سخن هفته

نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1360
<==================> بازدید امروز : 300
<==================> بازدید دیروز : 826
<==================> بازدید این هفته : 300
<==================> بازدید این ماه : 5326
<==================> بازدید کل : 2038610
<==================>
بایگانی

۱۰۰ خصلت…

 

100 خصلت  رفتاری پیامبر(ص)

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

:::ارسالی:مهران سهرابی اسمرود

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق، آنچه در پی می‌آید بیان ۱۰۰ خصلت از خصوصیات رفتاری پیامبر اکرم(ص) است که بازگوکننده بخشی از سلوک فردی و اجتماعی و سبک زندگی آن حضرت می‌باشد.

 

بی‌شک تأسی به سیره و سنت آن حضرت براساس آیه‌‌کریمه «و لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه» و از جمله آنچه در این مطلب به آن اشاره شده، راهگشای مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

 

۱-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت

 

۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.

 

۳-نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.

 

۴-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.

 

۵-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.

 

۶-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.

 

۷-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمی کرد.

 

۸-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.

 

۹-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.

 

۱۰-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.

 

۱۱-هرگاه با کسی، هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.

 

۱۲-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.

 

۱۳-با هرکه می نشست تا او اراده برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.

 

۱۴-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.

 

۱۵-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.

 

۱۶-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.

 

۱۷-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.

 

۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

 

۱۹-اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.

 

۲۰-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.

 

۲۱-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.

 

۲۲-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.

 

۲۳-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.

 

۲۴-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

 

۲۵-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»

 

۲۶-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.

 

۲۷-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.

 

۲۸-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.

 

۲۹-بیش از همه صله رحم به جا می آورد.

 

۳۰-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.

 

۳۱-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.

 

۳۲-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می‌گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.

 

۳۳-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.

 

۳۴-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.

 

۳۵-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.

 

۳۶-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.

 

۳۷-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.

 

۳۸-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.

 

۳۹-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.

 

۴۰-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.

 

۴۱-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه مدینه بود.

 

۴۲-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.

 

۴۳-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.

 

۴۴-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.

 

۴۵-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است.

 

۴۶-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.

 

۴۷-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.

 

۴۸-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.

 

۴۹-اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می آمد نمازش را کوتاه می کرد.

 

۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

 

۵۱-عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

 

۵۲-احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»

 

۵۳-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.

 

۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.

 

۵۵-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

 

۵۶-غریبان را خیلی مراعات می کرد.

 

۵۷-با نیکی به شروران

دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.

 

۵۸-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .

 

۵۹-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.

 

۶۰-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .

 

۶۱-مزاح می کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمی زد.

 

۶۲-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.

 

۶۳-بردباری اش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.

 

۶۴-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

 

۶۵-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت

 

۶۶-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.

 

۶۷-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

 

۶۸-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.

 

۶۹-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .

 

۷۰-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

 

۷۱-روی خاک می نشست و روی خاک غذا می خورد.

 

۷۲- روی زمین می خوابید.

 

۷۳-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.

 

۷۴-با دست خودش شیر می دوشید و پای شتر ش را خودش می بست.

 

۷۵-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.

 

۷۶-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.

 

۷۷-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.

 

۷۸-چون جامه نو می پوشید جامه قبلی خود را به فقیری می بخشید.

 

۷۹-جامه فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.

 

۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.

 

۸۱-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.

 

۸۲-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

 

۸۳-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.

 

۸۴-نور چشم او در نماز بود و آسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.

 

۸۵-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.

 

۸۶-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.

 

۸۷-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.

 

۸۸-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.

 

۸۹-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.

 

۹۰-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.

 

۹۱-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شد و از همه دیرتر دست می کشید.

 

۹۲-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.

 

۹۳-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

 

۹۴-در غذا هرگز آروغ نزد.

 

۹۵-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.

 

۹۶-بعد از غذا دستها را می شست و روی خود می کشید.

 

۹۷-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

 

۹۸-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.

 

۹۹-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.

 

۱۰۰-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.

=========================================>

منابع: کتاب «منتهی الآمال» محدث قمی و کتاب «مکارم الاخلاق» طبرسی

=========================================>

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>