سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 4
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 108
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 108
<==================> بازدید این ماه : 287
<==================> بازدید کل : 2006260
<==================>
بایگانی

آن مرد…

………………………………………………………………………….

باسلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب آقای

  مرتضی قلی زاده اسمرود.

ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی و موفقیت برای

شما از درگاه خداوند متعال

بازنشستگی آن دوست عزیز و گرامی و همسایه خوب

وخوش اخلاق را از صمیم قلبم  تبریک می گویم.

ان شاالله همیشه در کنار خانواده محترمتان

شاد و خرم روزگار بگذرانید.

………………………………………………………………….

ارادتمند: عسگری اسمرود

………………………………………………………………….

   آن مرد بازنشسته شد     

آقای مرتضی قلیزاده_مرد با صفا،صادق وصمیمی اسمرود هم بازنشسته شد.

به آقا مرتضی که سالها حراست حساس ترین دکل مخابراتی خلخال را بر عهده داشت

ودر سخت ترین شرایط آب وهوایی،به خوبی از عهده کار برآمد

خدا قوت جانانه می گوئیم وشروع فصل جدید زندگی بازنشستگی را تبریک عرض می کنیم.

آقا مرتضی بیشتر عمر خود را در بلندترین نقطه خلخال سپری کرده واحتمالا

 خاطره های خوش وناخوشی از محل خدمت خود دارد که شنیدنی است

و همت پسرش_آقا مهدی را می طلبد که چند خاطره از دوران حدمت پدر را

برایمان باز آفرینی کند.

من احتمالا دوران ابتدایی را در خلخال می گذراندم که در یک روزنه چندان مناسب

آب وهوایی خلخال، از دور شاهد پرواز هلی کوپتر بر فراز کوه مشرف به خلخال بودم

که پایه ها وتجهیزات دکل را برای نصب به بالای کوه حمل می کرد .

من که از کودکی در ذهنم بود اگر بزرگ شدم ،در یک جنگل یا کوه ودشت دور افتاده

خانه مجلل،مستحکم ومحفوظ از هر بلای طبیعی … درست خواهم کرد که در عین

محفوظ وایمن بودن،بتوانم تمام حیوانات وحشی را هم دور وبر خانه تماشا

کنم،یکی از مکان های خیالی ،همین جایگاه استقرار آقای قلیزاده بود که بارها خواستم

بروم پیش آقا مرتضی و رویای کودکیم را از  نزدیک تماشا کنم

که نشد.شاید روزی،به شرط بقا،با همت وپارتی بازی توسط آقای قلیزاده

به آرزویم برسم،که آرزو بر جوانان هم عیب نیست!

……………………………………………………………………….

از آقا مهدی هم برای ارسال عکس تشکر می کنم.

 

 

.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>