سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 113
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 113
<==================> بازدید این ماه : 292
<==================> بازدید کل : 2006265
<==================>
بایگانی

در حدیث…

در حدیث دیگران

………………………………………………………………………..

آخرین تپه

……………………………………………………………………….

دکترابوتراب

جایی خواندم که شرکت‌های آن‌ور آب برای حفظ متخصصان‌شان از دست رقبا، در محل کار برای‌شان امکانات لاکچری فراهم می‌کنند مثلا بهترین ناهار ممکن را سرو می‌کنند یا اتاق‌بازی و جای خواب قیلوله درست می‌کنند و حتی شنیدم در داخل محوطه‌ی شرکت گوگل، زمین اسکیت درست کرده‌اند تا متخصصان بابت این چیزها هم که شده جای دیگری نروند

این‌ور آب هم تقریبا همین‌طور است فقط یک منفی در آن ضرب شده است

چندروز پیش بود و از آن روزهای شلوغ کلینیک

دو ساعتی از وقت معمول چای یا نسکافه‌‌ی ساعت ده گذشته بود و قندم داشت می‌افتاد و هنوز خبری از چای نبود.بیمارها پشت سر هم می‌آمدندواجازه‌ی نفس‌کشیدن نمی‌دادند.به خدمات زنگ زدم و پرسیدم:پس چای من چی شد؟من‌من کردوگفت:ببخشید، ولی از امروز باید پزشکان پولِ چای و نسکافه را خودشان بدهند

یعنی من بایدوسط کلینیک و این‌همه مریض بروم کارت بکشم تا یک فنجان روی میزم بگذارید؟خجالت نمی‌کشید؟نه اصلا خجالت نمی‌کشیدند

در همین بیمارستانی که چایی‌اش را پولی کرده‌اند، چندسال است پول پارکینگ بیمارستان رابه ساعت از پزشکان‌شان می‌گیرند

یعنی هر چه بیشتر برای بیمارستان وقت گذاشته باشی پول پارکینگت بیشتر می‌شود

جدا از بی‌شعوری مدیران آن بیمارستان، چنین رفتاری با متخصصان این مملکت تبدیل به سنتی فراگیر شده واین داستان برای هرمتخصصی چه در حوزه‌ی پزشکی، مهندسی، هنر، اقتصاد، سیاست، و ادبیات، تکراری است

وقتی به کسی که ادعا می‌کند کرونا را با درِ قابلمه تشخیص می‌دهد، می‌گویند متخصص! نباید انتظار داشت یک لیوان چای، روی میز هیچ متخصصی بگذارند

تازه در پزشکی وضع بهتر است چون آنهایی که مملکت را به این وضع انداختند سردرد دارند، کرونا می‌گیرند، آپاندیس‌شان ورم می‌کند، هموروییدشان بیرون می‌زندو پروستات‌شان بزرگ می‌شودوهیچ هم که ندانند، بابت ترس از مرگ و بیماری، می‌فهمندکه روزی بالاخره به تخصص پزشکی احتیاج پیدا می‌کنند ولی درک این مطلب که شاید به متخصص علوم اجتماعی، آموزش‌و‌پرورش، هنر، تاریخ، محیط‌زیست، حقوق، اقتصاد، یا ادبیات هم نیاز داشته باشند، دیگر خیلی برایشان سخت است و حتما مطمئن‌اند چای مفتی که هیچ، کوفت هم نباید روی میز این متخصص‌ها گذاشت.بی‌جهت نیست که مردم به کلمه‌ی متخصص و دکتر و استاد و امثالهم آلرژی پیدا کرده‌اند.آخر مگر می‌شود کسی دکترا داشته باشد و به anytime بگوید آنی تایم؟

یا پزشکی خوانده باشد و از کارکرد شیاف روغن بنفشه دفاع کند؟حضرات مثل بقیه‌ی کارهای‌شان آنقدر مدرک و تخصص جعلی و پولی بین عقب‌مانده‌های درگاه، شاباش کرده‌اند که دیگر کسی حاضر نیست فنجانی چای دست کسی دهد که جلوی اسمش متخصص می‌آید.اصلا مگر در این مملکت “متخصص بودن” حتی نوع واقعی آن توفیری هم می‌کند؟استاد دانشگاهش با ساعتی کمتر از یک دلار قرار است متخصص‌های نسل بعد را تربیت‌ کند، پزشکش با دو دلار ویزیت می‌کندو جراحش با تعرفه‌ی کمتر از ده دلار عمل می‌کند؛ درحالی‌که ویزیت چاه‌بازکن توالتش بیشتر از تعرفه‌ی تعیین شده‌ی حضرات برای جراحی آپاندیس است(چندسال پیش که ویزیتم ده تومن‌ بود، ویزیت چاه مستراح ۱۵۰ تومن بود!باور کنیددقیقا چاه‌بازکن محترم پای تلفن از واژه‌ی ویزیت استفاده کرد).اصلا مملکت متخصص پزشکی می‌خواهد چه کار وقتی با روغن بنفشه هم می‌شود کرونا را واکسیناسیون کرد؟

اصلا چه معنا دارد این پزشک‌ها پُز کتاب هاریسون‌شان را بدهند و برای خودشان این‌همه تخصص درست کنند؟ تمام این تخصص‌ها از هزارسال قبل در جیب حضرات و لای کتاب‌های‌شان بوده و اگر مردم تا قبل از این صدسال کرور‌کرور از وبا و حصبه و آبله و صدتا مرض دیگر می‌مردند و حالا نمی‌میرند، بابت  پزشکی مدرن نیست، بلکه همه‌اش تبلیغات شرکت‌های دارویی و سرمایه‌داری است.حضرات بعد از چهل سال تازه یادشان افتاده تپه‌ی پزشکی را برخلاف تپه‌های اقتصاد و هنر و علوم‌اجتماعی ندیده‌گرفته‌اند و باید سریع‌تر دست به کار شوند و برای روغن بنفشه و شاش شترشان دانشکده درست کنند و دفتر و دستک جور کنند و با کمک یک وزیر بانمک برای کرونا پروتکل زنجبیلی و روغن بنفشه‌ای بنویسند و البته مثل همیشه این خدمات‌شان خیلی خرج دارد و بودجه‌ی جداگانه و تپلی می‌خواهد که باید از جیب پزشکی مدرن و البته مردم پرداخت شود.راستش من به کسانی که حاضر نیستند حتی یک چای روی میز یک متخصص بگذارند حق می‌دهم زیرا در مملکتی که وزارتخانه‌ی بهداشتش به رمالان و روغن بنفشه‌نویسان می‌گوید متخصص سنتی و برای‌شان کرسی و پروتکل درست می‌کند و در آن فلوشیپ شاش شتر به رسمیت شناخته می‌شود باید چنین وضعی اتفاق بیفتد.

در آخر از مسئولان محترم‌ فقط یک خواهش دارم.سروران‌ گرامی شما که همه‌ی تپه‌های علم را فتح کرده‌اید لطفا اگر به سلامتی خودتان و عزیزانتان اهمیت می‌دهید فقط بابت خودتان، دست از سر تپه‌ی پزشکی بردارید.

……………………………………………………………………………….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>