سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 88
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 88
<==================> بازدید این ماه : 267
<==================> بازدید کل : 2006240
<==================>
بایگانی

عکس و…

عکس و مکث

بسیاری از عکسهای خاطره انگیز  سایت”آفتاب اسمرود”

حاصل هنرمندی آقا شهرام فتح اللهی است.هرچند ۵سالی

است به خاطر عدم برگزاری یاد واره شهدای اسمرود

کمتربا عکسهای جدیدش،خاطره بازی می کنیم.

خداوند آقا شهرام وخانواده اش را حفظ کند.

—————————————————————–

نرسیده به ارسون،در شیار دره، خرگوشی خرامان وهراسان

در حال دوبدن است.ما دیدیم،شما هم سعی کنید

ببینید.شنیدن کی بود مانند دیدن؟!

————————————————————-

این برادران بزرگوار اسدیان،عموما پای ثابت امور خیر

مسجد اسمرود در محرم و مراسم مذهبی هستند

خداوند خیر وسلامتی نصیبشان کند.

——————————————————

به یاد یک روز زیبای رنگین کمانی در کوردیر

———————————————————–

بدون شرح:جاده آسالم-خلخال

——————————————————–

“من “و “او” گویا از مادرانمان که در یک سال عروس شده بودند

در یک روز،یک ماه ویک سال (۱۳۴۱/۷/۱) به دنیا آمدیم

هردو تا مهر مادری را بچشیم، زود بی مادر شدیم،اما:

“او” راهش را جدا کرد و ره صد ساله را یک شبه پیمود

ورستگار شد ومن هنوز اندر خم یک کوچه ام.

——————————————————-

…امروز همه روی جهان زیر پر ماست!

——————————————————

دربندکه یکی از اسطوره های دوران کودکی ما بود

گویا مثل خود ما،آب رفته است!دربند کودکی ما چنان بزرگ،با عظمت

و دست نیافتنی بود که فقط با سوپاند(وسیله دست ساز،برای پرتاب سنگ

به آسمان،بالای درخت  ،کوه و…)عظمتش را می سنجیدیم.

البته بیشتر حالت مسابقه هم داشت ومعمولا در مسابقات پرتاب سنگ

دکتر فرامرز سهرابی و بهاء الدین محمدی برنده بودند.

اما گذر روزگار،گویی دربند با عظمت ما را هم فرسوده وکوچک کرده است!

————————————————–

به دنبال آب حیات در آقبلاغ،که عاقبت یافتیم!

———————————————————–

یک روز مه آلودورویایی در کوردیر.

———————————————————-

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>