مهاجرت نخبگان و ۳ نکته
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>
دکتر حمیدرضا جلاییپور*
در گروههای تلگرامیکاریکاتوری را به نقل از یک روزنامه در موضوع فرار مغزها «شاهکار» نامیدند. ظاهراً طراح کاریکاتور تلویحا میخواهد بگوید در حالی که جمهوری اسلامیگیسها را کنترل میکند آمریکا مغزهای ما را میرباید. در گروههای تلگرامینیز کسانی که منتقد وضع موجودند، فوت مریم را بهانهای برای نقد جمهوری اسلامیقرار دادند. من در برابر این ارزیابی منفی سه نکته دارم.
اول این که اتفاقا مریم میرزاخانی مصداق فرار مغزها نیست بلکه برعکس مصداق توانایی جامعه مدرن ایران و جمهوری اسلامیاست. حالا چرا؟ او فرزند با استعداد یک خانواده کارمند معمولی بوده است. آموزش و پرورش هم با تاسیس مدرسه تیزهوشان او را جذب کرده و در جریان برگزاری مسابقات المپیاد ریاضی مریم طلا گرفته و تواناییاش برای جامعه شناخته شده است. سپس در بهترین مرکز ریاضی کشور(دانشگاه صنعتی شریف) مشغول به تحصیل ریاضی شده است. بعد با تأیید و راهنمایی اساتید همین دانشگاه او به بهترین دانشگاه ریاضی جهان در آمریکا رفته است. پس از آن هم او راحت به ایران میآمده و با دانشگاه صنعتی شریف ارتباط علمیداشته است. تا اینجا جمهوری اسلامیکوتاهی نکرده است. چه بسا دخترانی در افغانستان استعدادهای درخشان داشته باشند ولی زمینه رشدشان فراهم نشود. از این رو مریم مصداق خوبی برای نقد جمهوری اسلامینیست.
دوم این که «مهاجرت» نیروهای کیفی واژه بهتری بجای «فرار» مغزها است. کاربرد فرار مغزها از بیتوجهی به ویژگی «پویایی تحرک اجتماعی» در زندگی مدرن ناشی میشود. اساتید مریم گفتهاند او استعداد حل مسائلی را در علم ریاضی داشته، که هر دو سه دهه یکبار چنین استعدادهایی در جهان ظهور پیدا میکنند. اگر او با این استعداد ژاپنی، یا آلمانی یا انگلیسی هم بود شایسته بود به مراکز ریاضی جهان(دانشگاههایهاروارد، پرینستون و استنفورد) مهاجرت کند. لذا مریم از ایران فرار نکرده و به مرکزی که شایستهاش بوده مهاجرت کرده و اتفاقا رابطه خوبی با ایران و نهادهایش داشته است. سوم این که البته میزان بالای مهاجرت نیروهای کیفی ایران پس از انقلاب یک امر آسیب شناسانه است چه بسا اگر ایران به طور جدی تری در مسیر توسعه درون زا، دموکراتیک و مبتنی بر عدالت اجتماعی حرکت کند، از میزان مهاجرت نیروهای کیفی کم شود. ولی در مجموع حتی در شرایط تحکیم دموکراسی این مهاجرتها نه در ایران و نه در کشورهای دیگر ریشه کن نمیشود(در ضمن مصداق مهاجرت مریم در برابر کنترل موهای زنان قرار نمیگیرد، چون او به خاطر حجاب از ایران مهاجرت نکرده است.)
متاسفانه در میان مخالفان وضع موجود و جمهوری اسلامیمد شده که هر چه دم دستشان میآید(در این جا فوت جانکاه مریم میرزاخانی) به عنوان نقد علیه جمهوری اسلامیبه کار میبرند. این دیگر نقد نیست بلکه نوعی توجیه برای نفی هست. همانطور که اشاره شد اتفاقاً موضوع مریم میرزاخانی مصداق توانایی جامعه مدرن ایران و جمهوری اسلامیاست. در صورتی که ما میتوانیم در زمینههایی بجای دیگری جمهوری اسلامیرا نقد کنیم. مثلا ما میتوانیم بگوییم در انتخابات ۹۶ مردم روحانی را انتخاب کردند چرا در درون همین نظام بخشی از آن نمیگذارد روحانی در تحقق وعدههایش کابینهاش را بچیند، وعدههایش را انجام دهد ـ دیدید روز بعد از رأی گیری رأی مردم را حرام نامیدند، با بنی صدر مقایسهاش کردند!
=========================================>
*استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران