سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 109
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 109
<==================> بازدید این ماه : 288
<==================> بازدید کل : 2006261
<==================>
بایگانی

جلسه پانزدهم

 

گزارش جلسه پانزدهم در طالقان

********************************************

محمد ولی سهرابی اسمرود

*******************************************

 

نوشتم حدود ۷۰ نفر بودیم،حالا همه، جمعیت حاضر را نشمارید که دقیق نوشته ام یانه! اگر حوصله دارید،بشمارید!

**************************************

پانزدهمین جلسه عمومی اعضای “موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود” روزهای پنجشنبه وجمعه(۳۰و۳۱ اردیبهشت ۹۵) به میزبانی جناب آقای عباد الله کشاورز، در ویلای شخصی ایشان در شهرستان طالقان با حضور حدود ۷۰ نفر از  هم ولا یتی های اسمرودی وبا حضور همه اعضای هیئات مدیره، برگزار شد.

**************************************

 

آنهائی که اهل حساب وکتاب هستند،بسم الله،تعدادمان را از این عکس بشمارند!

***************************************

پنجشنبه که گروهی از هم ولاَ یتی ها مهمان آقای کشاورز بودند، احتمالاپس از یک صبحانه مفصل ودوپینگ با کره وعسل،عزم طبیعت گردی کرده اند و با هدایت و راهنمائی آقای کشاورز، در گذر از مناطق خوش منظره، آبشار منطقه را هم زیر پا گذاشته وبه زادگاه آیت الله طالقانی- روستای گیلرد رسیده اند و خاطرات این روحانی مجاهد ویار با وفای امام را در خاطرشان زنده کرده اند.

***************************************

 

واین همان گروه اول وقافله سالاری است که ازروز پنج شنبه ویلای آقای کشاورز وکل طالقان را به تصرف خود در آورده بودند!

*************************************

توضیح اینکه حدود ۱۵ سال پیش من وآقای انام پور از  خانه  آیت الله طالقانی بازدید داشتیم وخواهر مرحوم طالقانی راهنمای بازدید کنندگان بود ووقتی در اطاق مطالعه مرحوم ،چراغ مطالعه نفتی وفا نوس (فنار) آیت الله را معرفی می کرد، گفتم خانم طالقانی ؛ما هم دقیقا با همین ابزار درس می خواندیم، تعجب  کرد وگفت سن شما کمتر از این حرفهاست!

احتمالا این گروه پیشتاز، پس از یک سفر دلنشین طبیعت گردی،با جوجه کباب سفرشان را دلنشین تر کرده اند!  وبا آبتنی در استخر،دل وتن را به دریا زده

ا ند ودر شب نشینی پس از شام ودر در زیر آسمان پر ستاره وهوای دلنشین طالقان که به یقین به پای اسمرود نمی رسد-چون به زعم ما اسمرودی ها،اسمرود همه چبزش در دنیا بی نظیر است!! شعر وخاطره گوئیشان گل کرده وبا اشعار آقای الله بخش عسگری ذر وصف روستا و مردمانش،به عالم خلسه رفته اند.

 

روز دوم هم افراد تنبلی چون ما ،به جمع اضافه شدیم ووقتی سفره صبحانه را جمع می کردند،زحمت میزبان را دو چندان کردیم و خوردیم اما نه مثل گروه پبشرو پنجشنبه!

از خوردن ،نوشیدن وپذیرائی که فارغ شدیم،  تازه یادمان افتاد که برای کار مهمی  اینجا جمع شده ایم!جلسه پانزدهم است و زمان بررسی نظرات  وپیشنهاد  های عزیزان.  دستور جلسه  توسط آقای منصور انام پوراعلام  وبا قرائت آیاتی از کلام الله مجید توسط آقای امین سهرابی،جلسه رسما آغاز شد.

***********************************

 

  • این هم آغاز جلسه،که آقا امین کم مانده بود نصف قرآن را تلاوت کند!

**************************************

 

سخنرانی حاج آقا،فاضل ستاری؛که به قول آقا فرامرز ،وجودش غنیمتی است برای اسمرودی ها،وجودش بی بلا

**********************************

آقای  حاج فاضل ستاری طی سخنان کوتاهی، ضمن تبریک روزهای شادمانی ماه شعبان وتشکر از حضور هم ولا یتیها در گزد همائی پانزدهم وقدر دانی از حسن میزبانی آقای کشاورز،به آمار در صد بالای غمگینی ایرانیان در جهان اشاره کردند وبه

توجه واهتمام دین مبین اسلام وبزرگان دین در مقوله شادی  پرداختند.

در ادامه آقای دکتر فرامرز سهرابی به عنوان رئیس هیئات مدیره “موسسه ی خیریه شهدای اسمرود” ضمن خیر مقدم به حاضران،از میزبانی دو روزه وشایسته آقای عباد الله کشاورز از طرف هیئات مدیره وهیئات موسس قدر دانی کردند . وی با بیان اینکه در طول عمر ۸ساله موسسه،انبوهی از نظرات وپیشنهادها برای انجام کار اقتصادی،مورد بحث وبر رسی قرار گرفته وبه دلیل عدم پشتوانه مالی، ایده ها عملی نشده، خواستار توجه به ایده ها وطر حهای کم هزینه وزود بازده ودر ادامه توجه به اجرای طرح های بزرگ شد.

*************************************

 

سخنرانی دکتر سهرابی که از تنگناهای مالی موسسه می گفت و…

**********************************

شعر خوانی آقای عسگری که شب جمعه  حال وهوای اسمرود را به ولایت طالقان آورده بود، امروز هم مشتری داشت و دعوت شد تا ادامه مخمس خود را قرائت کند وچنین شد و باز دلمان  رفت به کوردیر،اورمه،چای ایچی،شلش،امام گدیگی،شورارو….

*********************************

 

روز دوم شعر خوانی آقای عسگری؛البته بدون عینک ؛که رفت وبا عینک آمد تا ما  را باتخیل،راهی دیار اسمرود کند.

*****************************

پس از هوائی شدن با اشعار آقای عسگری،نوبت بررسی پیشنهاد های مطرح شده بود.نخست آقای محمد حسین اسدی طرح پرورش شتر مرغ را مطرح کرد و قبل از طرح موضوع،او هم اشعاری در وصف ماشین وانت نیسان قدیمی آقای ستاری خواند که برای نسلهای ما وقبل از ما،خاطره است. آقای اسدی که در فضای شعر وشاعری غرق شده بود، به اجبار، به موضوع اصلی باز گشت و چنان در وصف شتر مرغ وسهولت پرورش آن سخن گفت که همه احساس کردیم این حیوان نجیب بی هیچ جا ومکان،آب ودانه و…تبدیل به شتر می شود!

*******************************

 

آقای اسدی که شعرش در وصف آ قای ستاری وماشین قدیمی اش+  طرح پرورش شتر مرغ، مورد توجه شدوالبته این توضیح را هم دادندکه: شتر مرغ را پرورش می دهند، نمی کارند!قابل توجه آقای منصور انام پور!!

*******************************

ذر توضیح وتکمیل پرورش شتر مرغ، آقای هوشنگ اسدیان هم توضیحات کاملی دادند وتا حدودی جمع را اقناع ،تا  در این مسیر گام بر داریم.

*******************************

 

آقا هوشنگ هم در وصف شتر مرغ وپرورش آن سخن ها گفت و….

*****************************

 

آقای رحمان ستاری تجمیع اراضی  و اختصاص آن برای زیرکشت بردن این اراضی برای ۳۰ خروار گندم را پیشنهاد دادند.

****************************

 

آقا رحمان همواره حافظ سنتهای قدیمی است و کشت گندم را خواستار بود!،لبته با پیش بینی صد درصد زیان احتمالی!

 ********************************

آقای رسول انام پور که طرح کشت زعفران در خلخال از پیشنهاد  وابتکاردوران مسئولیت وی در جهاد کشاورزی خلخال است ،طرح کشت زعفران را در اسمرودپیشنهاد داد ،اما قبل از آن ، به موانع مشکلات ودردسرهای بیشمار اجرای سه طرح:استخرهای معیشتی  وجاده اختصاصی اسمرود اشاره کرد که کم مانده بود همه را به گریه اندازد! البته بنده خدا حاج رسول،قافله سالار تحمل مشکلات اجرای این طرح ها بود که جای قدردانی مجدد است.

*********************************

 

حاج رسول هم که ذکر خیرش رفت وآنچه بر او گذشته ودلمان را کباب کرد!

******************************

آقای عباد الله کشاورز هم  که از میزبانی دو روزه اندکی فارغ شده بود،با اشاره به عملیاتی بودن پیشنهادهای مطرح شده ،لازمه  وبستر مهم اجرای طرح هارا در تشکیل تعاونی ،با عضویت  افراد دانستند تا با بهره گیری از  کمکهای دولتی، با هزینه کمتر بتوان ایده هارا در عمل پیاده کرد.البته به نظر آقای کشاورز عملیاتی کردن مجموع پیشنهادها

در بستر ایجاد تعاونی ،به شرط تملیک  وتجمیع اراضی،قابل جمع و اجرائی است.

*****************************

 

واین هم میزبان جلسه که  هم باید فکر پذیرائی می بود وهم ارائه طرح جامع اقتصادی،که روزنه های امید را روشن کرد؛آنچه که ۸سال دنبالش هستیم ونرسید ه ایم،امید که به آن اهداف برسیم.گورکن داغ،اوزاغ اولماز
*********************************

در ضمن مقرر شد در سفر خرداد ماه مقدمات ایجاد  وتشکیل تعاونی پیگیری و اعضای هیئات مدیره هم مشخص وبرای تملک و تجمیع مزارع هم تصمیم گیری شود.

********************************

در حاشیه:

در عالم روزنامه نگاری  قدیم ومدرن، عقیده بر این است که  اگرگزارشگر وگزارش نویس جدای از  اصل خبر، بتواند حاشیه های گزارش وخبر را  در اختیار مخاطب قرار دهد، فراتر از دیگران ،خواننده ومخاطب را به عمق ماجرا می برد ،تا آنچه را دیگران ندیده ونشنیده ،یا از کنار دیده ها وشنیده هابه راحتی گذشته اند؛ در اختیار مخاطب قرار دهد.با این دیدگاه ، من هم دوست داشتم اینگونه به گرد همائی پانزدهم نگاه کنم که به دلیل عدم حضور در روز پنجشنبه وهمچنین عدم سفر گروهی، این مهم آنچنانکه می خواستم ،میسر نشد . آنچه در ادامه خواهید خواند،حاشیه های نیم روز حضور ما در  خانه وکاشانه حاج آقا عباد الله کشاورز عزیز است؛با این توضیح که تلاش کردم گزارش از حالت بی روح وخشک مرسوم دو ر،وبا چاشنی طنز هم باشد که خسته کننده نباشد، هرچند جلسه در فضای کاملا جدی وبا مباحث جدی برگزار شدو البته عوارض اینگونه گزارش نویسی برای من ،

بی خوابی تا ساعت ۳ نیمه شب بود.امیدوارم باب میل باشد!

* ازآقای کشاورز  یک وعده شیرینی  دیگرطلبکار هستیم وان شاء الله پس از دفاع از پایان نامه واخذ مدرک دکترا، یک دکتر دیگر در حوزه علوم انسانی ،با افتخار، به جمع دانش آموختگان اسمرود اضافه خواهیم کرد.

*آقای امین سهرابی که تلاوت قرآن جلسه را بر عهده داشت، کم مانده بود تا ۱۵ جزء از سی جزء قرآن را  قرائت کند که  خوشبختانه به همان چند جزء بسنده کرد!

*تقسیم وقت جلسه که در اختیار آقای منصور انام پور بود، وقتی توضیح طرح آقا رسول طولانی شد، به شوخی؛  گفتند: خوب ،برای برادرم نمی توانم پارتی بازی کنم؟!

*وقتی آقا محمد حسین بیشتر از متن، دوست داشت در عالم شعر وشاعری، در وصف آقا زعفر و ماشنن وانت قرمز سی سال پیش او داد سخن بدهد ویا در وصف شتر مرغ سخن بگوید، آقا منصور گفتند :آقا محمد حسین، فعلا توضیح بده که: {نجور اکلر- چطور می کارند؟} محمد حسین هم گفت: شمارا به خدا، تازه این آقای انام پور از روسای موسسه است؛ اما فکر می کند که شتر مرغ را هم مثل گندم وزعفران می کارند! بابا؛شتر مرغ را پرورش می دهند! ،نمی کارند!!وخنده ۷۰ نفر در ویلای آقا عباد پیچید!

*پس از توضیح طرح آقا رحمان، وقتی یگی از برادر زاده هااز تضمین سود ناشی از اجرای طرح پرسید، آقا رحمان در کمال خونسردی گفت: احتمال زیان صد در صد هم وجود دارد و دوباره صدای خنده در ساختمان آقای کشاورز پیچید.

*خواهر زاده های ما آقایان عسگر واکبر محمدی که از طرف پدر، به دوگر منسوب هستند،در محافل ومجالس اسمرودیها حضور چشمگیری دارند و آنها راهم اسمرودی حساب می کنیم ،هر چند دوگر هم برایشان وطن  خاطره انگیزی است .

*جای آقایان دکتر اذن الله آذرگشب و کوروش همراهی، مثل خیلی های دیگر،در جمع خالی بود،هرچند آقا سهند آذر گشب در خیلی از محافل ومجالس،با اشتیاق حضور دارند.

*آقای سلیمان سهرابی، به اقتضای  علاقه اش،در محوطه ویلای حاج عباد الله دنبال گیاهان مورد علا قه اش بود!

*مر غ وخروسهای آقای کشاورز مارا به یاد مرغ وخروسهای خوش آب ورنگ وسرحال اسمرود می انداخت. که البته آقا عباد الله می گفت نسلشان اسمرودی است!

*کوچه منتهی به ویلای آقای کشاورز به اسم خودشان است اما بهتر بود طبق سنت دیرینه،کل منطقه ومحله را”عباد آباد” نام می نهادند تا هم وزن وقافیه درست باشد ،هم در این دنیای بزرگ،جائی هم با نام اسمرودیها آباد شده باشد!

*آقای زعفر ستاری به عنوان پیشکسوت جمع،احداث وبنای ویلا را به آقای کشاورز تبریک گفتند وخوشحالی جمع را از این اتفاق مبارک ،به ایشان ابلاغ کردند.

*پیشرفت هر یک از اهالی اسمرود وموفقیت هریک از هم ولایتی ها؛در هر زمینه ای باعث خوشحالی وسربلندی تمام اهالی اسمرود است،تا کور شود هر آنکه نخواهد ونبیند!

*برپائی نماز جماعت به امامت حاج آقا ستاری،از برکات اینگونه گردهمائی هاست که این بار نیز محقق شد

*حسن ختام  مراسم،اهدای یک دوره کامل تفسیر نمونه از طرف همه شرکت کنندگان به آقای کشاورز؛با انتخاب وخوش سلیقگی حاج آقا فاضل ستاری بود ،تا بدین وسیله از زحمات فراوان دو روزه آقای کشاورز قدر دانی شود.

*وبالا خره ساعت ۳/۵ عصر مجمع عمومی پانزدهم موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود هم با میزبانی شایسته آقای کشاورز به سر انجام مطلوب رسید.

*جا دارد بنده نیز به نوبه خودم واز طرف همه شرکت کنندگان مراسم ، از زحمات آقای کشاورز وهمه دوستانی که در میزبانی از جمع حاضر زحمت کشیدند؛ سپاسگزاری کنم وزندگی همراه با سعادت وشادکامی را برای آقای کشاورز وخانواده محترم وهمه اسمرودیها، از خداوند  طلب نمایم وهمچنین آرزوی صحت وسلامتی برای مادر گرامی آقا عباد الله وغفران ورحمت اللهی برای پدر مرحومشان_حاج علی صابر نیا.

=======================================

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>