سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 53
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 53
<==================> بازدید این ماه : 232
<==================> بازدید کل : 2006205
<==================>
بایگانی

آن رسم…

آن رسم پسندیده

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛>ذوالفقار ستاری 

عصر روز چهارشنبه سوری بود، به ناگاه صدای زنگ ما به صدا درآمد .
دررا بازکردم مشهدی صاحبعلی عمو بود، با تعدادی از فامیل و

اهالی روستا، وارد حیاط شدند وآتش مختصری روشن کردند

وتسلی خاطر دادند ورفتند .
با خودم فکر کردم ، آداب ورسوم گذشته درعین سادگی و

بی پیرایگی، چقدر پرمعنا وغنی است .
اینکه رسم بوده در اولین سال درگذشت، در حیاط خانواده متوفی

قبل از خانه خودشان ، آتش روش کنند، نشان از احترام وادب،وبرقراری

واستمرار آتش اجاق آن خانواده درطول سالهای آینده داشته است .
والبته تک تک رسم ها وآداب نوروز، به همین گونه، سرشار از

حکمت وفرهنگ غنی مردمان نیک پندار گذشته بوده است .
متاسفانه، امروزه آمیختگی تجمل وتجدد باسنت، وصله ناجوری

برقامت این جشن زیبا وآرام ونجیب شده است

که بیشترازآن که آرامش دهد ،می رنجاند .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>