…در حدیث…
========================
«خیالی که بر باد رفت»
شماری از سلطنتطلبان در ایران، ترامپ را در هیأت منجی میبینند. همانگونه که رضاشاه با ارادهی انگلیس شاه شد و محمدرضاشاه با ارادهی آمریکا بازگشت، گویی در خیال خود منتظرند تاریخ یک بار دیگر تکرار شود و اینبار، ترامپ، رضا پهلوی را بر تخت بنشاند.
اما سیاست برای ترامپ نه صحنهی وفاداری است و نه میدان نوستالژی. او اهل معامله است، نه دلبستگی. روی زمینی که سود ندهد، برج نمیسازد و روی بلیطی که برنده نشود، شرط نمیبندد.
ترامپ با انتقال قدرت به دلسی رودریگز معاون مادورو، شگفتی تازهای خلق کرد. کاراکاس امروز آرام بود و فردا نیز همه در سر کارشان حاضر خواهند شد.
ماجرای مادورو، فارغ از روایتها و سناریوها، یک نکته را روشن کرد: قدرت برای ترامپ ابزاری موقت است، نه تعهدی تاریخی. و همین، خواب بسیاری از خیالپردازان را آشفته میکند. آنهایی که به ترامپ به عنوان یک منجی دل بستهاند.
بر اساس آماری که فیسبوک در اختیارم گذاشته است؛ پست قبلیام با عنوان «عملیات ربودن یک رئیسجمهور» تاکنون نزدیک به ۴۰ هزار بازدید و ۲۶۶۰ تعامل در فیسبوک داشته است. ۲۷۳ نفر آن را لایک کرده، ۱۰۷ نفر زیر آن کامنت گذاشته و ۵۳ نفر نیز آن را بازنشر کردهاند.
بخش قابل توجهی از کامنتها از سوی طرفداران سلطنت بوده است؛ واکنشهایی آغشته به توهین، چه به نویسنده و چه به مرحوم دکتر مصدق. هیچ کامنتی را حذف نکردم. هر کامنت، پیش و بیش از آنکه یک موضع سیاسی باشد، آینهی شخصیت نویسندهی آن است. برخی از این آینهها نیز متعلق به چهرههای شناختهشدهی این جریانند.
این صحنه، فرصتی است برای شناخت دقیقتر گروهی که داعیهی نجات ایران را دارند.
کسانی که امروز بیرون از قدرت، با چنین ادبیات خشن و بیمهاری سخن میگویند، اگر فردا به قدرت برسند، نه ایران را نجات خواهند داد و نه آزادی را؛ فقط همان زبانی را که امروز در کامنتها تمرین میکنند، به قانون و سرنوشت یک ملت ترجمه خواهند کرد.
. محمدحسین غیاثی