شکوه از قَدَر به قضا
======================
حمید مصطقی زاده
به نام نامی الله،می کنم آغاز ،
حدیث غربت دُردی کشان میخانه .
حدیث غدر و جفا و خیانت و غفلت ،
حدیث غارت خُم های لعل خُمخانه .
پناه می برم اول به حضرت داور ،
ز شرّ جهل و نفاق و دروغ و افسانه .
ز تیتر “شرق” و “هم میهن” فرومایه ،
و ” اعتماد ” و قلم های کینه توزانه .
ز شرّ قوم جفاکار و دشمن غدّار،
دو همنوای هم آوای جغد حنّانه .
من از شرارت فرعونیان نمی نالم ،
به ناله ام من از اعمال فتنه جویانه .
گلایه مندم از اهمال قاضیان وطن ،
و جمله مدّعیان حفاظت از خانه .
مگر نه اینکه مگس روی زخم بنشیند ؟
چه کسی به جسم وطن زخم زد ظریفانه ؟
که زخم زد به تن اقتدار این ملت ؟
به مکر شعر “نه لبنان نه غزه” فتّانه ؟
مدافعین حرم را مدافعین وطن ،
به اوج جنگ چه کس خواند نانجیبانه ؟
که بود آنکه به صدر جریده اش می زد ،
وطن فروش ترین تیترهای روزانه ؟
نمک به زخم وطن زد،که با گرانی ارز ؟
برای جلب رضای ددان دیوانه ؟
که با فشار مضاعف به مردم ایران ،
زمینه ساخت برای نفوذ بیگانه ؟
که در مقابله ایی آشکار با قرآن ، ستون عفّت زن را شکست رندانه ؟
که با ضمانت امضای جان کریّ پلید ،
نخوانده عاشق برجام شد لجوجانه ؟
که با شعار تضادّ “معیشت و موشک” ،
گشود باب شرارت،دوگانه سازانه ؟
که، با کمک اردوغان نمود هدیه ،
پناهگاه به داعش ، فریبکارانه ؟
که در لفافه ی پیمان آستانه به سحر ،
دوباره داد به داعش،مجال جانانه ؟
به قطع بودجه ی ارتش و سپاه، چه کس ،
شکست هیمنه ی اقتدار کاشانه ؟
که با گشودن پای حرامیان به وطن ،
شکست قفل حفاظ نطنز ، مستانه ؟
که با شعاردروغین رفع سایه ی جنگ،
دخیل بست دوباره به ابن مرجانه ؟
که،با شعار وفاق منافقانه ی خود ،
به کام فتنه گران ریخت باده ، دزدانه ؟
چه کس به حقّه ی بافور و منقل برجام ،
شکست ساغر ساقیّ و جام و پیمانه ؟
که با خیال خوش کاسبیّ ” سی اِف تی ” ،
چراغ داد به دزدان خانه، سلّانه ؟
که با قبول “اِف اِی تی اِف” و “سی اِف تی ” داد ،
گرای خانه ی مردان مرد فرزانه ؟
بگو بس است تساهل ” حمید ” با جانی ،
مباد قصر عدالت دوباره ویرانه .