عکس ومکث
==========================
ولایت در قاب
اشاره:گاهی فرصت دیدن عکسها که فراهم می شوذ
وبا عکسها خاطره بازی؛احساس می کنم عکسهای ولایت
خاطرات مشترک دارند،بااین دیدگاه،گاهی این عکسها
را به اشتراک می گذارم.
======================

تعداد زیادی از این نهالها اکنون نوجوانان سایه گستر کنار جاده
هستند،برای بانیان کار همین لذت بخش است.

آن روز بارانی، آتشی که باغستان فتاد و
تا کلاه اسقف اسمر زبانه کشید..!


بالا؛تک درختی که از انبوه درختان پیر دیبی به یادگار
مانده است ویادگار ارزشمندی است.
پائین؛درخت یمیشان اورمه که در وانفسای قطعی
وقحطی درخت،غنیمتی است برای دمی آسودن.

املای غلط تابلو وخط خطی شدن اعصاب را
حسین آقا ستاری التیام بخشید!


آن روز با اجازه از آقای اسدی، دربستان وبوستانش صفایی کردیم
از گوجه هایش بهره ای بردیم،به خرچه ها دست درازی کردیم
امانچیدیم؛کاش می چیدیم!! جوانی بود وکم تجربگی!

زیبا ترین استتار طبیعت.
اگر من صحنه نبودم،تشخیص سخت بود.
روز خوشی بود،آن روز.
ابهت وعظمت شیلش،آقا فرامرز را
در آقبلاغ به سیر آفاق برده است!
================================