سخن هفته
عزاداری سنتی =================== برخی کارهاست که پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیک می‌کند. یکی از آن کارها، همین عزاداریهای سنّتی است که باعث تقرّبِ بیشترِ مردم به دین می‌شود. این‌که امام فرمودند «عزاداری سنّتی بکنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، به سروسینه زدن و مواکب عزا و دسته‌های عزاداری به راه انداختن، از اموری است که عواطف عمومی را نسبت به خاندان پیغمبر، پرجوش می‌کند و بسیار خوب است. ==================== حضرت آیت الله خامنه ای
آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 543
<==================> بازدید امروز : 200
<==================> بازدید دیروز : 481
<==================> بازدید این هفته : 1481
<==================> بازدید این ماه : 8090
<==================> بازدید کل : 650891
<==================>
بایگانی

شاید فردا…

 

شاید فردا دیر باشد

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

محمد ولی سهرابی اسمرود

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

محفل دوستانه است و دو خانواده به بهانة دید و بازدید عید، پس از سال‌ها به گپ و گفت مشغولند. پدر و مادرها متعلق به نسل دوّم انقلاب هستند و در آستانة دهة پنجم زندگی و به یقین، فراز و فرودهای زندگی در ایّام نوجوانی و جوانی را در تب و تاب پیروزی و ثبات انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی گذرانده‌اند.

پدران دو خانواده همدرس دوران تحصیل و همرزم دوران دفاع مقدس هستند و خاطرات مشترک فراوانی برای گفتن دارند که اگر فرصت بیان باشد، حداقل مثنوی ۲۰من! کاغذ می‌شود، امّا جوانان دو خانواده که عموماً تحصیل‌کرده در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه‌های به‌نام دولتی هستند، ساکت و آرام به خاطرات مشترک پدران و گپ و گفت مادران گوش سپرده‌اند و گاهی نیز که حوصله‌شان سر می‌رود، به تناسب جنسیت، به اتاق‌های اختصاصی فرزندان میزبان پناه می‌برند و یا به گوشی‌های مجهز به انواع نرم‌افزارهای ارتباطی جدید، تا این دقایق و یا چند ساعت در کنار هم بودن را به خیر و خوشی به سر کنند!

یکی از پدران برای شکستن یخ ارتباط جوانان خانواده به شوخی می‌گوید: می‌بینید جوانان قدیم چقدر حرف و خاطره برای گفتن دارند و شما از این نعمت بی‌بهره هستید و رفیق فابریکِ شما پیامک است و وایبر و…

با این شوخیِ جدی، فضای سنگین و کمی تا قسمتی ابریِ حاکم بر گفتمان دو خانواده، اندکی تغییر می‌کند و به تبع آن، جوان ۲۸ سالة کارشناس ارشد کامپیوتر دانشگاه تهران هم به حرف می‌آید و رو به پدر می‌گوید: خوب، حق دارید با دوست دوران تحصیلتان ساعت‌ها گپ بزنید و از خاطرات مشترک بگویید و به قولی، گل بگوئید و گل بشنوید و ما به فضای مجازی، پیامک و وایبر و… پناه ببریم!

شما (پدر) در سن و سال من که بودید، ۶ سال سابقة کار داشتید و من (۲۸ ساله)، خواهرم (۲۹) ساله و برادر ۲۵ ساله، با تحصیلات عالی، همه سربار خانواده‌ایم و به هر دری که برای کار می‌زنیم، به در بسته می‌خوریم. هر وقت سر سفره خانواده می‌نشینیم، خجالت می‌کشیم که هنوز هر سه نفرمان، نه تنها باری از دوش شما برنداشته‌ایم، بلکه همچنان از حقوق فرهنگی پدر و مادر، که در حال بازنشسته شدن هستند، ارتزاق می‌کنیم.

پدر خانواده ظاهراً اوّلین بار است این حرف‌ها را از زبان فرزند ارشدِ بیکار خانواده ـ به نمایندگی از دو فرزند دیگر می‌شنود. اشک در چشمانش حلقه می‌زند، امّا استوار و مسلط می‌گوید: همة دلخوشی من و مادرتان، خوشی و دلخوشی شماست و تا به حال نیز، با وجود همة مشکلات زندگی، تلاش کرده‌ایم در حد توان، برای تحصیل و زندگی شما کم نگذاریم. از این پس نیز خداوند کریم است و رزق و روزی در دست اوست.

مادر خانواده خطاب به مهمان‌ها می‌گوید: پدرشان، مثل خود بچه‌ها، چندین سال است که برای اشتغال بچه‌ها تلاش می‌کنند، امّا تا به حال نتیجه‌ای نگرفته‌ایم. اگر شما هم جائی ؟ سراغ داشتید، کمکمان کنید، چون احساس می‌کنیم هر روز که می‌گذرد، و تلاش بچه‌ها برای یافتن شغل، به نتیجه نمی‌رسد، روحیة همة ما خراب می‌شود و حتی از کنار هم بودن هم لذت نمی‌بریم!

جمله آخر مادرِ خانواده تلنگری به ذهنم می‌زند و با حرف‌های فرزند ارشد خانواده درمی‌آمیزد که این نگرانی، این تشویش و دلهره، خاص یک خانواده نیست، بسیاری از خانواده‌های ایرانی اکنون با همین دغدغه‌های دل آزار دست و پنجه نرم می‌کنند. خانواده‌ها با هزاران دردسر، حتی با تحمل هزینه‌های سنگینِ دانشگاه‌های آزاد، غیرانتفاعی و شبانه و… در تربیت نسل بیکار جامعه می‌کوشند و آنگاه که فارغ‌التحصیل شدند و بیکار، جوانان احساس سربار بودن دارند و خانواده احساس بدتر از آنها را دارند و بدتر از آن، از کنار هم بودن هم نه تنها لذتی نمی‌برند، بلکه برای فرار از وضع موجود، تلاش می‌کنند در بهترین حالت به جمع دوستان و فضاهای مجازی پناه ببرند و در بدترین وضعیت ممکن هم، گاهی به بیراهه می‌روند که ممکن است به هیچستان ختم شود.

وقتی حرف جوان تحصیل‌کرده ۲۸ ساله را که به پدرش می‌گوید: شما می‌گفتید در سن و سال من که بودید ۶ سال سابقة کار داشتید، در ذهنم مرور می‌کنم، به او و جوانان هم سن و سالش حق می‌دهم و نقبی به دوران جوانی خودم می‌زنم که بلافاصله پس از دانشگاه، فرصت‌های شغلی فراوان داشتم و انتخاب اصلح دست من و یا دوستان هم سن و سال من بود، امّا الان اینگونه نیست و خانواده‌های زیادی با مشکل بیکاری جوانان ـ بخصوص تحصیلکرده مواجه هستند که باید مسئولین کشور چاره‌ای بیندیشند و از عوارض جانبی اجتماعی و روحی روانی جوانان بکاهند که شاید فردا دیر باشد.

==========================================

سخن مدیر مسئول/جوانان امروز/اردیبهشت ۹۴

==========================================

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود