سخن هفته

نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری

آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 1360
<==================> بازدید امروز : 267
<==================> بازدید دیروز : 826
<==================> بازدید این هفته : 267
<==================> بازدید این ماه : 5293
<==================> بازدید کل : 2038577
<==================>
بایگانی

شکوه…

شکوه از قَدَر به قضا

======================

      حمید مصطقی زاده         

به نام نامی الله،می کنم آغاز ،
حدیث غربت دُردی کشان میخانه .

حدیث غدر و جفا و خیانت و غفلت ،
حدیث غارت خُم های لعل خُمخانه .

پناه می برم اول به حضرت داور ،
ز شرّ جهل و نفاق و دروغ و افسانه .

ز تیتر “شرق” و “هم میهن” فرومایه ،
و ” اعتماد ” و قلم های کینه توزانه .

ز شرّ قوم جفاکار و دشمن غدّار،
دو همنوای هم آوای جغد حنّانه .

من از شرارت فرعونیان نمی نالم ،
به ناله ام من از اعمال فتنه جویانه .

گلایه مندم از اهمال قاضیان وطن ،
و جمله مدّعیان حفاظت از خانه .

مگر نه اینکه مگس روی زخم بنشیند ؟
چه کسی به جسم وطن زخم زد ظریفانه ؟

که زخم زد به تن اقتدار این ملت ؟
به مکر شعر “نه لبنان نه غزه” فتّانه ؟

مدافعین حرم را مدافعین وطن ،
به اوج جنگ چه کس خواند نانجیبانه ؟

که بود آنکه به صدر جریده اش می زد ،
وطن فروش ترین تیترهای روزانه ؟

نمک به زخم وطن زد،که با گرانی ارز ؟
برای جلب رضای ددان دیوانه ؟

که با فشار مضاعف به مردم ایران ،
زمینه ساخت برای نفوذ بیگانه ؟

که در مقابله ایی آشکار با قرآن ، ستون عفّت زن را شکست رندانه ؟

که با ضمانت امضای جان کریّ پلید ،
نخوانده عاشق برجام شد لجوجانه ؟

که با شعار تضادّ “معیشت و موشک” ،
گشود باب شرارت،دوگانه سازانه ؟

که، با کمک اردوغان نمود هدیه ،
پناهگاه به داعش ، فریبکارانه ؟

که در لفافه ی پیمان آستانه به سحر ،
دوباره داد به داعش،مجال جانانه ؟

به قطع بودجه ی ارتش و سپاه، چه کس ،
شکست هیمنه ی اقتدار کاشانه ؟

که با گشودن پای حرامیان به وطن ،
شکست قفل حفاظ نطنز ، مستانه ؟

که با شعاردروغین رفع سایه ی جنگ،
دخیل بست دوباره به ابن مرجانه ؟

که،با شعار وفاق منافقانه ی خود ،
به کام فتنه گران ریخت باده ، دزدانه ؟

چه کس به حقّه ی بافور و منقل برجام ،
شکست ساغر ساقیّ و جام و پیمانه ؟

که با خیال خوش کاسبیّ ” سی اِف تی ” ،
چراغ داد به دزدان خانه، سلّانه ؟

که با قبول “اِف اِی تی اِف” و “سی اِف تی ” داد ،
گرای خانه ی مردان مرد فرزانه ؟

بگو بس است تساهل ” حمید ” با جانی ،
مباد قصر عدالت دوباره ویرانه .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>