…برایم کمپوتی بیاور!
==============================
رحمان سناری
دیشب نه ،پریشب به آقای محمدی زنگ زدم که مثلا رفیقیم پاشوبیا تهران برایم کمپوت بیار
گفت توباز راست راست راه میرید، من کمرم سه روزه قفل کرده دولا ماندم
برایش ارزوی سلامتی کردم .
سپس به یکی از دوستان همکار قدیمی زنگ زدم، گفت چند روزی است
فشارم روی ۷ ایستاده ،تکان نمی خورد، برای ایشان هم ارزوی سلامتی کردم
ووضعیت خودم راکامل شرح دادم سپس به یکی دیگر از همکاران قدیمی
زنگ زدم،دلم تنگ شده بود می خواستم وقتم پر شود.
ایشان هم گفت درگیر پروستات هستم ،قرص و این جور چیزها هم
چندان جوابگو نیست .توصیه کردم حتما به پزشک مراجعه کند.
از ان به بعد به کسی زنگ نمی زنم که نکند دچار مشکل
شده باشد، خدای ناکرده. صم بکم درمنزل هستم!!
—————————————————————–
سلام آقا رحمان
با این اوضاع،حتما گقتی:
از خیر کمپوت گذشتم،خدایا؛
بسا کسا که به روز من آرزو مند است!
ان شاءالله سلامت باشید ومارا همچنان باخاطرات
خوب ووقایع روزانه بهره مند کنید.
————————————————————–