سخن هفته
شعر شهریار، آبی بر آتش ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ دکتر غلامعلی حداد عادل در ششمین کنگره بزرگداشت شهریار، با اشاره به اینکه اشعار شهریار به ضرب‌المثل نیز تبدیل شده است، عنوان کرد: خاطرم هست زمانی که رئیس مجلس شورای اسلامی بودم، اختلاف میان دولت و مجلس رخ داد و قرار بود که رئیس جمهور در مجلس حضور پیدا کند اما به تأخیر طولانی ایشان جلسه مجلس به تشنج و دعوا کشیده شد و وقتی که رئیس جمهور به مجلس آمدند من این شعر شهریار را قرائت کردم که «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» و این بیت مانند آبی بر آتش بود و جلسه متشنج آن روز سامان داد. چندی بعد در قم خدمت آیت‌الله مشکینی که آذربایجانی بود رسیدم و ایشان به من گفت که آن جلسه مجلس را از رادیو گوش می‌داده و چه اندازه از استفاده به جای من از این شعر شهریار لذت برده است.
آمار سایت
افراد آنلاین : 5
<==================> تعداد نوشته ها : 1056
<==================> بازدید امروز : 405
<==================> بازدید دیروز : 148
<==================> بازدید این هفته : 749
<==================> بازدید این ماه : 896
<==================> بازدید کل : 1629286
<==================>
بایگانی

…در حدیث…

…در حدیث دیگران

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

تبعیض                                   

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

علیرضا خانی

دولت گاهی کارهایی می‌کند که اگر کسی به عنوان وکیل‌مدافع هم بخواهد از آن دفاع کند، با مشکل مواجه می‌شود. یکی از این کارها اعلام ناگهانی معافیت مالیاتی هنرمندان یا همان سلبریتی‌هاست. بسیاری این کار عجیب دولت در این مقطع را یک کنش انتخاباتی با هدف همراه‌کردن هنرمندان با دیدگاه دولت و کاندیداهای مورد حمایت دولت در انتخابات پیش‌رو تحلیل کردند. برخی این کار را حتی نوعی باج‌دهی به هنرمندان بعد از بیانیه‌ تندی که اخیراً آنها درباره حوادث اخیر صادر کردند، تفسیر می‌کنند. موضوع از این قرار بود که سازمان برنامه ‌و ‌بودجه با حذف تبصره‌ای از بودجه سال ۹۹ فعالیت‌های هنرمندان را از معافیت صد‌درصدی برخوردار کرد.

اما اگر بخواهیم به قول فلاسفه، حمل بر صحت کنیم، این کار دولت بر دو فرض استوار است.

 

فرض اول اینکه فعالیت هنرمندان در قالب ترویج فرهنگ است. فرهنگ هم به‌ویژه در شرایط این روزگار کشور، از نان شب واجب‌تر است. چه بسیار دشواری‌ها و تنگناهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی که از ضعف فرهنگی نشأت گرفته و جامعه را گرفتار کرده است. پس اگر فرهنگ از مالیات معاف شود، می‌تواند درآمدش را یکجا دوباره در فرهنگ سرمایه‌گذاری کند و این فرایند کماکان ادامه یابد و اتکای هنرمندان بر دولت‌ها کم و کمتر شود.

 

فرض دوم آن است که اکثریت هنرمندان درآمد پایینی دارند و معاف‌کردن آنها از مالیات به عدالت نزدیک‌تر است. در نقد فرض اول باید گفت چه کسی گفته است اگر فعالیت هنرمندان از مالیات معاف شود، درآمدش صرف تجدید کارهای هنری و فرهنگی می‌شود؟ مگر نمی‌بینیم که بسیاری از هنرمندان با درآمد بالا، درآمدشان را خرج چه چیزهایی می‌کنند؟ مگر عکس‌های اتومبیل‌ها و ویلاها و میهمانی‌‌هایشان را نمی‌بینیم که در اینستاگرام می‌گذارند و فخر بر عالم می‌فروشند؟

 

چرا باید یک معلم ـ که ذاتاً شغلش فرهنگی است ـ برای درآمد ۳ میلیون تومانی‌اش مالیات بپردازد و یک سلبریتی درآمد ۳ میلیارد تومانی‌اش از مالیات معاف شود؟ آیا یک نفر در عالم پیدا می‌شود که چنین رخداد بهت‌آوری را عادلانه بداند؟

 

اما فرض دوم آن است که اکثریت هنرمندان درآمد کمی دارند. این نیز نیاز به معافیت مالیاتی یک گروه خاص ندارد. طبق قانون همه افراد تا یک سقف معینی از درآمد، از مالیات معاف هستند. مثل کارگران و کارمندان. معلوم است که اگر هنرمندی درآمد ناچیزی داشته باشد، از مالیات معاف است. همانطور که اگر هنرمند هم نباشد، معاف است.

 

یکی از رفتارهایی که باعث سقوط باور و اعتماد مردم به دولت‌ها می‌شود، رفتارهای تبعیض آمیز است. اینکه یک کارمند یا معلم روستایی مالیات بدهد و یک سلبریتی پورشه‌‌سوار، از مالیات معاف شود، رفتاری به‌شدت تبعیض‌آمیز و ناعادلانه است. دولت اگر با این کار رضایت و حمایت چند صد یا چند هزار سلبریتی را بدست آورد، بی‌شک آن را به قیمت نارضایتی میلیون‌ها نفر کسب می‌کند و این کار علاوه بر آنکه از عدالت اقتصادی به دور است با عقلانیت سیاسی نیز سازگار نیست.

 

در شرایطی که کشور، به گفته مسؤولان ارشد، در تنگنای اقتصادی است و دولت به‌شدت با کمبود منابع درآمدی مواجه است و به گفته مسؤولان نظام مالیاتی، دست کم ۴۰ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم، دولت باید همه جهد و تلاشش را صرف کاستن از فرار مالیاتی کند، نه دادن معافیت‌ مالیاتی به یک گروه خاص که از زبان و رسانه و امکان تبلیغ برخوردارند.

 

نظام مالیاتی کشور، هنوز نتوانسته از پزشکان پردرآمد مالیات حقه را بستاند و بنا به آمار اعلامی فقط این صنف سالانه ۶ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی دارند. همه فشار و خواهش نظام مالیاتی برای نصب دستگاه کارتخوان در مطب پزشکان هم به جایی نرسید چون آنها نهایتاً جواب دادند که بلد نیستند با این تکنولوژی کارکنند!

 

مردم وقتی این روند را جلو چشمشان می‌بینند خود به خود نتیجه می‌گیرند که دولت، در برابر هنرمندان که زبان رسایی دارند و از قدرت اغواگرانه تبلیغاتی برخوردارند و نیز در برابر پزشکان که نفوذ و اقتدار دارند و بسیاری از مناصب را در اختیار گرفته‌اند، کوتاه می‌آید و از مالیاتشان صرف‌نظر می‌کند؛ اما در برابر ضعیف‌ترین آحاد مردم، از جمله معلمان، کارگران، کارمندان و کاسبان خرد که نه اغواگرند و نه متنفذ، با اقتدار می‌ایستد و مالیاتشان را می‌ستاند.

 

آنها که به ویژه این روزها، به دنبال شناخت عوامل نارضایتی‌ مردمند، لازم است به این موضوع نیز نیک توجه کنند.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::>

منبع:روزنامه اطلاعات/۱۶ آذر۱۳۹۸

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>