فوت ۲۰۰۰/۰۰۰ تومانی!
ذوالفقار ستاری
خاطر کسالتی، درسالن درمانگاه به انتظار نشسته بودم.
دو پیرمرد کنار من با صدای بلند گرم صحبت بودند .
یکی تعریف می کرد :
برای خانه نوساز کنتور آب گرفته بودم ، برای نصبش نیامدند یک ماه گذشت .
هرروز از سر بیکاری این کنتور را می آوردم ونگاهی می کردم ، فوت می کردم تا سالم بودنش را امتحان کنم .
پره هایی داشت مثل پنکه می چرخید .
نوه ای داشتم از من یاد گرفته بود، هرروز این را فوت می کرد وبرای خودش سرگرمی ساخته بود .
بعد از یک ماه مامورین آمدند برای نصب، چند روز بعد اخطار قطعی آب آمد با قبض یک میلیون وهفتصد هزار تومان،
رفتم وگفتم ؛بابا تازه چندروزه کنتور را نصب کردیم، گفتند: نه کارکرد داشته، وماجرای فوت را گفتم .
گفتند: بله فوتها ،کار خودشان را کرده اند . ومجبور شدم پول را بریزم.
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>