نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
توهم!
پیش در باغ بیدگنه بودم.
تصمیم گرفتم شب درباغچه بمانم. به خاطر کارزیاد، خسته بودم.
شب شد، بعداز اقامه نماز ،درزیر نور چراغ شارژی نشستم .
غرش رعد و برق با باران درهم امیخته بود.
دقایقی که گذشت ،یاد برنامه زندگی پس از زندگی افتادم.
کم کم متوهم می شدم .گفتم این رعد وبرق هیچ ،اما حوصله
دوتا شدن نداشتم که روحم از گوشه سقف مورب نظاره گر
جسمم شود!!
سریع بلند شدم و زدم به چاک .
ساعت ۱۱ شب بود به منزل رسیدم
گفتند مگر قرار نبود شب بمانید؟
گفتم درست، اما حال دوتا شدن نداشتم!!
=========================================