سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 108
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 108
<==================> بازدید این ماه : 287
<==================> بازدید کل : 2006260
<==================>
بایگانی

خاطره طالقان

 

خاطره ای از همایش طالقان

————————————————
مهندس داوود رحیمی اسمرود
————————————————
روز پنجشنبه به مقصد طالقان راه افتادیم ساعت ۱۱:۳۰شب در محل ویلای اقای کشاورز حاضر شدیم وقتی که  به طبقه همکف وارد شدیم استخری بود که داخل ان برادران اسمرودی شنا میکردند و گروهی فوتبال دستی بازی میکرند من با حس کنجکاوی داشتم  به نحوه معماری و ساخت سازه ان دقت میکردم   که سازه به این زیبایی ساخته شده  حیف است که به این نحو کثیف باشد که یک لحظه کفشهای گل الود برادران اسمرودی را نظاره کردم با خودم گفتم خدانکنه که به حال پذیرایی و اتاق خواب هم با این کفشها تردد داشته باشند  واقعا اسفناک بود ، بگذریم.
 
به طبقه بالایی که رسیدیم انبوهی از جمعیت اسمرودی دور هم نشسته بودند که بعد از احوال پرسی با همه دوستان مورد توجه اشپز قرار گرفتیم از ما (خلیل و جواد وداوود )پذیرایی به عمل امد
 
پاسی از شب گذشته بود اقای حاج منصور انامپور برنامه روز جمعه را برای همه اعلام نمودند مقرر شد قبل از صرف صبحانه همه برای کوه نوردی اماده و مهیا باشند من با خودم فکر کردم با این شورو ذوقی که حاج اقا می فرمایند حتما کوهای مرتفع توسط اسمرودیها در اینده نزدیک فتح خواهد شد

 

ما اسمرودی ها وقتی که همدیگر را می بینیم دیگر خواب برایمان بی معنی میشود واز خاطرات گذشته (ناخیرا گتمکدن و خلور چاتماخدان)تعریف میکنیم من شخصا یک دقیقه نخوابیدم کم کم صدای اذان به گوش میرسید وبرادران اهل نماز  برای اقامه نماز به تکاپو افتادند من که منتظر بودم ساعت ۶٫۳۰صبح برسد تا دسته جمعی کوه پیمایی را شروع کنیم ساعت ۶٫۳۰شد اما دریغ از یک نفر با خودم گفتم خدایا اسمرودیها را همه اهل عمل میدانند پس چرا همه به خواب زمستانی رفتند یکی از دوستان گفت اون حرف شب بود که میگفتند   کسی که خواب شیرین را ترک نمی کند حلا باران هم باریده است هیچ کاری نمیشه کرد

چاره ای نبود مگر اینکه به زور متوسل میشدم   سراغ اقا مهران را گرفتم رفتم بالای سرش ایستادم دیدم بنده خدا چه جوری خوابیده احتملا داشت خواب هم میدید صداشون کردم گفتم یعقوب بلند شو بنده خدا فکر کرد که نوبت گوسفند چرانی هست چنان هراسان چشم گفت ورخصت ۵دقیقه طلبید واقعا متعجب شدم ودومی اقاخلیل بود که یک مدلی خوابیده بود شبیه ادمهای فراری بود وقتی صداش کردم گفت باشه ۵دقیقه دیگه میروم نان را میخرم و میام ظرفهارا میشویم  واقعا به خودم امیدوار شدم
در هر صورتی راهی کوه شدیم در اول راه اقایان هوشنگ اسدیان .وهاب فتح الهی .واز همه مهمتر عالم ازمون به ما ملحق شدند واقعا طبیعت بسیار بکر وبدور از الایندگی بود همه فکر میکردند اقای ازمون نمی تواند کوه نوردی کند اما غافل از اینکه ایشان جوان قدیم بود از همه ۳۰متر جلوتر حرکت میکرد تاجاییکه خیلی با بقیه فاصله داشت (واقعا مرد کهن میخواهد)در این فاصله زمانی که با نفر مسن گروه فاصله پیداکردیم ودره ها رو که خلوت دیدیم همه از خاطرات اسب سواری و کره اسب سواری والاغ سواری تعریف میکردند که اقا ی وهاب فتح الهی به ظاهرناراحت میشد که در بین ما حقوقدان و حساب دار حضور داشتند و به ایشان ثابت میکردند و ایشان هم با تمام مخالفتش مجبورا قبول میکرد و بعد از دو ساعت کوهنوردی به ویلای اقای کشاورز باز گشتیم دیدیم همه افراد صبحانه را میل کردند روی میز یک دبه عسل بود که اقای هوشنگ اسدیان به زعم زرنگی برداشت و لای  پاهاش قرار داد تافقط خودش عسل بخورد انگار دیگران فاقد دندان و شکم بودند اما غافل از اینکه در بین ۳نفر اپاچی (ی س-د ر-خ س)نشسته بود ومیخواست بعد از تمام کردن پنیر و مربا بخورد ما چنان ایشان را به حرف گرفتیم و مشغول صحبت کردن بود که یک لحظه متوجه شد نه دبه ای هست و نه عسلی (له له وار یوردی یوخ)بعد از صرف صبحانه کم کم جلسه سران غیر متعهدها شروع شد.
==============================
سلام آقای رحیمی
ممنون از ارسال گزارش سفر.نگاه تاسف بار شما به وضعیت گل آلود شده راه پله های ویلای آقای کشاورز، تعجب مرا هم بر انگیخت و به آقا عباد الله گفتم که باید یک هفته برای نظافت مجدد ویلا زحمت بکشند.

One Response to خاطره طالقان

پاسخ دادن به مهران سهرابی اسمرود لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>