سخن هفته
تفاوت...! <:::::::::::::::::::::::::> مردمی که می خواهند کشورشان یک شبه و در عهد یک پادشاه یا یک رئیس جمهور به بهشتی توسعه یافته تبدیل شود، نه هرگز توسعه خواهند یافت و نه زمینه های رفتن به بهشت را آماده می کنند. مردم انگلستان در طول هزار سال پادشاهی کشورشان، تنها یک شاه را کشته اند، آن هم با محاکمه رسمی و علنی و با امضای نمایندگان پارلمان. و ما در طول سیصد سال گذشته هر ۲۵ سال یک بار، یک شاه را کشته ایم یا فراری داده ایم ،یا دق مرگ کرده ایم یا تبعید،راستی تفاوت در شاهان ما بوده است یا در مردمان ما؟! <:::::::::::::::::::::::::> نقل قول از نویسنده است که متاسفانه نامش را ثبت نکرده ام.
آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 443
<==================> بازدید امروز : 611
<==================> بازدید دیروز : 817
<==================> بازدید این هفته : 2293
<==================> بازدید این ماه : 8953
<==================> بازدید کل : 550640
<==================>
بایگانی

عکس و…/۱۰

…واما عکس ومکث۱۰

-هدف بها دادن به ارزش تاریخی عکس ویاد گذشتگان بود وآشنائی نسل جدید با نسلهای گذشته ویا درگذشته.

-عکس احتمالا سال ۶۳؛ گرفته شده و من آن سال برای تفریح،نه بیچین، عازم اسمرود شده بودم.

-دوربین را از مرحوم احسان اللهیاری به امانت گرفته بودم،یک دوربین روسی که برخی از عکسهای نسبتا قدیمی من،مربوط به همان دوران است.روحش شاد، یادش گرامی،که ناگهانی وزود از میان ما رفت.

-عکس احتما لا توسط یکی دیگر از خاندان محترم ستاری گرفته شده است.

-آن سفر، من از سه راه ترک تا اسمرود را پیاده رفتم،که الان از یاد آوری آن هم خسته می شوم!

-در همین سفر از چایچی تا اسمرود،با شاد روان، فیرز قلیزاده هم صحبت و وهمسفر شدم که برایم شیرین ولذت بخش بود.

-در مسیر ودرآغ بولاغ،آقای زعفر ستاری وآقایان ستاری را دیدیم ومهمان چای اجاق هیزمیشان شدیم وچه کیفی هم کردیم.

-درختهای بر زمین افتاده، برای استفاده در خانه هرو آباد یابرای کارگاه آقای عزیز آزمون قطع شده بودند.

همسفری با مرحوم عمو فیروز،لذت سفر تا روستا را دوچندان کرده بود- مرحوم فیروز مردی شوخ طبع،با صفا وصمیمی بود.آن مرحوم،پدرم و شاد روان صبر الله اسدیان-پدر شهید محرم،تقریبا هم سن بودند وبا هم زیاد شوخی می کردند.

-مثلا چون مرحوم پدر اهل چرت زدن لحظه ای بود وهمین چرتهای کوتاه،به منزله خوابش بود،آن دو مرحوم معمولا این خصلت پدر را بهانه ای برای شوخی خود فرار می دادند ومی گفتند:

شنیدیم مشهد ی وجه الله{نام غیر شناسنامه ای پدر} وقتی می رود تهران_برای دیدن اقوام یا سر زدن به خانه آقا فرامرز ومحمد ،در ماشین خوابش می گیرد ودوباره با همان ماشین بر می گردد خلخال!

-مرحوم حاج آقا هم هر وقت تهران می آمد ، خانه ما،می گفت:وقتی برگشتم خلخال،به صبیر{صبر الله} وفیروز خواهم گفت که:

“اولمسوز که بلسوز اوزوم تهراندا گدوپ فلانینین اویون تاپشام”

-حتی پس از فوت دو یار قدیمی اش،باز به شوخی می گفت:

“فیروزنان صبیر کاش دیری اولیدلار ،گوریدیلر کی تک گلیپ چیخمشام برا!”-یاد ونامشان گرامی باد.

-اما مرحوم فیروز؛ گوئی رادار پیشرفته روستایمان بود،چشمهایش به دوربینهای دید در شب،دید در برف وکولاک،دید در مه وگوشهایش به گیرنده های قوی مجهز بود؛چرا که هروقت اهالی در زنگ تفریح،پشت بام روستا جمع می شدند و از هردری سخن می گفتند،فیروز عمی یک دفعه هیاهوی جمع را با این جملات خاموش می کرد:

“َاَده،ِ-اِله بیل دوشان قا لاسینان نچه نفر گلیر”

“آی یتیم،سس ِالمیون،شیلشدن ِاله بیل گلن وار”

“آی اُوغلان؛ گوزون یاخچی سِچر،دقت ِاله، گور آرخبندینین اوستونن قاطر چی دویله گلیله؟!” ومعمولا هم همانی می شد که عمو فیروز دیده یا شنیده بود.

-عمو فیروز گاهی به شوخی به پدر می گفت:

“بیلمیرم حاجی کتاپلاردا نَمَنه اوخور کی بنین زمیلری،یونجا لاری بوجور گتریر ،بیزمکیلریوخ؛ساواد اِله هر یرده درده َدَیردا”

…وهمه حکا یت عکس ومکث ما ذکر خیر از شاد روان فیروز قلیزاده بود که با این عکس، در یادمان جاودانه است.روحش شاد.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

-با سپاس از همه هم ولایتی ها ودوستانی که به بهانه ای ،عکس ومکث۱۰ رادیدند،یادی از دهه ۶۰ کردند ویادی از یادگاران گذشته- مرحوم فیروز قلیزاده،از میان پاسخهای رسیده برای شناسائی افراد حاضر در عکس،که عموما پاسخهای صحیحی بودند و پنج نفراز دانه درشتهای عکس رادرست شناسائی کرده بودند ودر شناسائی نوجوانان وکودکان به خطا رفته بودند،ضمن تقدیر از تلاش ۱۷نفر،به قید قرعه!! آقای :

“مهندس داوود رحیمی اسمرود”

را به خاطر پیشتاز بودن،تلاش چندین باره برای شناسائی وهمچنین شناخت یکی از کودکان حاضر در عکس؛که حتی خیلی از ستاریهای عزیز هم شناسائی نکرده بودند،برنده اعلام می کنیم وطبق وعده،در اولین گردهمائی عمومی،یا یکی از جلسات هیات مدیره،هدیه ای از طرف هیات مدیره موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود ،به رسم یادبود،تقدیم ایشان خواهیم کرد.

اما اسامی افراد حاضر در عکس:

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ردیف ایستاده ،از راست،آقایان:

۱-غیبعلی ستاری۲-سیامک ستاری۳- مرحوم فیروز قلیزاده

۴- مجمد ولی سهرابی۵-حجت الاسلام حاج فاضل ستاری

ردیف نشسته،از راست،آقایان:

۱-زعفر ستاری۲-مهدی ستاری{فر زند زعفر}۳- رامین ستاری{فرزند پرویز}

۴- عزیز آزمون۵-اباصلت ستاری

2 Responses to عکس و…/۱۰

  • داوود رحیمی اسمرود says:

    سلام
    از شما تشکر میکنم که یادی از مرحوم احسان اللهیاری کردید. دوربین مورد اشاره به شماره ۱۲۵ بصورت یادگاری پیش من میباشد که چه خاطراتی از ان دوربین دارم.
    یادمه دوربین نامبرده وقتی بدون باطری دکمه فلش را میزدی جرقه تولید میشد و مخصوصا درتاریکی بیشتر مشهود بود وچون خیلی از دوستان برق ندیده بودند یا اشیائی به این مدل مشاهده نکرده بودند، موقع تاریکی میامدند منو صدا میکردند تا چندتا شاسی فلش براشون بزنم تا این بنده خداها خوشحال بشوند و چون این کار ادامه داشت واقعا کلافه شده بودم {مخصوصا از دست شهاب فتح اللهی و رشید (اشی)محمدی }وقتی که منو می دیدند فکر میکردند مخترع برق من بودم هرچقدر هم اصرار میکردم باور نمی کردند، چون خسته شده بودم برای هر بار شاسی زدن جایزه گذا شته بودم( یک سیلی برای هر بار شاسی زدن)دوست عزیزمان شهاب فتح اللهی چنان استقامت نشان میداد اگر تا صبح فردا شاسی دوربین را می زدم ،اماده بود البته داستان طولانی هست ،چون فرصتی نیست خلاصه کردم.
    ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سلام آقا داوود
    حالاکه دوربین مرحوم احسان ،خاطرات گذشته ما را زنده کرد و شماهم وصفی از دوربین کردید،بد نیست عکسی از همان دوربین ،با یک عکس از احسان مرحوم هم برایم بفرستید،تا خاطرات تکمیل شود. البته من هم چند عگس از شادروان احسان دارم که در آینده چاپ خواهم گرد.

  • داوود رحیمی اسمرود says:

    سلام
    واقعا تشکر می کنم از مدیر محترم سایت افتاف اسمرود و تشکر می کنم از اعضای هیات مدیره و خوشحال شدم از الطاف جنابعالی که جایزه بزرگ افتاب اسمرود به این حقیر تعلق گرفت.
    :::::::::::::::::::::::::::::::
    سلام
    مبارکتان باشد.البته جایزه خیلی هم بزرگ نیست،هدیه ای خواهد بودتحفه آقا داوود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود