سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 88
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 88
<==================> بازدید این ماه : 267
<==================> بازدید کل : 2006240
<==================>
بایگانی

عکس و…

یادِدوست

با سلام و صبح به خیر
لطف دارید ،بزرگوارید.
خدا آقای قربانی رابیامرزد. برای من هم درگذشت ناگهانی ایشان سخت بود و تصورش مشکل. بسیار فرد پاک و سلیم النفس بودو در طول خدمت ،و آن هم در اداره ای که با تعداد زیادی شرکتهای مشاور مرتبط بود و از طرف دیگر درآمد زیادی نداشت، لحظه ای نلغزید و نقطه ضعفی از خود نشان نداد .خدایش بیامرزد و پاداش صبر و درستکاری اش را بدهد.
واما برگردیم به اسمرود ؛ برای احداث فرودگاه درست حسابی و با پرواز هواپیماهای بزرگ نیاز به باند پرواز طویل و منطقه هموار هست ،لذا باید اسمرود را به منطقه هموار مثل دشت سنجبد منتقل ودر آنجا چنین برنامه ایی را ریخت و ضمنا یک بندر خشک هم  می شود برایش طرح ریزی کرد تا به عنوان هاب لجستیک منطقه غرب کشور باشد!
—————————————————————–اردشیر گروسی
 سلام
صبح شما  هم به خیر
اسمرودی هارا امید وار کردید به احداث فرودگاه در اسمرود، آن هم با پرواز طویل!
از وقتی من چشم به جهان گشودم،شنیده ام که جوکور زمی فرودگاه
خواهد شد!مثل اینکه به واقعیت نزدیک می شویم!!
البته قبل از انقلاب یک روز میرزن (حسن)عمو والله بخش گفتند که امروز هواپیما یا
هلی کوپتر ولیعهد(ربع پهلوی فعلی) در جوکور زمی به زمین خواهد نشست
از قرار، مناسبت شاهانه  ای بود وحتی یک پرچم هم تهیه کردیم ودر پشت بام
 خانه ما،که بلند تر از همه جا بود،به اهتزاز در آوردیم،اماهنوز هم منتظر
 تشریف فرمایی ولیعهد هستیم.!!
شاید این هفته بیاید،شاید!
در ضمن یاد ی از مرحوم عباس قربانی شد.
فردا چهلمین روز در گذشت آن زنده یاد است.
بانثار فاتحه ای یاد او وهمه در گذشتگان
جمع را گرامی می داریم.-

میانِ میانه وخلخال

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

سلام بر دوست عزیزم ؛محمد ولی و همه اسمرود یان که انصافا در محافل علمی و ادبی و مدیریتی کشور می درخشند وبه نظرمن این درخششها نتیجه فضای پاک، سالم و سازنده  و پختگی هایی هست  که از کارهای سخت روستا ناشی می شود  که بنده خودم به عنوان یک روستایی از چنین شرایطی بیرون آمده ام و به عبارتی کار بیچین و دریاز زدن را
تجربه کرده ام.
تشکر از اینکه عکس زیر خاکی را در سایت معتبر آفتاب اسمرود به مسابقه گذاشتید و در آنجا یادی از این حقیر گردید راستش کی می دانست این عکس پس از ۴۰ سال سر از آن سایت در آورد .پس از شناسایی افراد حاضر در عکس موقعیت  و وضعیت فعلی آنها با توجه شرایط آن زمان قابل مقایسه خواهد بود.
واما در مورد کوتاهی اینجانب در اتصال اسمرود به میانه با یک راه مناسب  در آن زمان،  ضمن پوزش از کوتاهی باید به عرض برسانم: اولا دل اسمرودیان با میانه ای ها  از قدیم به هم  وصل بوده و خصوصا دوشهر میانه و هرو آباد روابط تجاری با هم داشته اند بطوریکه پدر بنده نقل می کنند به وسیله شتر و یا قاطر ازمیانه نمک و مواد غذایی به هرود آباد و روستاهای اطراف می آوردند و از آنجا نیز ذغال ،که آن زمان به لحاظ گرمایش بسیار ارزشمند بود، به میانه می بردند.
ثانیا آن زمان امکان و توان احداث چنین راهی نبود ، ولی امروز خوشحالم که افتخار همکاری در احداث جاده مهم گنجگاه به سرچم را دارم که به فاصله کمی از جنوب اسمرود  می گذرد و آنجا را به میانه و تهران و سایر نقاط کشووصل می کند که البته اخیرا بحث دو بانده کردن آن در برنامه وزارت راه و شهرسازی قرار گرفته است که این خبر خوبی برای عزیزان  اسمرودی هست.
ببخشید سخن به درازا کشید ،خواستم در برابر بیانات شما خودی نشان دهم و با توجه توان ادبی شما سعی کردم در حد امکان اصول ادبی را رعایت نمایم؛  هرچند که به پای نوشتار شما نخواهد رسید.

                    ارادتمند:گروسی                       

———————————————————–

سلام جناب مهندس گروسی

در طول بیش از ۳۵ سال آشنایی، جناب عالی همیشه در علم، ادب، اخلاق،وفاداری، صداقت و…  برایم استاد، و اسوه بوده وهستید.

حتی در نوشتن هم با وجود اینکه تحصیلات فنی دارید ،بسیار روان و شیوا می نویسید  واز این شیوه نوشتار شما مخاطبان بی شمار اطلاعات علمی سالها بهره برده اند.

یاد مرحوم عباس قربانی به خیر ،که سالها در دفتر شما بود و همیشه ذکر خیر از منش و رفتار شما داشت وناباورانه از میان ما رفت.

از اینکه اسمرودیها  هم بالاخره از برکت حضور شما در وزارت مسکن و شهرسازی

بهره مند خواهند شد، جای تشکر دارد.

در ضمن بنده هرگز جسارت نمی کنم که شمارا در  سه بانده نساختن جاده اسمرود

مقصر بدانم.شوخی دوستانه بود که ظاهرا جنابعالی با نطر لطف خود

جدی گرفتید وخبر  خوش جاده سرچم- گنجگاه را نوید دادید که به یقین،اسمرودی ها 

نیز بی بهره نخواهند ماند.

چه خوب می شد همه مسئولان، مثل جنابعالی درد دل مردم را در قالب

شوخی،گاهی جدی می گرفتند!

کاش دیرتر باز نشست می شدید و یک فرودگاه کوچولو هم برای اسمرود درست می کردید؛ البته هنوز دیر نشده، شاید ردای وزارت تن کردید و آرزوی ما نیز بر آورده شد که آرزو بر اسمرودی ها عیب نیست!!

درود بر شما

شاد و تندرست باشید.

                مخلص شما:محمّدولی                  

YYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYY

عکس ومکث

        … هنگام درو           

==============================

اشاره:پس از حضور زود همگام آقا فرامرزدر ساعات
اولیه  اخذ رای وعدم آمادگی عوامل اجرایی صندوق
اخذ رای ،که شرح آن با عنوان”رای اول صبح” آمد؛آقای
مهندس اردشیر گروسی-معاون سابق وزیر مسکن وشهرسازی
که از نیروهای جهادی خلخال در اوایل تشکیل جهاد بودند
وخدمات ارزنده ای در روستاهای محروم خلحال ،با همکاری
نیروهای صادق و تلاشگر جهادگر از خود به یاد گار گذاشته اند
پس از دیدن نوشته آقا فرامرز وتوضیح مختصری که من در باب سحرخیزی
دوران “بیچین” نوشته بودم،عکس زیر را با ریرنویس برایم قرستاده بودند
که به اتفاق می بینم.
دوستانی که محل وحد اقل ۳نفر از عزیزان حاضر در عکس را نام ببرند
جایزه “هزار وسیصد آفرین”و مجوز ورود وگشت وگذار
بهاری در آن منطقه را هم خواهند گرفت!

=====================================

سلام جناب سهرابی

  در گروه خلخالی ها ،بحث کشت و زرع در اسمرود کرده بودید

تصویر فوق مربوط به درو گندم در  اسمرود هست که بنده و

جناب دکتر فرامرزهم حضور داشتیم. منتها تصویر خیلی گویا

نیست و بقیه را نشناختم .

ارادتمند:اردشیر گروسی

مهندس گروسی واحتمالا نمایی

از شهر میانه

که نمی دانم قدیم پدران وپدر بزرگ های ما چگونه

از خلخال واسمرود،برای خرید

به شهر مهندس گروسی می رفتند؟!

وسوال دیگر اینکه مهندس گروسی چرا آن موقع

جاده یا بزرگراهی برای تردد اسمرودی ها

درست نکرده بودند واسمرودی ها باید با پای

پیاده برای خرید می رفتند؟بخصوص برای حرید اقلام عید؟

====================================

 سلام مهندس گروسی عزیز
عکس ؛تاریخی وزیر خاکی است ومرا به یاد این بیت
از حضرت حاقظ انداخت:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
دو،سه نفر را تقریبا می شناسم،آن زمان برای اینکه
ریا نشود،همه سر به زیر و پشت به دوربین بودند!
 جهاد گران واهالی، فقط فکر درو گندمند، نه عکس!!
اسمرود،مرحوم حاج آقا زودتر از همه مارا بیدار می کرد و تا
مردم سر مزرعه برسند، ما زمی را دسته بویی رفته بودیم.
(البته در اسمرود؛ هنگام درو وبرداشت محصول،هیچ کس حریف
خانواده محترم مهری؛ بخصوص دو برادر گرامی؛مرحوم بهارعلی
وآقا حافظعلی”حققلی”نبود.
این دو برادر،تا بسم الله می گفتند،عرض دو هفته ،کار درو علف(کالاه) تمام
وحد اکثر دو هفته هم کار گندم را یکسره می کردند.
از کارهای نیک این دو عزیزاین بود که پس از اتمام کار خودشان
معمولا به کمک جاماندگان دیگر هم می رفتند.
به روان پاک مرحوم بهار علی درود می فرستیم که محرم
دوران کودکی ما با صدای رسای”بو گون کرببلا ویران اولوپدی…”
آن شاد روان معنی پیدا می کرد.
فرزندان بزرگوار مرحوم بهارعلی اگر عکسی از پدر برایم ارسال کنند
سپاسگزار خواهم بود.
آقا فرامرز هم روز انتخابات، هوس آن روزها را کرده بود
و زودتر از عوامل اجرایی حاضر بوده و تازه کلی هم عصبانی بوده و بنده خدا هارا
از خواب خوش غفلت وخوش خیالی بیدار وهوشیار کرده بود!

این هم عکسی به یادگار، با آقای حافظعلی مهری در کوردیر

================================

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>