر می آیم!

پس یک دلیل هم به  غمگین بودن سفر نامه اضافه شد، وآن چیزی نبود

جز دیدن بطری های پلاستیکی آب،نوشابه،قوطی کمپوت وکنسرو … در

اطراف چشمه اُرمه.

خوب توجیه کردم فضای غمگین سفر نامه را؟!

شما استارت سفر نامه را- حتی با ارسال عکسهای سفر،بزنید.

==========================================

سفر نامه اسمرود

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

محمد ولی سهرابی اسمرود

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

اشاره: هفتم وهشتم شهریور ماه،به اتفاق آقا فرامرز،برای شرکت در مجلس ختم یکی ار بستگان،عازم روستای چنار شدیم،و پس از پایان مراسم،یک روز تمام در اُرمه،آقبلاغ،میان ده،داغ و باغ وراغ بودیم. می خواستم گزارشی از این سفر بنویسم که وقت کم وتنبلی زیاد،مانع شد وبه آنچه در یاد داشت های روزانه ام نوشته ام بسنده کردم.

هدف اصلی از این نوشته،توجه دادن خود وهمه هم ولایتی های بزرگوار به این نکته است که سعی کنیم به هر جای اسمرود که برای تفریح قدم

می گذاریم،حفظ محیط بکر،طبیعت زیباو محیط زیست اسمرود،او لویت نخست تفریحمان باشد، چرا که در غیر این صورت،وبا ادامه بی توجهی به حفظ محیط زیست روستا؛ مثل هر جای تفریحی ایران،اسمرود نیز برای هیچ کدام از ما اسمرودی ها جائی برای تفریح نخواهد داشت.این مهم را همه جدی بگیریم واز ریختن آشغال ومواد مصنوعی تجزیه ناپذیر ومخل محیط زیست،وبر هم زننده آرامش وآسایش در هر جای روستایمان؛به جد خود داری کنیم.

==========================================

========================================== در مسیر،پیشنهاد کردم پس از حدود ۴۰ سال،بدون ترس،سری به داخل

امام زاده ارسون بزنیم وعکس خویش انداز{سلفی} بگیریم.

یک بار، که به ناچار، بایک گروه ۸-۷ نفره،  از برف وکولاک

در مسیر رفت به اسمرود،با ترس ولرز،در آنجا پناه گرفتیم را هر گز فراموش

نمی کنیم،بخصوص آقای محمد آذر گشب! حالا چرا از امام زاده می ترسیدیم

بماند برای …!

———————————————————————————– دیگران کاشتند وما،به پایش قطره آبی  می چکانیم!

———————————————————————————– آقا فرامرز در این فکر بود که اوضاع آشفته چشمه را چگونه سامان بدهیم.

بالا خره راه حلی یافتیم وبا باز کردن مسیر جدید، و بستن مسیر انحرافی

سلیقه ای،آلودگی ظاهری چشمه را زدودیم.

———————————————————————————— در باغ چنارلیخ،پس از سال ها دوری، با یکی از نوادگان لاک پشتهای باغ

ملاقات کردیم ویاد شیطنتها وآزار این حیوان بی آزار،در دوران کودکی افتادیم

هرچند آقا فرامرز،اصلا میانه خوبی با لاک پشت نداشته وندارد!

———————————————————————————— …و همان درخت سیبی که با بی مهری ۱۰ ساله ما،مهرش را با

این میوه های خوش رنگ،از ما دریغ نکرد.

————————————————————————————

چشمه آقبلاغ،گم شده دیرین ما،که با زحمت از زیر شن،ماسه ،سنگ

و بوته های وحشی،پیدا کردیم.گم گشته عزیز،چه دیر یافتیم تورا!

————————————————————————————   …واین چنارِ سرو قامت،محصول جوش وخروش زیر زمینی همان چشمه گم شده است.

————————————————————————————

تانکر آب برادران عزیز فتح اللهی،همسایه نجیب باغچه ما که سری به باغچه

و تانکرشان زدم ومی خواستم یاد آوری کنم که پر شده است،اما ناگهان

احساس کردم که چقدر زود دیر شده است!

———————————————————————————–

این هم درخت باغچه آقایان فتح اللهی است ومن مثلا شکار لحظه کرده ام

آن  هم شکار ملخ بزرگ{چکُورکه} بر روی تک برگ سمت راست،که با حرکت دوربین من

خود را از من ودوربین مخفی می کرد.شاخکی از وی در تصویر نمایان است،

البته با چشم مسلح می توان دید!

————————————————————————————

عکسی به یادگار با آقای کربلائی زعفر و آقاپرویز ستاری وخاطره پذیرائی

با چای هیزمی آقبلا غ که تازه از درو گندم برگشته بودند وخاطره سالهای

دور از درو گندم -بخصوص درو مشترک در چله خانه را برایمان زنده کرد.

خدا قوت همسایه های با صفای سال های دور اسمرود.

————————————————————————————

در یکی از مغازه های هرو آباد مرغی برای ناهار شکار کرده بودیم که که با

سیخ و اجاق،در سایه تک درختِ یمشان اورمه،همگی شکار آقا فرامرز شده ایم!

———————————————————————————–

گویند هر چیزی آخرش خوش است،حتی سفر نامه وشاهنامه؛ سفر ما هم

همین گونه بود، امااین تصویر، پایان ناخوش سفر ما به دیارمان بود.

درود ورحمت خداوند بر پدر ومادر کسانی که این آشغالهارا در طبیعت اطراف

اُرمه جا گذاشته اند!رحمت از این جهت که بی شک پدران ومادرانمان حرمت

طبیعت را به نیکو ترین وجه حفظ می کردند واین ما-فرزندان ناخلف هستیم

که سر ستیز با طبیعت داریم وهر جا که قدم می گذاریم،چون لشگر مغول،

می خوریم ،ویران می کنیم ،می ریزیم و بر می خیزیم،گویی سفر آخرمان

است ودیگر گذر پوست به دباغ خانه نخواهد افتاد ،وچه خیال باطلی!

همه جای ایران وهر نقطه اسمرود،خانه ماست؛در حفظ محیط وطبیعت

خانه هایمان ،در هر جای کشور کوشا باشیم.،مثل پدرانمان.

توضیح اینکه برای اینکه عالم بی عمل نباشیم،تمام آشغال های اطراف

اُرمه را جمع کردیم و در هرو آباد روانه سطل زباله شهرداری کردیم.

————————————————————————————

…واین سفر نامه،همچون شاهنامه،آخرش خوش باشد؛ آن هم با عکس

یادگاری باآقای عنایت رضایی-داماد عموی مرحوم ما-نوروز سهرابی که با

پسربا وفا واهل کار خود- آقا مهرداد، عزم جزم کر ده اندتابا احیای باغ متروکه

پدری واحداث استخر پرورش ماهی،در دورترین منطقه کزج،ثابت کنند اگر

همت باشد،کار هست.آقا عنایت،آقا داوود؛خدا قوت،گامهایتان استوار،درختهایتان

پر ثمر،همچون تاکهای انگور مشهور کزج.

انگور سیاهتان را خوردیم،بسیار خوش مزه بود،باغتات آباد،دستهایتان پر توان.

————————————————————————————

منتظر سفر نامه وعکسهای سفر شما هم هستم.

One Response to سفر نامه…

پاسخ دادن به داوود رحیمی اسمرود لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>