سخن هفته
شعر شهریار، آبی بر آتش ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ دکتر غلامعلی حداد عادل در ششمین کنگره بزرگداشت شهریار، با اشاره به اینکه اشعار شهریار به ضرب‌المثل نیز تبدیل شده است، عنوان کرد: خاطرم هست زمانی که رئیس مجلس شورای اسلامی بودم، اختلاف میان دولت و مجلس رخ داد و قرار بود که رئیس جمهور در مجلس حضور پیدا کند اما به تأخیر طولانی ایشان جلسه مجلس به تشنج و دعوا کشیده شد و وقتی که رئیس جمهور به مجلس آمدند من این شعر شهریار را قرائت کردم که «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» و این بیت مانند آبی بر آتش بود و جلسه متشنج آن روز سامان داد. چندی بعد در قم خدمت آیت‌الله مشکینی که آذربایجانی بود رسیدم و ایشان به من گفت که آن جلسه مجلس را از رادیو گوش می‌داده و چه اندازه از استفاده به جای من از این شعر شهریار لذت برده است.
آمار سایت
افراد آنلاین : 1
<==================> تعداد نوشته ها : 1061
<==================> بازدید امروز : 137
<==================> بازدید دیروز : 148
<==================> بازدید این هفته : 288
<==================> بازدید این ماه : 2062
<==================> بازدید کل : 1649501
<==================>
بایگانی

کلاه…

کلاه گشاد علمی!

==========================================>

ارسالی:دکتر اذن الله آذر گشب اسمرود

==========================================>

دانشگاه تهران که بودم یه دوستی داشتم که رتبه هم اتاقیش تو کنکور تک رقمی بود و برق دانشگاه شریف میخوند و باباش نماینده یه جایی بود.! برا فوق لیسانس رفت کانادا، بعد از مدتی به باباش گفت می خوام ول کنم و یا برم قم درس حوزه بخونم، یا تو دانشگاه های خودمون مدیریت بخونم.

باباش هرچند دکتر و نماینده است ولی تو فضای غیر متفکرانه جامه ما زندگی می کرد و بیش از سطح تفکرعوام، به چیزی نمی تونست توجه کنه. بنابراین این کار پسرش رو خیلی احمقانه دونست و بهش گفت: تو معتبرترین دانشگاه دنیا داری درس می خونی، اونم در بالاترین رشته! دو روز دیگه که برگردی ایران میشی استاد دانشکده مهندسی برق

دانشگاه صنعتی شریف، با کلی درآمد و عزت و احترام؛ چرا همچنین تصمیم گرفتی؟

گفت: بابا یه روز که اینجا از تنهایی دلم گرفته بود به فکر فرو رفتم و در احوال هم کلاسی هام دقت کردم که ظاهرا جزو نوابغ درجه یک دنیا بودن، دیدم همشون یا افغانی هستند یا ایرانی، یا پاکستانی، یا هندی و … و به طور کلی همشون مال این کشورای استعمار زده هستن. از خودم پرسیدم .

مگه اینجا بهترین دانشگاه و این رشته، بهترین رشته نیست؟ پس نابغه های انگلیسی و رژیم اشغالگر قدس و آمریکایی کجان؟بالأخره همشون که خنگ نیستن واونام چهارتا نابغه دارن. رفتم تحقیق کردم و فهمیدم چه کلاه گشادی سرم رفته. دیدم اونا نابغه هاشونو میفرستن تو رشته هایی که به شاهرگ حیاتی بشریت مربوط میشن؛ این کارو میکنن تا بتونن بشریت رو چپاول کنن. نابغه هاشونو میفرستن تو رشته هایی که برای امورات سخت افزاری و نرم افزاری بشری، مثل منابع انسانی، نفتی، کشاورزی، معادن، نوابغ، ادارات، شهرداری ها، وزارت خونه ها، نظام آموزشی، نیروهای نظامی و انتظامی و…، حکم ویندوز رو داره تا بتونن همه اینها رو به بهترین وجه با همدیگه هماهنگ کنن .

 

نابغه های اونا در رشته های علوم انسانی مثل فلسفه، حقوق، مدیریت، جامعه شناسی یا کشاورزی، اقتصاد و امثال اینا درس میخونن. اونجا بود که فهمیدم اونا به من به چشم به کارگر فریب خورده نگاه می کنن، نه دانشمند فرهیخته. همون طور که ما اگه لوله آب خونه مون بترکه، زنگ میزنیم لوله کش بیاد و طبق نظر ما اتصالات لوله رو تعمیر کنه، اونا میخوان ماهواره و موشک پرتاب کنن، زنگ میزنن کارگر از ایران یا چند تا کشور عقب مونده بیاد و برای اونا و زیر نظر و تحت مدیریت اونا موشک هوا کنه. با این تفاوت که این کارگر بر خلاف لوله کش، باید حتما نابغه باشه. و همون جور که ما نجّار و کارگرها رو تحویل می گیریم و دمشو می بینیم تا کارمون رو درست و خوب انجام بده، اونا هم کارگرای نابغه شون رو تحویل می گیرن تا کارشون پیش بره و بتونن به هدفشون برسن. فهمیدم که تو کشور اونا، ارزش واقعی رشته های مهندسی و پزشکی، در حد بنا و معمار ساختمون و نجّار، یا یه ذره بیشتره، ولی تو کشورای استعمارزده ارزش علوم رو جابه جا کردن؛ رشته هایی که ارزششون برابر ارزش انسانه و اصل موضوعشون سعادت انسان و جامعه است، تو کشور ما خوار و ذلیل شده، ولی رشته های مهندسی و تجربی به کاخ آرزوها تبدیل شده.

یه زمانی یکی از رؤسای جمهور کشور در جمع دانشجویان ایرانی مقیم اروپا سخنرانی کرد و اونجا با افتخار گفت: ما افتخار می کنیم که چهل درصد دانشمندان ناسا، و بزرگترین استادان دانشگاه اروپا، ایرانی هستند؛ ما افتخار می کنیم معتبرترین پزشکان اروپا، متخصصان ایرانی اند و… من تو دلم بهش گفتم: استاد! تو فکر کردی اون شصت درصد که ایرانی نیستن، آمریکایی هستن؟! اون شصت درصد هم مال چهار تا کشور بدبخت استعمارزده هستن که مسؤولین شون مثل تو نفهمیدن چه کلاهی سرشون رفته؛ اون شصت درصد هم مال افغانستان و مالزی و پاکستان و سوریه و عراق و چین و هند و لبنان و ژاپن و… هستن. نابغه تراز اول آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و رژیم صهیونیستی هرگز وقتش رو تو این رشته ها تلف نمیکنه. سیستم مدیریتی شون به گونه ای طراحی شده که نابغه اونا به رشته ای بره که شاهرگ حیات بشریته، به رشته ای بره که بتونه نابغه ما رو مثل یه برده به کار بگیره .

یه زمانی اروپا و آمریکا برای ساخته شدن نیاز به برده هایی داشت که کارهای بدنی خیلی سخت رو انجام بدن. با کشتی حمله کردن به آفریقا و کشتن و غارت کردن؛ زنها و مردهای سیاه پوست، از بچه هفت هشت ساله، تا پیرمرد هفتاد ساله رو بار کشتی کردن و آوردن به اروپا و آمریکا تا براشون بردگی کنن.

امروز هم اروپا و آمریکا برای ساخته شدن نیاز به برده داره، منتهی نه اون برده سیاه پوست دیروزی که کارهای بدنی طاقت فرسا انجام میداد؛ برده امروزی باید نابغه باشه تا بتونه موشک و ماهواره و رادار و تجهیزات پزشکی عجیب غریب بسازه. برده دیروز رو به زور با کشتی بار میزدن و میبردن اما برده امروز رو با برنامه ای به نام المپیاد ریاضی و زیست و شیمی و نجوم شناسایی  میکنن و میبرن.

دکتر عبدالرسول کشمیری

================================

باسلام. حسن انتخابتان درخور تحسین است بسیار مطلب مهمی اشاره دارد. موضوع بردگی نخبگان که سالیانیست موجب فخر فروشی. انان وافتخار افرینان جامعه ما گشته اند. ومظلومیت وعزلت علوم انسانی در مدارس ودانشگاهها را حکایت می کند که خوشبختانه با توجه به گرایش نخبگان به این رشته انشاالله می رود  این نوع بردگی نیز به پایان برسد این اتفاق نمی افتد مگر نخبگان به علوم انسانی گرایش پیدا کنند که البته کم کم خوشبختانه نشانه های ان پیداست البته از اواخر دهه سوم انقلاب اقبال به رشته انسانی اغاز شده واختلاف نظر صاحبان اندیشه در تدوین کتب علوم انسانی مبین موضوع هست.

رحمان ستاری اسمرود

==================================

سلام

حوزه آموزش عالی درتخصص جنابعالی است ونظر تان صائب،اما:

دکتر کشمیری هرچند به نظر من،فقط نیمه خالی لیوان را دیده است

ولی به نکته بسیار مهمی هم اشاره کرده است که جامعه علمی ما سالهاست

گریبان گیر این مشکل است؛ وآن به حاشیه رفتن رشته های علوم پایه وعلوم انسانی است.

سالهاست با بی برنامگی آشکار در راس تصمیم گیران نظام اموزشی

جذب جوانان برای دو گروه آموزشی علوم ریاضی وعلوم تجربی،سایر رشته ها را به

حاشیه برده وحاصل این بی برنامگی،تراکم فارغ التحصیلان گروه علوم ریاضی

ودر نتیجه،عدم اقبال جوانان به رشته های علوم فنی ومهندسی است که متاسفانه

در سالهای اخیر برخی جاماندگان از رشته های پرطرفدار علوم تجربی،به ناچار به خاطر دانشگاه وعنوان

پر طمطراق مهندسی،رشته های فنی دانشگاه های عنوان دار را انتخاب،وبه راحتی هم پذیرش می شوند

ومیانه راه ویا پس از دانش آموختگی،مسیر دیگری را انتخاب می کنند.

یکی از نشانه های خوب وامیدوار کننده در سالهای اخیر،که حاج رحمان هم اشاره کرده اند،اقبال

جوانان به سمت وسوی رشته های علوم انسانی است.یعنی با توجه به اشباع بازار کار رشته های

فنی مهندسی،گروه زیادی از جوانان از ریاضی فیزیک،رشته های گروه علوم انسانی را انتخاب

می کنند.حتی این گرایش در مقاطع تحصیلات تکمیلی بیشتر است،وخیلی از دانش آموختگان

مقاطع کارشناسی،برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر،رشته های علوم انسانی را انتخاب می کنند.

علوم تجربی هم که در چند سال اخیر حکایت عجیب و غریبی پیدا کرده و بیشتر از نصف

شرکت کنندگان آزمون سراسری مشتاق هستند فقط پزشک،دندانپزشک وداروساز

شوند! حالا کی این مشتاقی ومهجوری مثل رشته های مهندسی ،سرش به سنگ بخورد،خدا می داند.

خلاصه:مطلب خوبی بود و آنچه مربوط به وضعیت جامعه علمی ماست وشیوه آموزش عالی ما

کاملا به جا وکارشناسی ،امّا در مورد صرفا بیگاری کشیدن از نخبه های کشور های

جهان سوم، توسط کشورهای پیشرفته، باید اندکی تامل کرد.!

محمّدولی سهرابی اسمرود

============================

سلام،

شاید بهتر بود به جای بیگاری از بهره برداری استفاده می کرد. غرب با استفاده از بورس های اعطایی مغز های جهان سوم را سحر کرده و جذب خود می کند. از این قضیه دو گونه بهره برداری می کند. اول به عنوان نیروهای انسانی زبده و کارآمد سهل الوصولی که عمده خرج تحصیل شان از منابع ملی کشور شان بوده، ثانیاً از این نیرو ها به عنوان سفرای فرهنگی و بعضاً سفرای رخنه در جهان سوم استفاده می کنند. البته فرار مغز ها خود معلول است و کشورهای پیشرفته از این فرصت به خوبی بهره برداری می کنند.

از طرفی خروج این مغز ها باعث خروج ژن های حقیتاً برتر می شود و در میان مدت و بلند مدت کشور را با فقر ژن های خلاق مواجه می سازد و بهره هوش ملی به سطح نازلی سقوط می کند.

اذن الله آذر گشب اسمرود

======================================

سلام دکتر

بهترین تعابیر را مختصر ومفید جنابعالی بیان کردید.

واقعا همینگونه است.از توضیح مجدد شما سپاسگزارم.

محمّدولی سهرابی اسمرود

=======================================>

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>