سرابِ”حباب”
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,
محمدولی سهرابی اسمرود
امروز در تعقیب خبر های سیاسی وفرهنگی،گذرم به جدول قیمت سکه وطلا افتاد.چون به قول خانم،هیچ وقت با هیچگونه طلا،جز سکه، انس والفتی نداشته وندارم!قیمت انواع سکه ها را یکی یکی از نظر گذراندم.سکه امامی که برج عاج نشین بهار آزادی ونیم بهار آزادی و… بود، گویا فقط زیبنده گاو صندوق ازما بهتران بود و دست ما از همه کوتاه.
سکه آزادی هم،آزاد از هر قید وبند، مناسب دلخوشی وسرخوشی کسانی بود که در قید وبند وفبض وبسط حقوق کارمندی وبازنشستگی نبودند!
مایوس از خریدسکه های تمام آزادی،نیم سکه را هم رصد کردم ویادحقوق بازنشستگی ام افتادم وسریع، ربع بهار آزادی را نامزد خرید کردم ووقتی مبلغ کسر وام از حقوق یادم افتاد، کلا از خیر هر نامزدی گذشتم، همانگونه که از خیر آزادی گذشته بودم!
ناگاه در انتهای جدول،چشمم به”حباب سکه”ها افتادوخوشحال از اینکه با حقوق ماهانه ام لا اقل می توانم انواع”حباب سکه”بخرم،در پوست خود نمی گنجیدم! سریع آماده شدم و رفتم به مرکز بزرگ خرید وفروش ارز وطلا ،در مرکز تجارت جهانی فردوسی تهران و در هیاهو زدیاد مشتریها، با غرور خاصی گفتم:
آقا؛ سه تا”حباب سکه” تمام آزادی می خواستم.صاحب صرافی که مشغول حساب وکتاب با دو مشتری خیلی متشخص بود وگوئی اصلا در خواست بنده را نشنیده بود،گفت:
لطفا با همکارمان آقای .. صحبت کنید دوباره باصلابت وبا افتخار، خواسته ام را گفتم وآقای همکارِجوان،لبخند ملیحی زد وگفت:
پدر جان… همینکه پدر جان را شنیدم، کلا عشق خرید “حباب سکه” از سرم پرید که:مگر چند سالم هست که پدر خطاب می شوم؟!
تا به خودم مسلط بشوم،جوان با ادب واحترام گفت: آقای محترم،ببخشید”حباب سکه” فروشی نیست!! وقتی کمی تا قسمتی “در مورد “حباب” توضیح داد، تازه یادم افتاد که بیش از سه دهه است که ما کلا در حباب زندگی می کردیم ومنِ غافل،زمانی هوس خرید”حباب سکه “کرده ام که کم مانده در داخل انواع حباب غرق شوم !