دنبال چشمه آب حیات!
همسایه قدیمی ما در جنت آباد،آقای کشاورز اهل روذبار قزوین است وعاشق
طبیعت گردی وسفر_حتی بیشتر از من!! هروقت فرصت پیدا می کند،زنگ می زند که
برویم فلان جا،فلان چشمه و بهمان کوه
فرصتی باشد اجابت می کنم.عاشق آب چشمه است وده ها دبه آماده دارد که هر جا رفت وچشمه ای دید
پر می کند ومعتقداست آب چشمه، دوای هر درد بی ذرمان است! ومن گاهی مخالفت می کنم وده ها
مثال می آورد که با آب چشمه درمان شده ،در حالیکه پزشکی از درمانش عاجز است!
می گویم آقای کشاورز؛ تجویز نکن برای هر کسی و هر مرضی ،که راه به خطا می رود و از درمان باز می ماند!
اما او همچنان همه جا ذنبال جشمه آب حیات است !!
بوستان جنگلی کوهسار شهران چشمه خوبی ذارذ که همیشه آبشخور آقای کشاورز بود وما هم گاهی از آبش سیراب می شدیم وچایی درست می کردیم
اما مدتی است مسیر ماشین رو چشمه را بسته اند و وآقای کشاورز
مدتها بود دنبال چشمه دیگر در منطقه ما بود وبالا خره موفق شده و
چشمه جدیدی را کشف کرده و هفته پیش مرا هم کشاند پای چشمه
وسفارش کرد دبه وظرف آماده کنم ووقتی دنبالم آمد،دید
یک کلمن ویک فلاکس چای آماده کرده ام ؛ خنده اش
گرفته بود و رسیدیم سر چشمه ودیدیم از ما زرنگترها هم
دبه ها را نوبت گذاشته اند وآقای کشاورز هم حدود ۱۰ دبه بزرگ
وده ها بطری نوشابه در صف ردیف کرد ویک ساعتی طول کشید تا پر کنیم
ووسط کار، من به یک دبه ای ها،فرصتی می دادم تا زیاد معطل ما
نشوند وآقای کشاورز اعتقادی به فرصت دادن به یک دبه ایها نداشت!!
در مسیر روستای مخروبه ای بود که یک حصارکی با بهره گیری از
آب چشمه قدیمی روستا، پرورش ماهی بزرگی زده بود وداخل
حوضچه ها هم پر غاز ،اردک و وحاشیه هم مرغ وخروس بود و
چند گربه که محیط خوبی برای رهگذران ،کوه نوردان وخریداران ماهی ولبنیات محلی هم بود.
به هر حال، چند ساعت جضور در منطقه روستایی اطراف تهران، روز خوبی
را برایمان رقم زد ودو دبه بزرگ آب چشمه هم هدیه آقای کشاورز به من
بود که هنوز تمام نشده، چون فقط برای چایی استفاده می کنیم،اما
آقای کشاورز می گفت ۸ دبه شان روبه اتمام است!
گفتم حتما حمام هم با آب چشمه می کنی؟
در پایان روستا گردی، از ماهی سردابی هم نفری دوعدد خریدیم_کیلویی ۲/۴۰۰/۰۰۰ ریال
انصافا ماهی خوشمزه ای بود.
عکسهای زیر حاصل همین سفر چند ساعنه است
که گفتم شما هم شریک مجازی این سفر باشید.
==============================















