نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
رای اول صبح
===================================
با سلام، صبح همگی بخیر و شادی، امروز تصمیم گرفتم اول صبح در انتخابات شرکت کنم و رای بدهم تا به کارهای دیگرم برسم. از ساعت ۶.۱۵ صبح پیاده روی در داخل باغهای فرحزاد را شروع کردم و ساعت ۷۰۳۰ به محل اخذ رای در یکی از مدارس فرحزاد رسیدم. دیدم گروهی در صف ایستاده اند و خبری از رای گیری نیست! چند دقیقه ای توی صف ایستادم. بعد رفتم داخل سالن از مسولان اجرایی که آنجا بودند و تعدادشان هم زیاد بود! پرسیدم ناظر شورای نگهبان کدامیک از شماهاست؟ پس از چند بار پرسش نهایتا ناظر معلوم نگشت!!! باصدای بلند که همه بشنوند پرسیدم ” نماینده فرمانداری در این شعبه کیست؟” نماینده فرمانداری جلو آمد و خودش را معرفی کرد. گفتم الآن ساعت ۷.۴۵ است. رای گیری باید ساعت ۷ شروع می شد، چرا شروع نکردید، مردم با اینهمه مشکلات آمدند توی صف وایستادند، شما عرضه رای گرفتن از این مردم خوب ندارید؟ گفت دستگاهی که از مرکز فرستادند کار نمی کند! ده دقیقه به ساعت ۸ هنوز دنبال سه راهی برق بودند تا پنکه را روشن کنند! افراد داخل صف را هم بررسی اجمالی کردم. از پیرمردی که ۷ صبح آمده بود و از فرط خستگی روی صندلی نشسته بود، جوانی با شناسنامه در جیب زانوی شلوارش که خالکوبی روی دستش تابلو بود، افراد میانسال و زن و شوهری که شتاب داشتند که اول رای بدهند و بعد به کارهای دیگرشان برسند، همه بودند. برخی از گفتمان های افراد داخل صف ( بدون قضاوت، فقط گفته ها بیان میشود) بشرح زیر بود: “اینهمه آدم در اینجا جمع شدند، بلد نیستند رای ما بگیرند”. “این دولت اصلا نمی خواهد رای مردم را بگیرد”. “مجری انتخابات دولت است و این کار را هم مثل سایر کارها انجام نمی دهد”. “چون امروز جمعه است، احتمالا آقای روحانی فعلا خوابند و بعد از بیدار شدن متوجه خواهند شد که امروز روز انتخابات است!”. “تعداد زیادی از عوامل اجرا، بازرس، و ناظر که بنظر میرسد آموزشی برای فرایند رای گیری ندیده اند! آفتابه لگن هفت دست، شام وناهار هیچی”. سرانجام، تا ساعت ۸ هنوز رای گیری شروع نشد و بنده دست از پا درازتر برگشتم تا انشاالله اگر توفیقی حاصل شد، شب برای رای دادن دوباره بار سفر ببندم!
============================================