<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; چهل سالگی انقلاب</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>دهه فجر</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=10391</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=10391#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Feb 2019 08:28:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[دهه فجر]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[شغل]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت]]></category>
		<category><![CDATA[و]]></category>
		<category><![CDATA[چهل سالگی انقلاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=10391</guid>
		<description><![CDATA[چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را گرامی می داریم دهه چهارم؛ دهه پیشرفت و عدالت                     ما وارد دهه چهارم عمر نظام جمهوری اسلامی داریم می شویم. البته یک نظام اجتماعی در سی سالگی و سی وپنج سالگی، یک نظام کاملا جوان است؛ اگر چنانچه بخصوص در این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: center;"><span style="background-color: #ff4500;"><span style="background-color: #ff0000;">چهلمین سالگرد</span></span> انقلاب اسلامی <span style="background-color: #00ff00;">را گرامی می داریم</span></h3>
<p><span id="more-10391"></span><!--more--></p>
<p><a href="http://aftabasmarod.ir/?attachment_id=10394" rel="attachment wp-att-10394"><img class="aligncenter size-medium wp-image-10394" title="مقاله-دهه-فجر-1" src="http://aftabasmarod.ir/aftabas/wp-content/uploads/مقاله-دهه-فجر-11-300x205.jpg" alt="" width="300" height="205" /></a></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffffcc;">دهه چهارم؛ دهه پیشرفت و عدالت                    </span></p>
<p>ما وارد دهه چهارم عمر نظام جمهوری اسلامی داریم می شویم. البته یک نظام اجتماعی در سی سالگی و سی وپنج سالگی، یک نظام کاملا جوان است؛ اگر چنانچه بخصوص در این نظام، تحرک و تحول های درونی به موقع و بجا وجود داشته باشد، به آسانی سالخورده و فرسوده هم نخواهد شد؛ با گذشت صدها سال هم پیر و فرسوده نمی شود، لیکن آنچه مسلم است، در این سنین- در سنین سی سالگی و سی وپنج سالگی و چهل سالگی- یک نظام اجتماعی، یک نظام جوان است. یعنی چه جوان است؟ یعنی هنوز به تجربه بیشتر احتیاج دارد؛ هنوز به کار و تلاش بیشتر در زمینه مبانی نیاز دارد تا به پختگی و قوام برسد.</p>
<p>ما گفتیم که در این دهه، آنچه که به عنوان یک هدف و شعار- برای اینکه دنبال کنیم که مرحله ای را بگذرانیم- باید مورد توجه قرار بگیرد، «پیشرفت و عدالت» است. این را شعار قرار بدهیم؛ پیشرفت و عدالت. پیشرفت را عرض کردم؛ مقصود، پیشرفت همه جانبه است؛ یعنی پیشرفت مادی و پیشرفت معنوی. پیشرفت مادی را هم نفی نمی کنیم. یعنی مطلقا مسئله معیشت مردم، مسئله اشتغال مردم، مسئله پیشرفت های علمی و فناوری را مطلقا دست کم نمی گیریم. اینها کاملا مهم است و باید دنبال شود، تا در این زمینه ها فقر نباشد. بیکاری نباشد، گرانی و تورم قیمت ها نباشد؛ در این تردیدی نیست. اما در کنارش، به این اکتفا هم نمی کنیم، بلکه باید فکر روشن، اعتقاد عمیق، انگیزه یروزافزون و جوشان  و اخلاق انسانی ووالای اسلامی در کنار اینها گسترش پیدا کند.</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p><span style="background-color: #ffffff;"><em>رهبر انقلاب اسلامی- حضرت آیت الله خامنه ای </em></span></p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p><span style="text-decoration: underline; background-color: #ffcc00;"><span style="font-size: x-large;">اسمرود در چنین روزی&#8230;              </span></span></p>
<p>۴۰ سال پیش در چنین روزی،که تمام مدارس خلخال تعطیل بود،وما در اسمرود</p>
<p><em>بودیم،هوا برفی وطوفانی بود وخیلی از اهالی در خانه مرحوم فیروز قلی زاده</em></p>
<p><em>جمع بودند ودور تنور وکرسی،از رادیو اخبار ورویداد های انقلاب را با دغدغه ونگرانی</em></p>
<p><em>دنبال می کردند .برخی می گفتند نکند باز هرج ومرج شود وگرفتار غارت وچپاول </em></p>
<p><em>ممیش خانی و&#8230;شویم.</em></p>
<p><em>مرحوم پدرم دو روز قبل رفته بود هرو آباد- هم برای خرید وهم کسب اخبار روز</em></p>
<p><em> از شهر ،بخصوص تهیه روزنامه-که خیلی به نوشته های روزنامه اعتقاد داشت؛</em></p>
<p><em>هرچند در اسمرود پدرم و بیشتر اهالی، رادیو بی بی سی یا رادیو کلن آلمان را</em></p>
<p>برای کسب اخبار گوش می کردند،اما پدر در این روزها به خبرهای بی بی سی</p>
<p>و&#8230; کم اعتماد شده بود ومعتقد بود اخبار را درست گزارش نمی کنند!</p>
<p>چند نفر از اهالی سوران پیاده از اسمرود رد می شدند وگفتند که مشهد وجه الله</p>
<p>و ما از هرو آباد ،از مسیر نیخر آمدیم یوزناب-چون از کولاک کوردیر ترسیدیم و مشهد وجه الله مریض شد ویوزناب ماند وگفت با قاطر برویم دنبالشان. قرعه فال به نام من افتاد تابا یکی از بزرگتر های فامیل</p>
<p>احتمالا عمو نوروز،نازعلی عمو ،یا آقا صراف برویم دنبال پدر.من اصلا دوست نداشتم</p>
<p>محفل گرم خانه مرحوم آقا فیروز را که با صرف قُرقا وتخمه کدو و عدس برشته</p>
<p>وتحلیل های اهالی از انقلاب همراه بود،رها کنم،چون رادیو گزارش لحظه ای</p>
<p>از اتفاقات می داد ومی خواستیم ببینیم چه خواهد شد.</p>
<p>به بهانه های مختلف، آماده شدن ما طولانی شد ونزدیک ظهر که برف و طوفان</p>
<p>اندکی فروکش کرده بود،مرحوم پدر با گروهی از محمود ابادی ها رسید و خیال</p>
<p>من هم از رفتن به یوزناب راحت شد.هر چند پدر حسابی مریض شده بود و با کمک</p>
<p>محمود آبادی ها،وبا اسب وقاطر آنها خود را به اسمرود رسانده بود.</p>
<p>در این جمع اسمرودی ها به نظرم مرحوم اژدر عمو بیشتر نگران بروز هرج ومرج ،چپاول</p>
<p><em>   وناامنی اوایل دوران حکومت رضاشاه و&#8230; بود که بنده خدا ها با گوشت وپوست آن</em></p>
<p><em> دوران تلخ را تجربه کرده بودند وهمیشه به تلخی از آن دوران یاد می کردند.                  </em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=10391</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
