سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 41
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 41
<==================> بازدید این ماه : 220
<==================> بازدید کل : 2006193
<==================>
بایگانی

با رفیق…

عکس ومکث::::::::::::::::::::>43

…با رفیق دیرین             

رحمان ستاری اسمرود

………………………………………………………………

اشاره: عکس ومکث این نوبت اختصاص دارد

به سفر حاج رحمان ستاری به دیار اسمرود،که

که بخشی از خاطرات این سفر با عنوان

“خاطره تلخ” تقدیم شد.

در اینجا بخش دوم وعکسهای سفر را با توضیح مختصر

به تماشا می نشینیم.

……………………………………………………………………

عید قربان برهمه عزیزان خجسته باد سلامی دیگر با عطر بوی اسمرود تقدیمتان می کنم چند روز اسمان اسمرود ابری است وهمچنان ابری بود به سوی تهران ترک کردم دشتهای پراز سکوت نسیم روح افزا برای کسی چون من که از هیاهوی شهر به این دیار راه کشیده بسی ارامبخش هست. ویژه انکه مسیرت ازمیان انبوه درختان چون باغدالی بیفتد درختان چون سربازان دردوطرف جاده به صف ایستاده به رهگذران سر تعظیم دارند چقدر گامها دراین مسیر اهسته می گردد درختان کهنسال مثل گردو حاج اقا نوری دربیان گذشته های دور پر حرف می گردند باخیزش باد اهنگ دلنشین به رهگذران هدیه می کنند صدای شر شر اب این نعمت بی همتا با. با بادو اهنگ درختان زیباتر از همیشه می امیزد وقتی اول صبح به غلامعلی قیاسی می رسیدم جلوه شیروانیها و صدای خروسها. با طلوع خورشید نوید طلوع اسمرود جدید می دهد اسمرود اباد. خرم و سرسبز وبا نشاط که اغوشش بر بازنشستگان نسل اینده برای زندگی ارام همراه با تلاش وکوشش باز باز می باشد درک یک صبح و طلوع خورشید ان به همه عمر در شهر می ارزد. انشا الله برای محرم تدابیری پیش پای مان در مقابل کرونا باشد عزاداری سنتی درگذشتگان این دیار به رسم معمول برگزار گردد. دراین باره عزیزان نظرات خود را درمیان بگذارند.

در این سفر برای اولین بار از مصافحه وروبوسی با عمو اجتناب داشتم تا عمو اغوشش بی اختیار باز شد گفتم عمو من از شهر پراز کرونا امدم از شما می ترسم خدای ناکرده الوده شوی دستانش ازروی اضطرار شل شد وبه محاوره وحال احوال دورا دور اکتفا گردید مخصوصا خبر فوت اقامهدی. و پسر بزرگ روح الله شربتی را شنیده بود بسیار دلنگران ما شهرنشینان شده بود سفارش اکید به احتیاط می نمود اولاغش را خواستم که علفهای چیده شده غلامعلی قیاسی را برایش بار کنم بیاورم راضی نشد گفت بچه ها امروز فردا از تهران خواهند امد ولی دفعه بعد وانت خود را توانستی بیاور. عدس و نخود چیده شده دمی راهی ها را برایم بار کن. قول دادم حتما با وانت خواهم امد.

در خلخال سر مزار اقامهدی کشاورز رفتم محل دفن کروناییها را جدا کردند پنج شش نفری دفن کرده بودند وچند قبر اماده نیز مرگ کرونایی می طلبید با لودر کنده شده به عمق حداقل دوبرابر قبر معمولی. بی سر و صداترین وازرده ترین مرگ را رقم می زند بسیار خلوت طوریکه. وقتی برای فاتحه رفتم حتی یک نفر انجا نبود تازه در دومین وسوین روز درگذشتشان بود. قبرهای اماده بسیار خوفناک انجا دهان باز کردند کلا فلسفه زندگی را زیر سوال می برد ادم فکر می کند احمقترین انسانها در روی کره زمین اختلاسگران و مال اندوزان. کلاه برداران ودزدان هستند ونمی فهمند وعده گاهشان چنین چالهای خوفناکی هست.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

 تصاویر از غلامعلی قیاسی است.

چشم پرکن ان انگور. وفوق العاده پر بار

چون غوره هست چندان در تصویر دیده نمی شود.

…………………………………………………………..

این تصاویر مربوط به نهالهای کاشته شده در جاده اسمرود

گویای نهایت غربت این درختان مهمان است روزگار

سختی را پشت سر می گذارند. بی ابی وازطرفی

پوست ان کنده شده ولی راست قامت به ره گذران

تعظیم می کند. چندتایی هستند که قد کشیده اند

با هربار دیدن احساس شادمانی می کنم. تعدادی

هم پاجوشهای زیادی دارند که نیاز به هرس پاییزی

یا بهاره دارند تا قد بکشند وتعدادی نیز درمیان بوته ها کز کرده اند.

یک نوع زنبور با جثه بزر گ سیاه ستون پایه الاچیق

را خورده عنقریب است فرو بنشیند تخته ومیخ وچکش

بردم درست کنم چنان مورد هجوم این زنبور

قرار گرفتم ناچار نیمه کاره رها کردم.

بستانی در قبیر صاندیق با ادمک. مرا یک قرن عقب برد.

بارفیق دیرین دیداری تازه کردم. گلایه کردم

که خودت رفتی ما را با حریفی به مراتب

خطرناکتر از صدام. تنها گذاشتی گرفتار

ویروسی شدیم نه تانک به کار می اید

ونه ارپیجی و تفنگ هیچ کدام کارساز نیست

دیده هم نمی شود فقط ارام وارد ریه می شود

وبی سر و صدا ادمها را از گیتی حذف می کند.

………………………………………………………….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>