سخن هفته
---------زندگی-------------- ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ این را فهمیده‌ام که بیشتر ماهی‌ها موقع پیری شکایت می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند . دائم ناله و نفرین می‌کنند و از همه چیز شکایت دارند. من می‌خواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طورِ دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟ ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 937
<==================> بازدید امروز : 202
<==================> بازدید دیروز : 708
<==================> بازدید این هفته : 202
<==================> بازدید این ماه : 36918
<==================> بازدید کل : 1321700
<==================>
بایگانی

کنکور…

کنکور، فروش رویای “پزشکی”

===============================

                 ذوالفقار ستاری               

سری به مدارس سمپاد (تیزهوشان، شاهد، نمونه دولتی) زده باشیم، به راحتی متوجه می شویم که چگونه «رویای پزشک شدن» تمام نظام آموزشی ما را به گروگان گرفته است و از بهترین استعدادهای کشور، دانش آموزانی تک بعدی و پر از استرس تولید کرده است. در مدراس تیزهوشان کشور از همان کلاس هفتم دروسی شیمی و زیست و فیزیک و ریاضی با ساعات اضافی در چارت درسی دانش آموزان قرار گرفته و جای چندانی برای درس تاریخ و اجتماعی و ادبیات و هنر و ورزش باقی نمانده است. در این مدارس صبح تا شب به دانش آموزان اینگونه القا می شود که تنها راه سعادت و خوشبختی شما، کسب رتبه بالای کنکور در رشته علوم تجربی و قبولی در رشته های دندانپزشکی و پزشکی و داروسازی است.

تکینگی و خاص بودن رشته پزشکی باعث شده است که نظام آموزشی ایران به گروگان رویای پزشکی درآید و دانش آموزان نخبه به نوجوانانی تک بعدی که فقط مهارت تست زنی بالایی دارند، بدل شده و تمام استعدادهای خود را قربانی این مسئله نمایند.

مافیای ویرانگر و نخبه کش کنکور، که سالانه هزاران میلیارد تومان از درآمد خانوارها را با سودای کسب رتبه بالای کنکور و قبول شدن در رشته پزشکی به جیب می زند، عامل اصلی شکل گیری چنین نگاهی در مدارس کشور است. مافیای کنکور با همکاری موسسات ضد آموزشی و ضد فرهنگی مانند قلمچی و گاج و مدرسان و شریف و امثالهم و با همکاری کامل تلویزیون سالهاست که بر موج “ویژه سازی” از رشته پزشکی سوار شده است و با تبدیل آموزش و پرورش به بنگاه اقتصادی پرسود، نظام آموزشی کشور را به نظامی تهی و بی معنا تبدیل کرده و باعث شده است که صدها هزار دانش آمور با سودای پزشک شدن و کسب ثروت، تمام استعداد خود را در راه تبدیل شدن به ربات های تست زن هدر دهند.

 

در سوی دیگر این تباهی آموزشی وزارت بهداشت و سیستم پذیرش دانشجو در رشته پزشکی قرار دارد. با اینکه سالیانه پذیرش دانشجو در رشته های مختلف به ویژه علوم انسانی به صورت فله ای و بدون توجه به بازار کار در حال گسترش است، در رشته پزشکی قضیه کاملا متفاوت است. پذیرش دانشجو در رشته های علوم پزشکی هیچگونه افزایشی نمی یابد و با اینکه همه رشته ها به صورت شبانه دانشجو می پذیرند، هنوز در رشته پزشکی این اتفاق نمی افتد. این مسئله باعث شده است رشته پزشکی به عنوان رشته ای خاص در میان رشته های دانشگاهی نگریسته شود، به گونه ای که جامعه به پزشکان به چشم تنها نوابغ و نخبه های کشور می نگرد که هر کسی توانایی و هوش، تحصیل آن را ندارد. مسئله ای که باعث شده دانش آموران صرفا دروسی مانند شیمی و ریاضی و زیست و فیزیک را دروس واقعی و علمی حساب کنند و اندک ساعات کلاس های تاریخ و اجتماعی و ادبیات و هنر را کلاس هایی بیهوده و وقت گیر تلقی نمایند.

 

اما آنچه در این بازار مکاره فراموش شده این واقعیت ساده و غم انگیز است که از میان نزدیک به یک میلیون دانش آموزی که سالیانه از نظام آموزش و پرورش کشور فارغ التحصیل می شوند در نهایت تعداد ناچیزی در حدود هزار و پانصد تا دوهزار نفر(چیزی حدود یک در هفتصد فارغ التحصیلان) موفق به قبولی در رشته پزشکی می شوند و بقیه به مشاغل و رشته های دیگر و زندگی در اجتماع هدایت می شوند. انبوه نوجوانانی که به جای آموزش هنر و سیاست و ادبیات و تاریخ و فلسفه که در طول حیات خود مدام به آنها نیازمندند، صرفا مهارتی به نام تست زنی را آموخته اند، که هیچگاه به آن احساس نیاز نخواهند کرد

. بچه ها چنان تحت فشار خانواده وهمسالان واطرافیان هستند، که تمام شادابی وطراوت ولذت های کودکانه ودوره نوجوانی را،فدای کنکور می کنند ،

واین هدررفت بهترین دوره عمر،از آنها آدمهای مضطرب ،افسرده ومحتاط وبدون تحرک ساخته است .

واقعا به چه بهایی !!

 حسرت بازی های نکرده، سفرهای نرفته ، عدم حضور درمهمانی ها وشادیها ، تا ابد دردلشان باقی خواهد ماند .

و این نوع تربیت لای پنبه ، حتی اگر روزی پزشک و…هم شوند ازآنها آدمهای بی مسئولیت ووا رفته وخنثی خواهد ساخت.

=======================================

دلزدگی در آموزش

===============================

                         رحمان ستاری                         

===============================

باسلام  متاسفانه این روی کرد خانواده هایی که فرزندانشان در چنین مدارسی ادامه تحصیل می دهند درگیر این موضوع هستند  کلاسهای اموزشی ممتد برای دروس ریاضی و شیمی و فیزیک و سختگیرانه با هزینه های هنگفت بر گزار می شود شاید بچه ها همه در طراز پزشکی به علم مجهز می شوند اما هم بخاطر محدودیت پذیرش وهم عدم انطباق همه استعدادها با رشته پزشکی  صرفا بخاطر طبق اصطلاح خود بچه ها خر خوانی  حایز رتبه می شوند  موجب نوعی دلزدگی ویاس بچه ها می شود چنانچه استعداد بچه ها درست هدایت شود همان انرژز که برای ریاض فیزیک صرف می کند چنانچه ای بسا در زمینه ادبیات وعدوم انسانی صرف می کرد به مراتب موفتر وپرانگیزه تر از همیشه به ادامه تحصیل همت می گماشت همیشه در کلاس درس وهم به فرزندانم این توصیه را داشتم چنانچه در درسی بدون تحمل فشار وهمراه با تفریحات عادی نمره عالی گرفتید بدانید استعداد شما در همان زمینه است وهم اکنون هم بدلیل تحصیل فرزندم  همچنان با مدارس سمپاد در ارتباط هستم خوشبختانه ان رویکرد افراطی کم کم   تعدیل شده و کلاسهای المپیاد در زمینه ادبی   اقتصادی  وغیره بر گزار می کنند ولی بچه ها همچنان هم بدلیل غرور کاذب وهم تحت تاثیر فرهنگ غلط گذشته خانواده ها به سختی حاضر به ادامه تحصیل در انسانی هستند به عنوان نمونه کلاسهای  تجربی ریاضی هرکدام بالغ بر ۲۵ نفر برگزار می شود  انسانی با هفت نفر یا ده نفر یا در مقابل مدارس سمپاد رشته تجربی ریاضی فقط یک دبیرستان انسانی هست  لذا عدم فرهنگ سازی مناسب بچه ها و خانواده ها رد دوچار درد سر گرفتاری نموده است  امزد ان روز که همه رشته های علمی به یک اندازه ومناسب استعدادها مورد توجه قرار گیرد.

=================================

درد بزرگ

=================================

                     محمّد ولی سهرابی                     

=================================

سلام بر آموزگاران گرامی؛آقا ذوالفقار وآقا رحمان

با توجه به اینکه هردو بزرگوار در کسوت معلمی،سالها از نزدیک

با مشکلات آموزشی وروحیات دانش آموزان در رده های مختلف

آشنایی کامل دارید واز طرف دیگر،هرکدام نماینده ای در سمپاد

دارید،به نکات خیلی خوبی در حوزه آموزش در مدارس خاص اشاره

 کرده اید وچون من هم سالها از نزدیک درگیر  چنین آموزشی بودم

ومطالب زیادی هم در نشریات وسایت آفتاب اسمرود نوشته ام که

اشاره ممکن است تکراری باشد.

آمار ۵۶۰ هزارنفر-نزدیک ۵۰ درصد کل شرکت کنندگان کنکور ورویای

پزشک شدن این خیل عظیم جوان،که به قول آقا ذوالفقار، کمتر از دوهزار

نفرشان شانس حضور در سه رشته پر طرفدار گروه پزشکی را دارند

دردی است بزرگ برای نظام آموزش عالی کشور که سالهاست خلّاقیت

توان،تمرکز ،دایره انتخاب جوانان و توان مالی بسیاری از خانواده هارا

به گروگان گرفته است وفعلاقریاد رسی نیست؛تا زمانی که رشته پر طرفدار

تجربی هم سر انجام یه سرنوشت رشته ریاضی  دچار شود!

در این آشفته بازار رویای پزشک شدن،فعلا اگر سودی است،از آن

 آموزشگاه های کنکور،برخی معلمان به ناحق برند شده،وحتی برخی مدارس

خاص وغیر انتفاعی است  که جیب وسرمایه خانواده هارا به تاراج می برند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>