سخن هفته
طلبگی به روایت دکترعلی شریعتی <==================> برخلاف امروز، كه براي منبر رفتن و لباس علم دين پوشيدن و مقام تبليغ مذهب را احراز كردن، شرط اصلي يا سكوت مطلق (بي ناطق بودن!) است و يا صوت خوش و اگر كسي قدرت علمي آن را داشته باشد كه به كتب حديث و سيره و تاريخ و اسناد و منابع علمي مراجعه كند يك دانشمند محسوب ميشود، در گذشته، حتي نقل حديث، احتياج به جواز رسمي از مقام ممتاز و مرجع علمي داشت و كسي حق نداشت، تنها با مراجعه به كتب حديث حتي كتب معتبري چون "اصول كافي" كه يكي از منابع چهارگانة علمي در شيعه است، حديثي را انتخاب نمايد و به صورت كتبي يا شفاهي نقل كند! زيرا، چنانكه گفتم، مالك اعتبار يك حديث در فرهنگ شيعه، اعتبار كتاب يا نويسنده هایي كه آن را نقل كرده نيست، بلكه سلسلة روايت و اعتبار اسناد آن است. از اين نظر، اساتيد بزرگ حوزه كه خود مقام رسمي علمي در علم روايت و درايت و رجال به شمار مي آمدند و شخصيت علمي و تحقيقي ممتازي در علم الحديث داشتند براي كساني كه مراحل درسي را طي كرده و از نظر فكري و نيز اخلاقي و تقواي ديني و علمي و قدرت استنباط و انتخاب و تشخيص، در مكتب استاد آزمايش شده و شايستگي خود را به اثبات ً رسانده بودند، رسما شهادتنامه هایي صادر ميكردند و در آن، مقام علمي، فضائل اخلاقي وي را ياد مي نمودند و مراتب اعتماد و اطمينان خود را نسبت به وي گواهي مي دادند و با ذكر سلسلة روايتي كه خود بدان پيوسته اند و معرفي آخرين حلقة اين سلسله‌ـ كه از او جواز نقل حديث گرفته اند و نيز معرفي خود به عنوان ً كسي كه به عنوان محدثي كه رسما حق روايت دارند‌ـ و اعالم كساني كه از آنان روايت ميكنند، به تلميذ خود،جواز، نقل حديث ميدادند و وي‌ـ كه بدينگونه ديپلم مي گرفت‌ـ حق رسمي نقل حديث به دست مي آورد و با تكيه بر آن، به عنوان محدث، در محيط علمي و جامعة اسلامي، صاحب عنوان علمي مي شد و مي توانست منبررود و تبليغ كند و به نام اسلام، به هدايت فكري و مذهبي مردم بپردازد. آنچه در اينجا بايد گفته شود، اول، عليرغم آزادي خارق العاده اي كه در نظام آموزشي اسلامي وجود دارد، چنانكه مي بينيم، ضوابط علمي و تحصيلي بسيار ً دقيق و مدارك علمي كاملا رسمي و معيني در كار ً است.ثانيا، چنان كه از بررسي نظامهاي آموزشي در تاريخ تمدنها و فرهنگهاي قديم بر مي آيد، فرهنگ اسلامي براي نخستين بار، به وضع چنين ضوابط رسمي و گواهينامه هاي تحصيلي پرداخته است و شباهت اصطالحات فني آموزشي در نظام تعليم و تربيت اروپايي و نظام تعليم و تربيت اسلامي حكايت از آن دارد كه اين اصطلاحات از فرهنگ آموزش اسلامي ترجمه شده است و تأثير همه جانبة فرهنگ و علوم و تمدن اسلامی، به ويژه پس از جنگهاي صليبي و آغاز رنسانس و عصر جديد در اروپا اين نظر را تأييد ميكند.چنانكه در نظام تعليمات مدارس اسلامي، رسم بر اين بود كه، پس از طي دوران تحصيل و ديدن دورة درس، استاد "شهادت" ميداد كه شاگرد وي اين دوره را گذرانده است و اين همان است كه امروز در اصطلاح اروپايي (Cartifica )مي نامند و شگفتا كه ما امروز، دوباره همين اصطلاح را به فارسي ترجمه كرده ايم و گواهينامه مي گوييم! و نيز "دوره"را كه به مجموعة درسهاي يك موضوع اطلاق مي شود، در فرانسه (Cours )و در انگليسي (Course )ترجمه كرده اند و اصطلاح "درجة علمي" را (Classe ،)و اصطلاح"جواز" را، (Licence )و مجتهد را(Docteur،)مي خوانند. ------------------------------------------------- منبع:روزنامه اطلاعات
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 495
<==================> بازدید امروز : 919
<==================> بازدید دیروز : 702
<==================> بازدید این هفته : 4542
<==================> بازدید این ماه : 13137
<==================> بازدید کل : 597732
<==================>
بایگانی

گذری…

گذری اجمالی بر مراسم
تاسوعا وعاشورای اسمرود،سال۹۶
==========================================
ذوالفقار ستاری اسمرود
————————————————————————————
عکسها از:مجید ستاری-محمد رحیمی-فرهنگ ستاری وعلی سهرابی
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین(ع)
روز تاسوعا روزمتعلق به اقا ابوالفضل العباس فرارسیده ،روزی  که همچون سالهای پیش عزاداران اسمرودی بی قرارند خود را به روستا برسانند ودر مراسم پرشور وبی ریای  انجا حضور یابند، ساعت ۱۰صبح که در جاده در حرکتیم ،آرام آرام ،دلسوختان وعاشقان ابا عبدالله را می بینیم که عازمند .
ناگهان ماشینی با عجله وسرعت از کنار ما رد می شود وگرد وخاکی به پا میکند، محمد حسین است .احسان  دارد قراراست  ناهار ظهر تاسوعا را تهیه کند دیر کرده است .به اقبلاغ که می رسیم ماشینها توقف نموده اند، اقا فرهنگ ایستگاه صلواتی زده ،از مسافران پذیرائی می کند، لحظاتی به صرف احسان برادران ستاری صرف می شود  .
به روستا که می رسیم، جمعیت زیادی جلوی مسجد دیده می شود، امسال به نسبت سالهای پیش ،خیل مشتاقان ودلسوختان  امام حسین (ع)خود را زودتر رسانده بودند.
تقریبا اکثراعضای هیئت گلستان تهران آمده بودند ، تا طبق برنامه از قبل اعلام شده ،میزبان همایش نینوائیان (هیئتهای محمود اباد ویوزناب وسوران ) باشند.  البته مثل همیشه این ابتکار برای نخستین بار توسط موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود برنامه ریزی شده بودکه شاید در سالهای بعد در روستاهای دیگر اجرا شود  (اسمرود مبدع اولین ها ست)
ظهر نزدیک بود، نماز جماعت برپا شد ،ناهارکه توسط اقای اسدی تدارک دیده شده بود،  صرف شد، خداوند قبول کند ،ودر دفتر سید الشهدا ثبت وضبط کند .مراسم عزاداری آغاز شد،امسال مهمانان زیادی از روستاهای دیگر که مرید اقا عینعلی بابا هستند در مسجد حضور یافته بودند .
همه عاشق بودند .حوالی ساعت ۴ پرچم دسته عزاداران محمودآبادنمایان شد، به استقبالشان رفتیم، در مسجدپس از خیر مقدم گویی آقای دکتر سهرابی که مثل همیشه از وحدت وصفا وصمیمیت بین اهالی دوروستا سخن گفت، حجه السلام صمدی به منبر رفت، از آسیبهای جهان اسلام و  خطرات داعشیان ووهابیت ایراد سخن نمودند .
پس از بدرقه انها واقامه نماز برنامه جمع اوری نذری ها ادامه یافت. آنچه برجسته بود،دعا برای رفع کسالت اقای عبدالرحمان همراهی ازعزاداران وهمراهان همیشگی این مراسمات بود، خداوند شفای عاجل دهد. شام احسان اقای هوشنگ اسدیان که ان شااله خداوند قبول درگاهش قراردهد. صرف شد.و در نهایت به علت اتمام مهلت هیئت امنا مسجد، رای گیری شد. وهمان هیئات قبلی به اضافه اقای زعفر ستاری قرار شد  به عنوان هیات امنا جدید،به مدت سه سال دیگر به کارشان ادامه دهند .
روز عاشورا باقرائت زیارت عاشوراو احسان صبحانه اقای دکتر فرامرز سهرابی شروع شد ،خداوند جز احسان محسنین قراردهد .ساعت ۱۰صبح دسته عزاداری به طرف یادمان مزار شهید  صیقت وقبرستان با قربانی قربانی کنندگان به حرکت در امد.

پس از زیارت وعزاداری در قبرستان به مسجد برگشتیم حاج رسول انامپور ایرادروضه خوانی سوزناکی فرمودند.

داستان جون- غلام ابوذر غفاری که در کربلا به خدمت امام حسین بودندداستان عجیب وسوزناکی بود .

امام به ایشان اذن میدان نمیداد ومی فرمود من شرمنده ام از این که شمارا اینجا اورده ام وجان شما در خطراست جون گفتند: من  بدنم بوی بدی دارد اصل وتباری ندارم اجازه دهید خون سیاهم به خون شما درآمیزد واقا دعایی فرمودند وجون پس از شهادت چهره اش نورانی وبوی خوشی از پیکر مبارکشان به مشام می رسید .

پس از صرف ناهار که احسان اقای عبدالرحمان همراهی بود ختم مراسم اعلام شد وهمه دوباره پراکنه شدند وغبار غربت وتنهایی در روستاسایه افکند

==========================================
بار گذاری عکسهای ارسالی ادامه دارد

One Response to گذری…

  • داوود رحیمی اسمرود says:

    با عرض سلام و خسته نباشید به جمیع اهالی روستای اسمرود و عاشقان اباعبدالله الحسین(ع)
    امیدوارم عزاداری شما عزیزان مقبول در گاه احدیت قرار گیرد.
    امسال این حقیر بر خلاف میل باطنی ،موفق به حضور در این مراسم نشدم. اجرکم عندالله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود