سخن هفته
ازدروغ تا حقیقت! ^^^^^^^^^^ ^^^^^^^^^^ گویند روزی عبدالله امیر انتظام-ریاست کل شرکت نفت ایران به محمد رضا شاه گفته بود: شما زمان پدر مرادیده اید،روزگار مرا هم که می بینید مردم امروز راحت هستند،یا آن روز راحت بودند؟ انتظام گفته بود: یک فرق کوچک در میان هست؛پدر شما دروغ را نمی توانست تحمل کند وشما حقیقت را نمی توانید تحمل کنید! و همین حرف کافی بودکه انتظام را از ریاستش کنار بگذارند. البته می گویند: همین حرف،بعد از انقلاب اسلامی،موجب نجات انتظام از گرفتاری های تحکیم سلطنت وتثبیت دیکتاتوری هم شده بود! ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ منبع:هزارستان/دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
آمار سایت
افراد آنلاین : 2
<==================> تعداد نوشته ها : 642
<==================> بازدید امروز : 61
<==================> بازدید دیروز : 511
<==================> بازدید این هفته : 1590
<==================> بازدید این ماه : 16535
<==================> بازدید کل : 806508
<==================>
بایگانی

استعفا…

استعفا!                                          

اشاره:متن زیر را آقای دکتر اذن الله آذر گشب  ارسال کرده بودند که گویی آمال و آرزوهای
همه هم ولایتی هایی است که دوران خوش کودکیشان را در اسمرود گذرانده اند واینک در گذر از خاطرات
کودکی،حسرت خوشی هاوخوش خیالی های آن روزگاران را می خورند.من هم اعلام استعفا از بزرگسالی را کردم و…دکتراذن الله هم شعری در همین وادی سرودند،که به اتفاق می خوانیم:

  • ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
  • استعفا!                                            
  • :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
  • بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم
  • و مسئولیت‌های یک کودک هشت ساله را قبول می‌کنم.
  • می‌خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم
  • و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است.
  • می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
  • چون می‌توانم آن را بخورم!
  • می‌خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم
  • و با دوستانم بستنی بخورم .
  • می‌خواهم درون یک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
  • می‌خواهم به گذشته برگردم،
  • وقتی همه چیز ساده بود،
  • وقتی داشتم رنگها را،
  • جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را
  • یاد می‌گرفتم،
  • وقتی نمی‌دانستم که چه چیزهایی نمی‌دانم
  • و هیچ اهمیتی هم نمی‌دادم .
  • می‌خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست
  • و همه راستگو و خوب هستند.
  • می‌خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است
  • و می‌خواهم که از پیچیدگی‌های دنیا بی‌خبر باشم.
  • می‌خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
  • نمی‌خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
  • خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ……
  • می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،
  • به یک کلمه محبت آمیز،
  • به عدالت،
  • به صلح،
  • به فرشتگان،
  • به باران،
  • و به . . .
  • این دسته چک من، کلید ماشین،
  • کارت اعتباری و بقیه مدارک،
  • …مال شما…

من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم

برگرفته از سروده‌ای ازسانتیا_سالگا

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

کاش…                                 

==============================================================

دکتر اذن الله آذرگشب                                   

کاش زمانه بیرده دونوب گلیدی
اوشاقلیقدا اونّان چونوب گلیدی

 

یاغ دورمنجین قوشا قوشا ییه یدیک
تنگه لرده شیلاغ آتیب آتیمزی سوریدیک

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

سلام دکتر

من هم در صف ا ستعفا از بزرگسالی هستم؛چون  قبلا با مقاله ای که سالها پیش با عنوان:

“کودکی هایم کجاست؟”

زنبیل هم گذاشته ام!!کاش خداوند این استعفا را از ما قبول بفرماید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

دانش آموختگان اسمرود