نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
ایرانی که من
شناخته ام
========================
قسمت اول ودوم
========================
اشاره: همیشه دوست داشتم در کمترین زمان ممکن، مطالعة کتب درسی و غیردرسی را به پایان برسانم و حتی برای نیل به این مقصود، کلاسهای مختلف تندخوانی را هم گذراندم ولی هرگز به آنچه مدنظرم بود نرسیدم و در این راه، تنها موفقیتی که کسب کردم، خلاصهنویسی مجموعه کتابهایی است که دوست داشتم با این کار، شاید در آینده به آرزوهای افرادی چون خودم جامة عمل بپوشانم. با این هدف، یک کتاب مقاله را به اتفاق میخوانیم:
این شماره، کتاب:
«ایرانی که من شناختهام»
را که تألیف موسیو.ب نیکیتین ـ قنسول سابق روس در ایران بوده و با ترجمه و نگارش آقای فرهوشی و مقدمة استاد ملکالشعرای بهار در ۳۲۵ صفحه و به همت انتشارات معرفت در سال ۱۳۲۹ به بهای ۸۰ ریال چاپ و توزیع شده است، با هم ورق میزنیم:
استاد ملکالشعرای بهار در مقدمهای بر این کتاب مینویسند:
کتاب، تاریخی است مربوط به آغاز مشروطیت، خاصه سالهای ۱۹۱۱ـ۱۹۰۹ یعنی از ابتدای مشروطیت تا استعفای رضاشاه پهلوی، مؤلف، یکی از خاورشناسان روس، تحصیل کرده حقوق و عربی و آشنا به زبانهای ترکی و فارسی و فرانسه بوده و در سال ۱۹۰۹ وارد ایران شده است.
بهار مینویسد: نیکیتین مثل یک مرد بیطرف و بشردوست صحبت میکند که خواننده نه تنها عصبانی نمیشود، بلکه از وجدان این مرد پر بدش نمیآید. او در سال ۱۹۱۴ به سمت منشی کونوس ژنرالی تبریز منصوب میشود. بهار در ادامه میگوید:
چیزی که مرا با وجود کسالت شدید و انزوای قطعی و محصن وادار به نوشتن این مقدمه نمود، حسن ترجمه این کتاب و صدق لهجه مؤلف کتاب است. مؤلف جایی که به زیان اوست، نیز از گفتن حقایق چشم نمیپوشد. اشتباه زیاد دارد و اگر میخواستم آنها را شرح دهم، این مقاله کتابی شده بود.
ایران در فشار روس و انگلیس
مؤلف در مقدمة کتاب مینویسد: ایرانی که من از ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۹ به اوضاع و احوال آن شناسایی حاصل کردم، کاملاً در تحت نفوذ روس و انگلیس امرار حیات میکرد و در حقیقت ایران پیوسته در میان دو همسایة [کوژ] نیرومند در فشار است.
مؤلف در بخشهای اوّل، دوّم، سوّم و چهارم، به ترتیب به تشریح تحصیلات متوسطه خود در ورشو، آغاز تحصیل در مؤسسة السنة شرق، فواصل بین صحنههای تحصیلی و مسافرتها هنگام تعطیلات و سالهای تحصیل در مؤسسة لازارف و همزمان کار در حوزه اداری وزارت امور خارجه پرداخته است.
دماوند،کوه مقدس
وه مقدس… از بادکوبه به کشتی نشستیم، به قصد بندر انزلی که حالا موسوم است به بندر پهلوی. عبور از خزر، یک شب بیشتر طول نکشید و فقط در لنکران کاپیتان ما را به عرشه کشتی برد، از دور نقطة سیاه و مبهمی را با انگشت نشان داد و گفت: این کوه دماوند است، یعنی کوه مقدس ایرانیان که در کتاب اوستای زرتشت هم به آن اشاره شده است.
در ورود به انزلی، توسط کنسول گیلان کالسکهای برای مسافرت فراهم شد که در این سال ـ ۱۹۰۹ـ غیر از کالسکه برای مسافرت در داخل ایران وسیلهای وجود نداشت و بیشتر راهها را هم باید با اسب و کاروان راه پیمود.
پشت صحنة رقابت سیاسی
در موقع ورود، اوضاع سیاسی ایران بسیار آَشفته بود، محمدعلی شاه قاجار مشروطهای [را] که پدرش به ملت عطا کرده بود، با نیروی نظامی از میان برد. در رشت، عدهای مردان مسلح به نام مجاهد و فدایی، تحت فرمان سپهدار برای مبارزه با استبداد شاه به طرف تهران حرکت میکردند، طایفة بختیاری تحت فرمان سردار اسعد علیه شاه مستبد قیام کرده بودند، دفاع تهران هم به عهده بریگاد قزاق که تربیت شدة افسران روسی هستند محول شده بود. صورت ظاهر صحنة نمایش این بود اما در پشت آن روس و انگلیس به شدت به رقابت یکدیگر مشغول بودند. روسیه پنهانی از استبداد محمدعلی شاه طرفداری میکرد، در صورتی که تمایلات مشروطهخواهی به دولت انگلیس تکیه داشت.
اصفهان انگلیسی!
… در جریان مسافرت ما از رشت تا تهران، کسی مزاحم ما نشد. در هر ۲۰ یا ۲۵ کیلومتر اسبهای کالسکه را عوض میکردند و سورچی قبل میآمد و انعام خود را میگرفت و میرفت. به قزوین رسیدیم که شهر تاریخی نسبتاً مهمی است، در تهران رفتیم به زرگنده که محل ییلاقی سفارت روس است و پاکتهای سیاسی را تحویل دادیم و به سمت اصفهان حرکت کردیم… خلاصه آنکه اصفهان هم در همه جا آثار و علامت انگلیسی را دارد. یک روز عالیقاپو پر از جمعیت شده بود و اهل شهر با اتمام برای اظهار شادمانی و تماشای آتشبازی در آنجا ازدحام کرده بودند. همینکه آتشبازی شروع شد، من میدیدم که شعلههای بزرگ آتش، گاهی یک بدنه دیوار را خراب میکرد و گاهی یک تکه از کاشیهای مینائی گنبدها را از بین میبرد، در صورتیکه میهمانان عالیمقام در بالای بام عالیقاپو از تماشای این منظره مسرور بودند…
اما فکر من از این آثار برجسته و درخشان و ظریف که از بقایای آن دورة نورانی و با عظمت و ابهت صفوی بودند، برنمیگشت! اما افسوس که کسی فکر حفظ آنها نبوده و جای افسوس زیادتری است که قاجاریه، مخصوصاً ضلالسلطان در روی اغلب این تصاویر گچ کشید و گویا خیال محو آنها را در نظر داشته است.
ایران موجود زنده است!
مدتی که در شهر اصفهان مشغول مطالعه بودم، استفاده زیادی کردم و از آن پس ایران در نظر من مانند موضوعهای درسی تاریخی و ادبی جلوه نمیکرد، بلکه در نزد من به منزلة موجودی بود که همیشه زنده است. به حدی به ایران علاقه پیدا کردم که از میل رفتن به ترکیه و بالکان به کلی صرفنظر کردم.
مطبوعات و افکار تازه
قبل از وداع با اصفهان باید متذکر شوم که در این شهر بود که با پارهای از مطبوعات فارسی آشنا شدم، یعنی مطبوعاتی که در زیر عبا خیالات و افکار تازهای را منتشر میکرد. در رأس آنها روزنامه حبلالمتین جای داشت که در کلکته طبع میشد و تنقیلات نیشداری راجع به سیاست تهران در آن دیده میشد. از طرف قفقاز هم روزنامه فکاهی ملانصرالدین که از تاریک شدن عالم اسلامی و خصائص ارتجاعی طبقة مخالف آزادی بحث میکرد.
… اقتدار و ابهت ایران در اوایل عصر صفوی به درجهای رسیده بود که یکی از مورخین ایرانی روسها را ازبک فرنگی خطاب میکرد و این کلمهای است که پستی و حقارت روسها را میرساند و همسایگان شمالی را در سطح ملل آسیایی قرار میدهد.
مؤلف در لشکرکشی نظامی روس در ایران و حمله به انزلی، مینویسد: ورود قشون روس به انزلی وضع خندهآوری داشت. با اینکه دشمنی در این بندر وجود نداشت، با کمال تعجب مشاهده میشد که عملیات پیاده کردن با احتیاط لازم و مطابق اصول دقیق جنگی انجام میگرفت و مضحکتر اینکه پیاده نظام منجنیقهای قلعه کوب با خود آورده بود که با آنها به قلاع ایران حمله کند.
عاقبت یک تجدیدفراش!
مؤلف کتاب در ادامة مأموریت و فعالیت قضایی مینویسد:
در ایران، به کار بردن قوانین روسیه به دو قسم صورت میگرفت: راجع به تبعة روس باید تنها مواد قوانین عرفی وجنایی روسیه را به کار برد و در دعاوی مختلط باید قوانین وی و ایران ـ هر دو مراعات شود. به طور مثال ما یک سرباز روسی در موقع تصرف جزیره کرت، ازدواج قانونی کرده و در مراجعت به روسیه زن کرتی را بلاتکلیف رها کرده و رفته بود. خوشبختانه طولی نکشید که مقصر در رشت دستگیر شد و معلوم شد که در ایران مسلمان شده و تجدیدفراشی هم کرده و مستحق دو قسم مجازات گردیده، یکی مسلمان شدن و دیگری تجدیدفراش کردن.
نیکیتین در تشریح وظایف سیاسی قونسولخانه روس مینویسد:
… عناصر ملی آزادیخواه نسبت به منافع روسیه مظنون و خطرناک تلقی میشدند و به همین جهت اجباراً سیاست روس در ایران دخالتهای زیاد از اندازه میکرد و سفارت روس هم در تهران در انتخاب حکام ایالات باید نظر داشته باشد، بلکه از این حیث که هواخواه استبداد باشند و به آزادی خواهان نظر مساعد نداشته باشند.
ایرانیان؛ مثل فرانسویان
ایرانیها فوقالعاده خوش محضر هستند و در صحبت هم ظرافت به خرج میدهند و مخصوصاً در میان کلام، اشعار و مطایبات و ضربالمثلهای شیرین ایراد مینمایند و مانند فرانسویان در ترکیب لغات، مهارتی دارند و مضامین خوش و کنایات زیادی درست میکنند.
… ولنگرود
در هر کشور، اهالی یک ناحیه مورد [شوخی] واقع میشوند. در گیلان هم با اهالی لنگرود [شوخی] میکنند. در گیلان معروف است که روزی یک نفر از اهالی لنگرود در کنار دریا میرفت اتفاقاً به قطعه یخ شفافی برخورد کرد و صورت خود را در آن دید، فوراً تعظیمی کرد و گفت: ببخشید آقا، من شما را ندیده ام{کجا دیده ام}
=================
ایرانی که من شناخته ام
=================
قسمت دوم وپایانی
================
|
|
*این مقاله درشماره۲۵۹۶۷،چهار شنبه،۱۹ شهریور در روزنامه اطلاعات چاپ شده است.
“قیدوالعلم بلکتابه”۰نبی مکرم اسلام (ص).علم را با نوشتن در اختیار بگیرید.۰منقول از علامه استاد سید جعفر شهیدی-رضی الله عنه-.به تعبیر تاریخی استاد باستانی پاریزی برای درک واقعی تاریخ معاصر ایران باید اثار مورخین روسی و مستشرقین را عمیقا مورد توجه قرار داد.