سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 88
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 88
<==================> بازدید این ماه : 267
<==================> بازدید کل : 2006240
<==================>
بایگانی

کمی…

کمی شلوغ؛امّا پر از امید

رحمان ستاری

اوضاع سیاسی اجتماعی ما چقدر به اوضاع نابه سامان اوایل دهه ۶۰ شبیه هست  ان زمان بچه بودیم درک چندانی از اوضاع نداشتیم ولی در گفتمان بزرگترها  صحبتهای داخل خانواده ها  خوف و ترس و نا امیدی را به وضوح می دیدیم.
اشغال مرزهای غرب و جنوب توسط دشمن، بگو مگو های سیاسی داخل نسها را در سینه به شماره می انداخت  .معلمها در کلاس هر کدام مطابق با گرایشات سیاسی  ضمن درس، اشاراتی نیز به وضع موجود داشتند.  اغلبشان  بچه ها را در وادی نا امیدی و یاس  یله می کردند.  انقلابی ها چندان قدرت  دفاع و اقناع نداشتند. در این میان رادیو های بیگانه تا می توانستند بر انقلاب می تاختند و بر دوقطبی  بنی صدر وبهشتی می دمیدند .
ان موقع جریان مقابل انقلاب کمونیستها،  توده ای هاو منافقین، به سرکردگی رجوی و بعضی نحله های فکری دیگر ،وحشت و ترس را تا درون  روستا ها نیز گسترش داده بودند.
بمباران از ناحیه صدامیان و بمب گذاری از سوی منافقین، امیت و ارامش را از مردم ستانده بود. سرباز گیری اجباری برای جنگ کاملا یادم هست؛ حتی دونفر از معلمان ما بودند یکی به نام صدیقی، دیگری همتی نام ،اگر اشتباه نکنم.
حراس و دلهره این سرباز گیری، غم بزرگ خانواده هایی که شرایط شامل حالشان می شد، بود واین مدت جهنی ،هرچند کوتاه ،اما اندازه صد سال نوری گذشت  وبا فرار بنی صدر ورق برگشت. امنیت جای وحشت نشست ؛نفس قدسی امام که در ان اوضاع بلبشو گم گشته بود، ارام ارام برسینه ها نشست و ارامش  وطمانینه به ارمغان اورد.
نوع دوستی  وهمدلی در شهر نزج گرفت.  التماس اعزام به جبهه که تا دیروز وحشت افرین بود ،اکنون  جوانان مرگ را به سخره می گیرند و هر روز اعزام به جبهه ها بیشتر و بیشتر می شود  ودشمن به عقب نشینی وادار می شود.
خرم شهر ازاد می گردد، فتح المبین ها پی هم به وقوع می پیونددو …

اکنون نیز شهر کمی شلوغ است ،ان شاء الله با فروکش صدا های یاس و نا امیدی ؛جوانان برخواسته از همان نسل عزیز، خرمشهر ها ازادخواهند نمودو فتح المبین ها خواهند آفرید.
۲۸ خرداد با حضور در پای صندوق رای،در دل یاس آقرینان بذر نا امیدی  ودر دل دوستداران
این مرز پرگهر،نهال امید ،نشاط ،بالندگی و افتخار خواهیم کاشت ،ان شاء الله.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>