نقطه
==
یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست
از نقطه بترس که شیطانی ات کنند
==
فاضل نظری
………………………………………………………………………………………………………
باسلام
دوسه روزی اسمرود بودم، دشت ودمن وکوه و صحرا با رنگ آمیزی بهاری طراوت وزیبایی خود را لبخند زنان به رخ می کشید . خنکای نسیم سحر گاهی وعصر گاهی روح نواز جانانه جان وروان را نوازش می دهد. چشمه های جوشان خست وبی رمقی سالیان گذشته را کنار گذاشته از دل کوه وصخره بی وقفه می جوشند، تو گویی خداوندگار قطعه ای از بهشت را در این سرزمین برای آشنایی اندک از بهشت بی منتهای آخرت به ودیعه نهاده است.
پرندگان زیبا ومتنوع وخوشخوان ،که نظیر شان در جایی ندیده ایم،اینجا می سرایند تا این طبیعت بی مانند بی نصیب از موسیقی نماند. این دشتها ضمن جلوه زیبا، آینه ای برای گذشته های دور و دور ماست.آخرین روز ماه رمضان خودم را به زادگاه خود رساندم تا روزه ام آسیب نخورد.
تا ظهر در غلامعلی قیاسی بودم ،بعد از کلی آبیاری درختان جوان که سخت محتاج حضورم بودند، راهی چشمه اورتمه شدم ، تشنگی غلبه کرده بود ،به یاد سی وچند سال گذشته،کله خود را چندین بار داخل گودی چشمه کردم، دمای بدنم کاسته شد. امان از سایه یک درخت. در پیشانی آفتاب تیز و سوزان نمازم را خوانده راهی خلخال شدم ، چون گوشی اصلی دوربین دار نداشتم، از ارسال تصویر معذورم.
………………………………………………………………………………………………………