دو رسم نیکو در قدیم
—————————————
رحمان اسدی
درزمانهای قدیم چون شیرخانواربه حدکافی نبود خانمهای محترم آن موقع چندنفری باهم سوت دیشیک می کردن مثلا شیردریافتی هرخانواده بعدازمقدارمصرف روزانه بقیه شیرهاراباهمدیگر به اشتراک می زاشتن تاشیرهای جمع شده بتونه به مقدارزیادجمع بشه وبتونند بحدکافی ماست وپنیرنیازروزهای باقی سال راتهیه کنند مثلا ۴روزخونه مابود۴روزخونه ان یکی همسایه خلاصه شیردریافتی هرخانواده نسبت به ان بکی متفاوت میشد مثلا کسی که شیردریافتی زیادداشت زودزود نوبتش میرسید در واقع خانواده های آن موقع تعاونی خوبی باهم داشتن خداوندهمه مادران زحمتکش سالهای قبل رااگردرقیدحیاتن جفظ بفرماید وانهای هم که ازبین مارفتن موردعفووبخشش خداوندمتعال قرار بگبرند ببخشید وفت شریفتان راگرفتم موفق وموییدباشید.
علاوه بر سوت دئیشمک یه رسم دیگری هم بود ان هم شخص زحمت کشی که هرروز صبح زود گوسفندان ویا گاوهای همه مردم را جمع میکرد میبرد برای چرا و غروب افتاب برمیگردوند یک محلی یا میدانی برای جمع شدن و پخش شدن حیوانات معین کرده بودند همه حیواناتشان را راس ساعت بیارند و راس ساعت هم ببرند البته گوسفندان و گاوها اکثرا موقع برگشت خودشان مسیر خانه صاحبشان را میشناختند و خودشان راهی خانه میشدند. بیشترکورپه ها را صاحبشان اول وقت میاوردند و زمان برگشتنشان هم میبردند
بعداز اتمام این پرسه در طی روز ان شخص محترم راهی کوچه ها میشد با ن صدای قشنگش در خواست جهت جمع آوری دستمزد روزانه اش و آن هم چیزی نبود جز یک قرص تندیر لواشی میکرد .
بعضا کسایی بودند که میگفتند چورگیمیز برکتی صابا وِرَرم .
این هم یکی دیگر از آیین های زیبای زمان قدیم بود که واقعا خیلی صفا و صمیمیت بود بین همه مردم .
کسانی که از بین ما رفتند خداوند رحمتشان کنه و کسانی هم که در قید حیات هستن سالم و تندرست باشند.