سخن هفته
تفاوت...! <:::::::::::::::::::::::::> مردمی که می خواهند کشورشان یک شبه و در عهد یک پادشاه یا یک رئیس جمهور به بهشتی توسعه یافته تبدیل شود، نه هرگز توسعه خواهند یافت و نه زمینه های رفتن به بهشت را آماده می کنند. مردم انگلستان در طول هزار سال پادشاهی کشورشان، تنها یک شاه را کشته اند، آن هم با محاکمه رسمی و علنی و با امضای نمایندگان پارلمان. و ما در طول سیصد سال گذشته هر ۲۵ سال یک بار، یک شاه را کشته ایم یا فراری داده ایم ،یا دق مرگ کرده ایم یا تبعید،راستی تفاوت در شاهان ما بوده است یا در مردمان ما؟! <:::::::::::::::::::::::::> نقل قول از نویسنده است که متاسفانه نامش را ثبت نکرده ام.
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 445
<==================> بازدید امروز : 97
<==================> بازدید دیروز : 219
<==================> بازدید این هفته : 3084
<==================> بازدید این ماه : 9744
<==================> بازدید کل : 551431
<==================>
بایگانی

گذری…

گذری اجمالی بر مراسم
تاسوعا وعاشورای اسمرود،سال۹۶
==========================================
ذوالفقار ستاری اسمرود
————————————————————————————
عکسها از:مجید ستاری-محمد رحیمی-فرهنگ ستاری وعلی سهرابی
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
————————————————————————————
السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین
وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین(ع)
روز تاسوعا روزمتعلق به اقا ابوالفضل العباس فرارسیده ،روزی  که همچون سالهای پیش عزاداران اسمرودی بی قرارند خود را به روستا برسانند ودر مراسم پرشور وبی ریای  انجا حضور یابند، ساعت ۱۰صبح که در جاده در حرکتیم ،آرام آرام ،دلسوختان وعاشقان ابا عبدالله را می بینیم که عازمند .
ناگهان ماشینی با عجله وسرعت از کنار ما رد می شود وگرد وخاکی به پا میکند، محمد حسین است .احسان  دارد قراراست  ناهار ظهر تاسوعا را تهیه کند دیر کرده است .به اقبلاغ که می رسیم ماشینها توقف نموده اند، اقا فرهنگ ایستگاه صلواتی زده ،از مسافران پذیرائی می کند، لحظاتی به صرف احسان برادران ستاری صرف می شود  .
به روستا که می رسیم، جمعیت زیادی جلوی مسجد دیده می شود، امسال به نسبت سالهای پیش ،خیل مشتاقان ودلسوختان  امام حسین (ع)خود را زودتر رسانده بودند.
تقریبا اکثراعضای هیئت گلستان تهران آمده بودند ، تا طبق برنامه از قبل اعلام شده ،میزبان همایش نینوائیان (هیئتهای محمود اباد ویوزناب وسوران ) باشند.  البته مثل همیشه این ابتکار برای نخستین بار توسط موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود برنامه ریزی شده بودکه شاید در سالهای بعد در روستاهای دیگر اجرا شود  (اسمرود مبدع اولین ها ست)
ظهر نزدیک بود، نماز جماعت برپا شد ،ناهارکه توسط اقای اسدی تدارک دیده شده بود،  صرف شد، خداوند قبول کند ،ودر دفتر سید الشهدا ثبت وضبط کند .مراسم عزاداری آغاز شد،امسال مهمانان زیادی از روستاهای دیگر که مرید اقا عینعلی بابا هستند در مسجد حضور یافته بودند .
همه عاشق بودند .حوالی ساعت ۴ پرچم دسته عزاداران محمودآبادنمایان شد، به استقبالشان رفتیم، در مسجدپس از خیر مقدم گویی آقای دکتر سهرابی که مثل همیشه از وحدت وصفا وصمیمیت بین اهالی دوروستا سخن گفت، حجه السلام صمدی به منبر رفت، از آسیبهای جهان اسلام و  خطرات داعشیان ووهابیت ایراد سخن نمودند .
پس از بدرقه انها واقامه نماز برنامه جمع اوری نذری ها ادامه یافت. آنچه برجسته بود،دعا برای رفع کسالت اقای عبدالرحمان همراهی ازعزاداران وهمراهان همیشگی این مراسمات بود، خداوند شفای عاجل دهد. شام احسان اقای هوشنگ اسدیان که ان شااله خداوند قبول درگاهش قراردهد. صرف شد.و در نهایت به علت اتمام مهلت هیئت امنا مسجد، رای گیری شد. وهمان هیئات قبلی به اضافه اقای زعفر ستاری قرار شد  به عنوان هیات امنا جدید،به مدت سه سال دیگر به کارشان ادامه دهند .
روز عاشورا باقرائت زیارت عاشوراو احسان صبحانه اقای دکتر فرامرز سهرابی شروع شد ،خداوند جز احسان محسنین قراردهد .ساعت ۱۰صبح دسته عزاداری به طرف یادمان مزار شهید  صیقت وقبرستان با قربانی قربانی کنندگان به حرکت در امد.

پس از زیارت وعزاداری در قبرستان به مسجد برگشتیم حاج رسول انامپور ایرادروضه خوانی سوزناکی فرمودند.

داستان جون- غلام ابوذر غفاری که در کربلا به خدمت امام حسین بودندداستان عجیب وسوزناکی بود .

امام به ایشان اذن میدان نمیداد ومی فرمود من شرمنده ام از این که شمارا اینجا اورده ام وجان شما در خطراست جون گفتند: من  بدنم بوی بدی دارد اصل وتباری ندارم اجازه دهید خون سیاهم به خون شما درآمیزد واقا دعایی فرمودند وجون پس از شهادت چهره اش نورانی وبوی خوشی از پیکر مبارکشان به مشام می رسید .

پس از صرف ناهار که احسان اقای عبدالرحمان همراهی بود ختم مراسم اعلام شد وهمه دوباره پراکنه شدند وغبار غربت وتنهایی در روستاسایه افکند

==========================================
بار گذاری عکسهای ارسالی ادامه دارد

One Response to گذری…

  • داوود رحیمی اسمرود says:

    با عرض سلام و خسته نباشید به جمیع اهالی روستای اسمرود و عاشقان اباعبدالله الحسین(ع)
    امیدوارم عزاداری شما عزیزان مقبول در گاه احدیت قرار گیرد.
    امسال این حقیر بر خلاف میل باطنی ،موفق به حضور در این مراسم نشدم. اجرکم عندالله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود