سخن هفته
{دانا ترین!} ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ من از همه معاصرانم داناترم زیرا تنها خود می دانم که چیزی نمی دانم! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ بایزید بسطامی ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 577
<==================> بازدید امروز : 442
<==================> بازدید دیروز : 659
<==================> بازدید این هفته : 2414
<==================> بازدید این ماه : 6770
<==================> بازدید کل : 692237
<==================>
بایگانی

رستاخیز

 

از “رستاخیز” شاه تا “رستاخیز “ملت

محمد ولی سهرابی اسمرود

—————————————–

رستاخیز را به «جنبش» و «به پا خاستن» هم معنی کرده اند

اما این واژه در دو مقطع زمانی، دو مفهوم خاص برای ایرانیها،

در نیم قرن اخیر داشته است. یک «رستاخیز»، حزب سیاسییی

بود که محمدرضا شاه پهلوی با تمام توان و گاه با تهدید و تطمیع،

همه ایرانیان را به عضویت آن فراخوانده بود و دیگر، آن که ملت

مبارز ایران در ســـال ۱۳۵۷، به رهبری بزرگمردی شجاع، با

عضویت ۹۸ درصدی خود «رستاخیز» عظیم قرن را رقم زدند.

 

مرحوم دکتر محمدابراهیم باســـتانی پاریزی در کتاب

فرمانفرمای عالم» به یک واقعه عبرت آموز تاریخی و حزبی

اشـــاره دارد که بی ارتباط با موضوع این نوشته و حال و هوای

ماه بهمن و دهه فجر و ســـالگرد خاطره انگیز ۲۲ بهمن سال

۱۳۵۷نیست.

دکتر باستانی با اشاره به ماجرای ترور نافرجام شاه در کاخ

مرمر و حوادثی که منجر به آزادی سه جوان دخیل آن حادثه ـ از

جمله پرویز نیک خواه ـ شد، می نویسد:

 

«…. پرویز محکوم به اعدام بود ـ که خودش هم یک بار به

وسیله ای، از مقاله من تشکر کرده بود و در واقع، حیات (مجدد))

خود را مدیون آن مقاله من قلمداد کرده بود. او [نیکخواه] خیلی

زود از زندان آزاد شـــد و مراحل ترقی را پیمود و مشیر و مشار

شد و در تلویزیون و رادیو همه کاره شد و تئوری حزب واحد

“رســـتاخیز» را پیاده کرد. او نخست عضو حزب توده بوده و با

سابقه تشکیلاتی که داشـــت، توانسته بود کاری کند که حزب

رستاخیز، یک شبه ره صد ساله را بپیماید.

و این، همان تشکیلاتی بود که شاه وقت (محمدرضا) در

سخنرانی بی وقت غیر دور اندیشانه خود درباره لزوم وجودی آن

(حزب رستاخیز) گفت: «… کسی که وارد این تشکیلات سیاسی

نشود و مؤمن به این سه اصلی که من گفتم نباشد، دو راه برایش

وجود دارد: یا یک فردی است متعلق به یک تشکیلات غیرقانونی،

یعنی به اصطلاح خودمان توده ای، یعنی باز به اصطلاح خودمان

و با قدرت اثبات: بی وطن، او جایش یا در زندان ایران است، یا

اگر بخواهد، فردا با کمال میل، بدون اخذ عوارض، گذرنامه در

دستش می گذاریم و به هر جایی که دلش میخواهد، برود، چون

ایرانی که نیست…!».

 

مرحوم استاد باستانی پاریزی، پس از نقل این

سخنرانی شاه، می نویسد:

«تقریباهمه وزیران و رؤسای ادارات،

از جمله رئیس دانشـــگاه تهران اعلام کردند که تمام کارمندان

زیردست آنها عضو حزب رستاخیز شده اند، و هیچکس هم این

حرف را تکذیب نکرد. در واقع همه به اصول کار ـ که نوشتن

اسامی، طبق ردیف در یک دفتر در هر اداره بود ـ با این سکوت،

اعتراض کردند. تنها یک تن در تمام ایران تقاضا کرد که پاسپورت

مرا بدهید، و دادند و سپس اعلام داشتند که او دیوانه بوده است!

اما به عقیده من (استاد باستانی مرحوم) در این میان، یک نفر بود

که عضو حزب «رستاخیز» نشد، و او خود شخص شاه بود، و

بالنتیجه بر طبق همان حرف خودش، ملت ایران گذرنامه دستش

گذاشت (۲۶ دی ۱۳۵۷) بدون اخذ حق عوارض!. مولانا هفتصد

سال پیش گفته:

 

وانمایـــم راز رســـتاخیز را

نقـــد را و نقـــد قلـــب آمیـــز را

 

واگشـــایم عفـــت ســـوارخ نفـــاق

در ضیـــاء مـــاه بـــی َخســـف ُمو حاق

 

وقتی سخنرانی شـــاه را با سخنرانی حضرت امام خمینی

در سال ۱۳۴۲ و در اوج اقتدار نظام شاهنشاهی، مقایسه می کردم

که بی پروا، خطاب به شاه نهیب می زدند که:

 

«… آقا! من به شما

نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت

می کنم، دست بردار از این کارها…، آقا! اغفال دارند می کنند تو

را، من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر

کنند…، اینقدر با ملت بازی نکن، اگر دیکته می دهند دست تو و

می گویند بخوان، در اطرافش فکر کن؛ چرا بی خود، بدون تفکر،

این حرفها را میزنی؟..>>

 

ناخودآگاه، یاد دو رستاخیز می افتم؛ رستاخیز فرمایشی شاه

که به قول خودشـــان، جز یک دیوانه(!) همه عضوش بودند و

رستاخیز بزرگی که این ملت در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پا کردند.

هر دو «رستاخیز» اند، اما این کجا و آن کجا؟!

سی وهفت سالگی رستاخیز ملت بزرگ ایران همین روز جشن

گرفته شـــد. خلق کنندگان این رستاخیز در دوران ۳۶

ساله انقلاب اســـلامی، در روزهای سخت، وفاداری خود را در

صحنه های مختلف دفاع از نظام به نمایش گذاشـــته اند و یکی

از میدانهای نمایش قدرت و اقتدار، حضور در جشن سالگرد

انقلاب، در راهپیمایی بزرگ ۲۲ بهمن اســـت که تکمیل کننده

همان رستاخیز ۲۲ بهمن سال ۵۷ است.

آنچه در این ۳۶ ســـال انقلاب اسلامی، وظیفه و رسالت

ملت بوده، به خوبی ادا شده و حجت بر حکومت و دولتمردان

و مسئولان نظام تمام شده است. اینک نوبت آنهاست تا بیش از

پیش دغدغه ها و مشکلات ریز و درشت برپا دارندگان رستاخیز

بزرگ ملت را پاسخگو باشـــند تا آنها در گرداب سختیها و

گرفتاریهای زندگی، که کم هم نیستند، غرق نشوند.

=============

به نقل از روزنامه اطلاعات،۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۳

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود