سخن هفته

نابینا!
===
-وقتی بچه بودم،خدا را دیدم،
فرشتگان را دیدم،

رازهای جهان های لاهوتی وناسوتی را پیش چشم تما شا کردم،
تصورم این بود که،
همه آدمیان چنین می بینند،
سر انجام پی بردم
که آنها نابینایند...
شمس تبریزی
===
منبع:چهل قانون ملت عشق/الیف شافاک/ ترجمه زهره قلی پور

آمار سایت
افراد آنلاین : 3
<==================> تعداد نوشته ها : 1336
<==================> بازدید امروز : 121
<==================> بازدید دیروز : 179
<==================> بازدید این هفته : 121
<==================> بازدید این ماه : 300
<==================> بازدید کل : 2006273
<==================>
بایگانی

سرکه…

تبریک به آقامحمدولی 

پس از حدود ۷ سالی تلاش و انتظار، سر انجام کتاب “طنزهای باستانی” به قلم توانای آقا محمدولی منتشر شد. اینجانب، در جریان شروع مطالعات ایشان به منظور تدوین “طنزهای باستانی” از لابلای بیش از ۶۰ جلد کتاب نویسنده و مورخ شهیر کرمانی ،مرحوم دکترمحمد ابراهیم باستانی پاریزی بودم.
در فرایند تدوین کتاب، از محمدولی پیوسته جویای روند و سیر استخراج، جمع آوری و تنظیم و نگارش کتاب بودم و شخصا هر وقت با محمدولی دیداری داشتم، اولین سوال این بود که کار کتاب طنز به کجا رسید؟!!
الحمدلله مطالعات و زحمات ایشان به ثمر نشست و نسخه ای از کتاب  همبه دست من  رسید که فعلا موفق شده ام پیشگفتار آقای جلال رفیع (که خود طنزپرداز و نویسنده ماهری است) را بر این کتاب و نیز بخشی از مقدمه مولف را مطالعه کنم.
به دلیل اشتغالات علمی و درس و مشق و… مطالعه کتاب را حواله داده ام به فرصت بین دو ترم تحصیلی که ان شاالله تحقق پیدا کند.
 لازم می دانم که “خدا قوت” و “خسته نباشید” جانانه ای به آقا محمدولی بگویم. برای ایشان و تمام فعالان عرصه فرهنگ و ادب، بویژه اسمرودی های عزیز آرزوی توفیق دارم.

                  —————————->دکتر فرامرز سهرابی 

سلام

از نظر لطف،پیگیری وتشویق به ادامه کارِ تدوین کتاب بسیار سپاسگزارم. ssسپاسگزارم.

سلام بر آقامحمدولی عزیز خبرنگار و نویسنده توانا  هرچند از متن کتاب اطلاعی ندارم ولی میدانم بسیار ارزشمند خواهد بود در طول دوران تحصیل زحمت نوشتن انشای بنده  با آقا محمدولی بود برادران سهرابی همه نویسنده توانایی هستند نویسندگی را از پدر بزرگوارشان مرحوم حاج آقا به ارث برده اند  دکتر سهرابی بزرگ که چندین جلد کتاب علمی در زمینه روانشناسی تالیف و ترجمه داشته اند و چند جلد هم به بنده اهدا کرده اند  و علی آقا هم که استاد تاریخ هستند و در هر فرصتی که پیدا میکنم به مطالعه تاریخ علی آقا مشغول میشوم و برای چند نفر هم ارسال کرده ام   امیدوارم استاد محمدولی موقع اهدا کتاب بنده را فراموش نکنند تا از مطالعه ارزشمند کتاب بی نصیب نگردم علی ایحال ضمن قدردانی از محمدولی عزیز لازم میدانم اعلام کنم که قلم دکتر مهران سهرابی که بسیار شباهت به قلم دکتر لاریجانی بوده ودر استان حقوقدانی توانا  و نویسنده کم نظیری هستند  بنده به وجود چنین دوستان و برادران افتخار میکنم.

——————————————>دکتر صفی الله ستاری

سلام دکتر صفی الله نازنین

جنابعالی همیشه نظر لطف دارید، سپاسگزارم از محبت شما.

خط وربط وقلم شما هم قابل تحسین است.کاش دستخط  می فرستادید، تا بیشتر لذت می بردیم.

در مورد کتاب ودسترسی به آن، باید

شرمندگی پیشاپیش خودم را از دوستان وهم ولایتی های عزیز اعلام کنم که با توجه به  هزینه سرسام آور چاپ،قیمت  کتاب خیلی زیاد  شد وچون ناشر تعدادمحدودی کتاب به من داده،علیرغم میل باطنی، شرمنده عزیزانی چون شما دوستان با صفا هستم که واقعا دلم می خواست حداقل به تعداد علاقه مندان کتاب وکتابخوانی روستایم ، اسمرود، کتاب را هدیه کنم.

شاید در چاپ های بعدی ، با توحه به

کمتر شدن هزینه چاپ،با قیمت کمتر  وبا شمارگان بیشتر، در دسترس دوستداران کتاب قرار گیرد.

با این توضیحات وشاید توجیهات،شماره تلفن سفارش کتاب را با پوزش تقدیم می کنم، چون سوال بعضی از دوستان هم بود، ناچار اطاعت امر کردم.باز اگر عزیزان

علاقه مند موفق به تهیه کتاب نشدند

من در خدمت هستم.

شماره تلفنهای سفارش کتاب:

*دفتر توزیع وفروش:

(۰۲۱)۲۹۹۹۳۲۴۲

*فروشگاه مرکزی: تهران،خیابان

میرداماد،خیابان دکتر مصدق روزنامه اطلاعات،تلفن:

(۰۲۱)۲۹۹۹۳۲۴۲

 *فروشگاه شماره ۱:خیابان انقلاب،روبروی دانشگاه تهران،تلفن:

(۰۲۱)۶۶۴۶۰۷۳۴

البته  کتاب در سایت ایران کتاب، با تخفیف

۱۰ درصد عرضه شده است، ولی اطلاعات فعلا بدون تخفیف با همان قیمت ۵۸۵ هزار تومان عرضه

می کند.

البته سفارش پستی کتاب، بدون هزینه است.

حالا صفی الله می گوید به محمدولی تبریک گفتم ،ایشان  قصه ملیک ممد نوشت!پیری است وهزار عیب!!

باسلام   بعداز  اتمام  گزارش تاریخ علی اقا چندان  پاپی گروه نبودم ( پاپای اولموردوم)  اکنون چند روزی است درخلخال هستم وبیشتر با اقای محمدی روزگار می گذرانیم دیروز وارد سایت اسمرود شدم مقدمه اقای رفیعی را برکتاب اقا محمد ولی را دیدم وقتی خواندم سرتاسر امیخته به طنز بود مشتاق هستم خود کتاب را بدست اورم ضمن تبریک موفقیت روز افزون برای اقامحمد ولی را از خدای منان خواهانم نوشتار دکتر صفی الله مرا یاد خاطره ای انداخت اقا محمد ولی برای من هم انشا می نوشت یک روز دفتر چهل برگ دست نخورده داشتم بردم پیشش موضوع انشا یادم نمانده گفتم برایم انشا بنویس ایشان شروع کرد به نوشتن نوشت و نوشت دفتر تمام شد شروع کررد جلدو و پشت جلد دفتر را کلا پرکرد چند صفحه ای هم پاورقی کرد گویا قلم طغیان کرده بود وهیچ جوری قابل مهار نمی شد اما من حتی یک کلمه نتوانستم بخوانم مجبور شدم از نو خودم چیزهایی سرهم کردم.

—————————————->رحمان ستاری

سلام حاج رحمان

سپاسگزارم از لطفتان.

برای انشاء نویسی،مصداق:

توکه نوشوم نیی،نوشم چرایی شدم که!!

ماشاءالله چه خاطرات جالبی

ازگذشته داری،عموماخواندنی وشنیدنی.

خسته نباشید جناب محمدولی سهرابی، دست مریزاد.

—————————————->هوشنگ اسدیان

آقا هوشنگ عزیز؛ممنونم از لطف شما

سلام محمد دایی عزیز ، خداقوت

   خدا به قلم تون برکت بده.

————————>مهدی سهرابی- فرزند جبرائیل

سلام آقا مهدی نازنین،لطف کردید،سپاسگزارم.

سلام وادب واحترام محضرعلمای اعلام وفضلای عالی مقام گروه

فرهیختگان مهدعلم ودیاردانش وفضیلت اسمرود گوهرنشان

به رسم ادب واحترام باردیگرسرتعظیم فرودمی اوریم درمقابل مقام

علم ودانایی وهنر قلم فرسایی نویسنده حاذق وصاحب مسلک،

اندیشمندفاضل ونکته سنج جناب اقای روزنامه نگار پیشکسوت

محمدولی سهرابی ادامه الله عزه و مستدام بادقلم رسایش

برگ زرین دیگری برافتخارات دیاردانش پرور اسمرودافزوده شد

عزتتان مستدام وعمرتان پاینده وسلامتی تان افزون باد.

——————————–> حافظ کارگر

سلام آقای کارگر بزرگوار

با القابی که بزرگوارنه  به من نسبت دادی

به زندگی هم امیدوار شدم!از نظر لطفتان

قدر دانم.

دبیران ومعلمان عزیز،که خوشبختانه جمع کثیری از

فرهنگیان فرهیخته وبا سواد دیارمان را تشکیل

می دهند،برای همه ما وشخص بنده،قابل احترام

هستند.خداوند شما را حفظ کند.

سلام و عرض ادب خدمت برادر بزرگ عزیزم

خبر انتشار کتاب جدیدتان موجب خوشحالی ما شد.

این موفقیت را صمیمانه تبریک عرض می کنم .

زنده باد اسمرود.

——————————–>علی سهرابی

سلام علی آقا
سپاس از لطف شما،آقای تاریخ نویس.

گام جای پای باستانی پاریزی گذاشته ای،موفق باشی.

باسلام

و آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون

و عرض تبریک صمیمانه به جنابعالی

جهت تد‌وین و چاپ کتاب “طنزهای باستانی” .

—————————->>الله بخش عسگری اسمرود

سلام و درود بر محمدولی عزیز

 تالیف و انتشار کتاب “طنزهای باستانی” را

که حاصل زحمات شبانه روزی و پشتکار منحصر بفرد

شماست، به جنابعالی تبریک عرض می کنم.

انتخاب چنین موضوعی که موجب انبساط خاطر خوانندگان

در کنار انتقال حقایق تاریخی می شود، نشان از روحیه طنز پرداز

و در عین حال دیدگاه عمیق شما به وقایَع می باشد.

با آرزوی توفیقات بیشتر برای شما.

—————————>>دکتر اذن الله آذر گشب 

موفقیت دراین کار بزرگ که مزین به پشتوانه تحقیق علمی

ارزشمند،با مطالعه عمیق ودراز مدت وعنوان

ایهام گونه ( طنزهای باستانی) که هم به آثار دکتر باستانی پاریزی

بزرگ اشاره دارد وهم یک کار تاریخی، شایسته تحسین

است را به نویسنده کتاب،دایی محمدولی عزیز وتمام اسمرودیها تبریک عرض می کنم .

قلمشان سبز وتوانمند باد!

 ———————————————–>>ذواالفقار ستاری

باسلام وعرض ادب

تبریک صمیمانه  به استاد ارجمند، آقامحمدولی سهرابی

واجب شد یه صبحانه وناهارمفصل درباغ حاج رحمان بیافتیم ان شاءالله

————————————–>دکتر محمود عزیزی

سلام جناب آقای دکتر عزیزی بزرگوار

 و آقا ذوالفقار عزیز

از لطف ومحبت شما سپاسگزارم

اشاره آقا ذوالفقاربه ایهام در انتخاب عنوان کتاب

نشان تیزبینیایشان ست.دقیقا عنوان برای همین دو وجهی بودن

در ذهن مخاطب انتخاب شده وقبل از چاپ هم

با چند صاحب نظر در این حوزه مشورت شد

 وهمین نام را  پسندیدند.

ن*والقلم و ما یسطرون…

به سهم خویش ، خدمت برادر عزبز ، اهل قلم و دغدغه مند

حوزه فرهنگ و معرفت صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می کنم

چاپ کتاب ارزشمند “طنزهای باستانی”را…

هنوز موفق به مطالعه کتاب نشده ام اما قطعا در آتیه

نزدیک از مطالب آن افاده و استفاده خواهم برد.

آرزوی بهترینها و موفقیتهای بیشتر و

تبریک به اهالی علم و فرهنگ پرور اسمرود…

روح استاد ممتاز عرصه طنز و تاریخ- باستانی پاریزی

هم شاد و روانش انوشه باد.

————————————-

————————————–>>دکتر مهران سهرابی

 چند سال هست برای این کار زحمت می کشند

و مطالعه می‌کنند ومی نویسند ،خدا قوت و

تبریک می گویم.

——————————————->>امین سهرابی

باعرض سلام و خسته نباشید

جناب آقای محمدولی‌سهرابی‌

تبریک‌عرض‌می کنم‌

همیشه‌پایدار‌باشید.

—————————————–>>بهروز قلیزاده

دیباچه ای به قلم استاد جلال رفیع بر کتاب

طنزهای باستانی

…………………………………………………….

  سرکۀ شیرین‌تر از عسل!  

جلال رفیع-نویسنده،روزنامه نگار وطنز پژوه

 اشاره:آثارپربرگ و بار مرحوم استاد باستانی پاریزی چندان آکنده از مطالب خواندنی و آموزنده است که از جنبه های گوناگون می توان به آنها مراجعه کرد و مورد  بحث و بررسی قرار داد. آقای  محمدولی سهرابی اسمرود، طی۹ سال تلاش مستمر، تنها بخش طنز و طنزواره این آثار را  گرد آورده و به عنوان منبعی شایان توجه و تحقیق در دسترس عموم  و دانشجویان و محققان عرصه ادبیات و تاریخ و هنر  گذاشته است .  این مجموعه را انتشارات اطلاعات در کتابی با نام «طنزهای باستانی» در سال جاری چاپ کرده است.

انچه در ادامه می خوانید؛دیباچه ای به قلم استاد جلال رفیع بر کتاب

“طنزهای باستانی”

نوشته جناب محمدولی سهرابی اسمرود است،با هم

می خوانیم:

                                                                                                                                              روزنامه اطلاعات

دوست دانشور و پژوهشگرم جناب محمدولی سهرابی اسمرود از بنده شرمنده خواست که بر کتاب

«طنزهای باستانی»

مقدمه‌ای بنویسم، و اینک (بهار ۱۴۰۲) دارم می‌نویسم!

اگر خواهی که با لبخند دریابی معانی را

بخوان صفحه به صفحه «طنزهای باستانی» را

در لابلای یادداشت‌ها دیدم ایشان نخستین‌بار که در این خصوص به من نامه نوشته، سال ۹۳ را به عنوان تاریخ رقم زده است. در حالی که اکنون (سال نگارش این مقدمه) ۱۴۰۲ شمسی است. یعنی تقریباً نُه سال طول کشیده تا کار پژوهش پایان پذیرد. البته انجام چنین کاری، چنین فراغ و فرصتی را هم می‌طلبیده است. خواستم بگویم سرکۀ هفت ساله یا شراب هفت ساله فراهم شده، اما دیدم که بیش از آن و فراتر از آن و نتیجتاً شیرین‌تر از آن است! انصافاً هم ۶۵ جلد کتاب را با دقت و درایت خواندن و «طنزها و طنزواره‌ها»یش را تفکیک کردن، زمان زیادی را لازم داشته است.

اما نخستین طنز را در نام خود «محمدولی سهرابی» می‌توان سراغ گرفت، چنان‌که در گذشته هم سراغ می‌گرفتیم. بنده شرمنده به ایشان می‌گفتم «محمدولی سهرابی» را باید «محمد»، «ولی‌ سهرابی»، به معنای «اما سهرابی» یا «اما از نوع سهرابی»اش، قرائت کرد. یعنی محمد، ولی همپیوند با ایران و ایرانی و تاریخ ایران و ایرانی و نیز همپیوند با شاهنامه فردوسی و تراژدی رستم و سهراب. محمد، فرهنگ اسلام و عرب را نشان می‌دهد، ولی سهرابی، فرهنگ و ادبیات و اساطیر ایران و ایرانی را روایت می‌کند. پسوند نام خانوادگی ایشان هم «اسمرود» است که می‌توان آن را «اسمِ رود» خواند و در پیوند با «رودسارِ» تاریخ و فرهنگ و نیز در پیوند با «رودسازِ» موسیقی و هنر، تفسیر کرد. رودسار را با چشمه‌سار قیاس می‌کنیم و رودساز را به معنای سازی که رود نام دارد، می‌فهمیم.

در هر حال خواستم به جد یا به طنزِ صمیمانه و دوستانه، بگویم که چنین صاحب‌نامی البته می‌تواند در حریم طنزیمِ(!) کتاب‌های تاریخی استاد زنده‌یاد و روانشاد محمدابراهیم باستانی پاریزی جولان دهد. استادی که نام ترکیبی او نیز در پیوند است با محمد و ابراهیم از نوع پاریزی و باستانیِ ایرانی‌اش.

پژوهشگر طنزیم(!) کنندۀ کتاب حاضر، آذربایجان را با کرمان و ترکان را با فارسان، همپیوند می‌داند. ترک آذربایجانی را به سراغ فارس کرمانی فرستاده و چندان به مرحوم باستانی و کتاب‌های تاریخی‌اش عشق ورزیده که زمانی به شوق دیدار پاریز تا حومۀ آن دیار نوستالژیک پیش رفته و به دلیل بارش باران شدید و خرابی جاده‌های باستانی(!) از فیض دیدار محروم مانده است. مرحوم باستانی حساب خاصی برای کرمانی‌ها باز کرده بود و حساسیت ویژه‌ای روی کرامنه(!) داشت، چندان که حتی استان‌های اطراف و اکناف کویر را هم به خاطر نوعی از ارتباط با کرمانِ جغرافیایی و تاریخی، «هم‌ریگی» می‌خواند. البته داماد آقای سهرابی، کرمانی است. از این بابت هم ایشان با استاد باستانی پاریزی قرابت دارد.

هنگام آغاز این پژوهش، باستانی پاریزی حیات داشت. کاش اکنون خود آن استاد نکته‌نگار و سخن‌سنج می‌بود و بر این کتاب مقدمه می‌نوشت. دریغ که چندان این پژوهشِ هفت ساله و نُه ساله طول کشید تا استاد به رحمت ایزدی پیوست و رخت از این جهان برکشید و پر کشید و رفت. تقصیر نه از جناب سهرابی، بلکه از تعداد کتاب‌های استاد است!

دوست مشترکمان جناب کریم فیضی که خود مؤلف و محقق است، روزی می‌گفت به مرحوم باستانی پاریزی پیشنهاد کردم که اجازه دهد تا طنزها و طنزواره‌های کتاب‌های منتشرشده‌اش را گردآوری کنیم. استاد پاریزی خندید و به شوخی گفت: «مگر کسی مغز خر خورده باشد که به این کار مبادرت کند! چه کسی می‌تواند چرندیات طنزوارۀ مرا از خلال مطالب ۶۵ جلد کتاب جمع‌آوری کند؟» حالا جناب سهرابی می‌گوید: من این کار را توانستم انجام دهم! جای استاد خالی که با اشاره به ۶۵ جلد کتاب و قلمها و رقمهایی که برای تولید آنها (از جمله کتاب هشت‌الهفت) به کار برده است، بیتی قریب به این مضمون بگوید:

اگر آن «ترک سهرابی» به دست آرد دل ما را

به حال  «طنزو»یش بخشم کتاب «هشت‌هفتا» را

کنز طنز

شادروان باستانی پاریزی معتقد بود که هر صفحۀ کتاب تاریخ بشر، خودش یک نوع طنز است. بندۀ شرمنده هم به عنوان یکی از شاگردان کلاس تاریخی و ادبی استاد می‌گویم: کتاب‌های استاد باستانی پاریزی روی‌هم‌رفته «کنزطنز» است؛ کنزطنزی که جناب سهرابی به استخراج طلای طنز از این کنز همت گماشته است. البته برخی از استخراج‌شده‌ها را می‌توان طنز و برخی را طنزواره نامید. درجات و مراتب و دقت و رقّت دارد. یعنی بعضاً طنزوارگی‌اش پررنگ و بعضاً کم‌رنگ است. اما در مجموع خواندنی است و با انواع لبخند و تلخند و نوشخند و نیشخند و ریشخند، آمیخته و درهم ریخته است. و اگر این ویژگی در نوشته‌های تاریخی استاد پاریزی وجود نمی‌داشت، کتاب‌های آن بزرگمرد هم مثل بسیاری دیگر از کتاب‌های بسیاری دیگر از تاریخ‌نگاران، خشک و خشن و خشم‌آگین جلوه می‌کرد. اغلب منتقدانِ علمی بودن و آکادمیک بودن کتاب‌های باستانی این مقدار از واقعیت را کم و بیش معترف‌اند که آن بزرگوار توانست تاریخ را بیش از دیگران به میان مردم ببرد و دوای تلخ را با طعم شیرین بیش از سایرین به عموم افراد بچشاند. به‌ویژه که استاد، ادیب و شاعر نیز بوده است.

جناب سهرابی هم شایستگی پژوهش در آثار پربار شادروان باستانی را داشته است؛ زیرا علاوه بر تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی و تخصص در برداشت محصول از کشت‌وکارهای باستانی پاریزی در کتاب‌های تاریخی و اجتماعی‌اش(!)، کارشناس زبان و ادبیات فارسی هم هست. صرف‌نظر از این دو رشته تحصیلی و تخصصی، استاد سهرابی چندی سردبیر دو مجلۀ تأثیرگذار و نسل‌پرور و دانش‌گسترِ «اطلاعات علمی» و «جوانان امروز» هم بوده است. سوابق کارها و ابتکارهای ادبی و هنری و اجتماعی ایشان نیز مزید بر این‌همه است. هرچند ممکن است آنچه به عنوان طنز از میان انبوه مطالب تاریخی و اجتماعی در کتاب‌های شادروان باستانی پاریزی انتخاب شده، از حیث بار طنزی که بر دوش دارد، یکسان و همسان نباشد و به همین دلیل برخی از آنها را طنزواره نامیده‌ام، اما به هر حال مجموعه‌ای که فراهم آمده و اینک در برابر خوانندگان و خواهندگان آثار دکتر باستانی قرار گرفته، هم خواندنی و هم خواستنی است. امیدوارم که مطالعۀ این طنزها و طنزواره‌ها بتواند در عرصه‌های عاری از لبخند، غنچه‌های تبسم و البته تفکر را بر لب و البته در ذهن مشتاقانِ این آثار، شکوفا کند. ما با وجود همه رنجها و مصیبت‌هایی که در دنیای دون تحمل می‌کنیم، همواره به امید و با امید زنده‌ایم، و لبخند هم پیام‌بر و مژده‌آورِ امید است. برای جناب سهرابی که عمر پربار خود را در مسند «اطلاعات علمی» و «جوانان امروز» صرف کرده تا سهراب‌های جوان ایران و استعدادهای جوان آنان را به جای کشته شدن با خنجر پدرانۀ رستم(!) به شکفته شدن در باغ و بهار میهن وادارد، امید و آرزوی توفیق بیشتر و تلاش بهتر دارم.

در پایان خوب است یاد کنم از شادروان سیدمحمود دعایی که همیشه میزبان استاد باستانی پاریزی بود و جناب سهرابی هم تحت نظارت و مدیریت آن مرحوم کار می‌کرد. دعایی می‌گفت: «از کسی پرسیدند: شیرین‌تر از عسل چیست؟ پاسخ داد: سرکه مفت»! و حالا این سرکۀ نُه‌ساله ـ «طنزهای باستانی» ـ گرچه مفت نیست، ولی چون طنزها و طنزواره‌های تاریخی باستانی پاریزی را روایت می‌کند، امید می‌رود که حاوی و حامل سرکۀ شیرین‌تر از عسل هم باشد. خدا را چه دیدی؟ گاهی می‌روی که سرکه بیندازی، شراب می‌شود، استغفرالله ربی و اتوب الیه!

بهار ۱۴۰۲

جلال رفیع

——————————————————————————

چاپ دیباچه استاد جلال رفع بر کتاب

طنزهای باستانی

در روزنامه اطلاعات

روز سوم دیماه ۱۴۰۲

به بهانه نود هشتمین

سال تولد

دکتر

محمد ابراهیم

باستانی پاریزی

One Response to سرکه…

  • کی گفته اسمرود شاعر ندارد ؟
    کلماتی کنار هم نیارد .
    همه اهل ادب .دانش و علمند
    خدارا شکر که چیزی کم ندارد

    باسلام مجدد و ارزوی موفقیت برای آقای محمد ولی سهرابی عزیز و گرامی
    در خصوص تدوین و چاپ کتاب طنز های باستانی

پاسخ دادن به الله بخش عسگری اسمرود لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>