<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; پیامبر اکرم(ص)</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%B5" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>در سوگ&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=18570</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=18570#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2024 09:34:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ یمامه]]></category>
		<category><![CDATA[رسول خدا(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه زهرا(س)]]></category>
		<category><![CDATA[مسلمانان]]></category>
		<category><![CDATA[مسیح]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=18570</guid>
		<description><![CDATA[در سوگ دختر رسول الله ( ص ) YYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYY            کرم جعفری طولش              عقل در تحیر است خدا تورا در میان چه قومی فرود آورد متحیرم چرا آورد ؟ ای پناهگاه پدرش در زمان چکاچک شمشیرها و زخم تیرها و عقل های ناقص ای قوت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-large; color: #003300;">در سوگ دختر رسول الله ( ص )</span></p>
<p style="text-align: center;">YYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYYY</p>
<h3 style="text-align: center;"><span style="background-color: #ccffcc;">           کرم جعفری طولش             </span></h3>
<p><span id="more-18570"></span></p>
<h4 style="text-align: center;">عقل در تحیر است خدا تورا در میان چه قومی فرود آورد متحیرم چرا آورد ؟<br />
ای پناهگاه پدرش در زمان چکاچک شمشیرها و زخم تیرها و عقل های ناقص<br />
ای قوت همسرش در اوج تاریکناک نامردمیها</h4>
<h4 style="text-align: center;">ای آینه جمال خدا ، ای پاره دل رسول الله ؟ مگر رعایت حرمت تو پاداش مسلمانان به زحمتهای پدرت نبود ؟</h4>
<h4 style="text-align: center;">قوم مسیح ، تصویر مادر مسیح را در دشت و کوه و معابد زده وتکریم می کنند ما عاشقان دروغین نه روز میلادت را می دانیم نه روز شهادتت را ، نه محل آرامشت را</h4>
<h4 style="text-align: center;">نصیب تو از دنیا چه بود ای روح خدا ؟ چه کشیدی از هم خویشان ناهم کیش که مرگت را از خدا خواستی .</h4>
<h4 style="text-align: center;">قومی بتها را از دوش به زمین نهاده ،وبه آب و نان رسیده چه بدی دیدند ازتو ؟ تورا در ایام عزای پدرت تحقیر و به خانه کوچکت حمله کردند گویی که به جنگ یمامه می روند</h4>
<h4 style="text-align: center;">توای فراتر از عقل و تعصب ، وفراتر از حس وتخیل و فراتر از تاریخ ، انبان ظلمه .</h4>
<h4 style="text-align: center;">در میان چه قومی فرود آمدی نه تورا، شناختند ونه درباره تو نوشتند، شاعران و مداحان و روضه خوانان شان منزلت تورا را در حد یک بانوی ‌گریان و ضعیف تنزل دادند وپول گرفتند</h4>
<h4 style="text-align: center;">هیچ پیامبری ، دختری چون فاطمه نداشت<br />
شکم بارگان که به غنایم ممالک دست یافتند نه از پیغمبر یادشان آمد نه از دخترش .</h4>
<h4 style="text-align: center;">ای دختر رسول الله ، نه کودکی کردی نه جوانی ، نصیب تو از این دنیایت ، چه بود خودت گفتی<br />
آنچه بر من فرود آمد اگر به کوه ها فرود می آمد فرو می ریخت و به روزها فرود می آمد به شب دیجور بدل می شد</h4>
<h4 style="text-align: center;">ای دختر رسول الله ،<br />
تربتت بر امت ناجور پنهان کردی و پاسخ مرگبار مدعیان را دادی آنها که دلت شکستند غوغایی بر سر قبرت نکنند تا مدرک مسلمانی شان باشد این ننگ تا قیامت بر جبین امت پدرت خواهد ماند</h4>
<h4 style="text-align: center;">کاش مرثیه تمدن را باردیگر بشنوم.</h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=18570</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>&#8230;در حدیث&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=17892</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=17892#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Mar 2024 20:33:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آل بویه]]></category>
		<category><![CDATA[ابوریحان بیرونی]]></category>
		<category><![CDATA[امام جعفر صادق]]></category>
		<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[ایوان کسری]]></category>
		<category><![CDATA[بر مکیان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ طبری]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت ابراهيم(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت موسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[سیذ رضی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدوی دامغانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهرگان]]></category>
		<category><![CDATA[نروز]]></category>
		<category><![CDATA[هارون]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[کشتی نوح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=17892</guid>
		<description><![CDATA[ &#8230;در حدیث دیگران  جشن نوروز از مظاهر تشیع است  ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::&#62; دکتر احمد مهدوی دامغانی  در اینکه جشن نوروز از همان اوائل ازمنۀ اسلامی در میان مسلمانان موضوعیتی مخصوص به خود داشته است، شکی نیست. ابوریحان در آثارالباقیه از عبدالله بن عباس روایت می‌کند: در روزِ نوروز جامی سیمین که در آن شیرینی‌ای بود، به پیامبر(ص) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;"> &#8230;در حدیث دیگران</span></h2>
<p style="text-align: center;"><span style="background-color: #ffffcc; color: #003366;"><strong><span style="font-size: x-large;"> جشن نوروز از مظاهر تشیع است </span></strong></span></p>
<p style="text-align: center;">::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::&gt;</p>
<h4 style="text-align: center;">دکتر احمد مهدوی دامغانی</h4>
<p style="text-align: center;"><span id="more-17892"></span></p>
<h5 style="text-align: center;"> در اینکه جشن نوروز از همان اوائل ازمنۀ اسلامی در میان مسلمانان موضوعیتی مخصوص به خود داشته است، شکی نیست. ابوریحان در آثارالباقیه از عبدالله بن عباس روایت می‌کند: در روزِ نوروز جامی سیمین که در آن شیرینی‌ای بود، به پیامبر(ص) پیشکش شد، پیامبر(ص) پرسید: «این چیست؟» گفتند: «نوروز است،جشن بزرگ ایرانیان.» فرمود: «آری، همان روزی که خداوند عَسکَره را دوباره زنده کرد.» پرسیدند: «عسکره چیست؟» فرمود: «همان کسانی که از ترس مرگ، از خانه‌های خویش هزاران هزار بیرون ریخته بودند و خداوند بدانان فرمود بمیرید، و سپس زنده‌شان کرد۱ و جانشان را بر آنان بازگردانید، و به آسمان فرمان داد و آسمان بر آنان بارید، و از این روی مردمان آب‌افشاندن را در این روز آیینی گرفتند» و سپس پیامبر(ص) شیرینی را میل فرمود و جام سیمین را میان یاران خویش پخش کرد و گفت: «کاش هر روز برای ما نوروز می‌بود!»۲ ‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    خطیب بغدادی از قول اسماعیل بن حماد ـ نوه ابوحنیفه ـ نقل می‌کند که: نیایم نعمان (یعنی ابوحنیفه) در سال ۸۰ زاده شد، پدرش ثابت هنوز کودکی خردسال بود که نزد امام علی(ع) رفت و امام دعا کرد که خدا بر او و فرزندانش برکت عطا فرماید و ما امید می‌داریم که خدا آن دعا را درباره ما پذیرا شده باشد. و گفت: «نعمان بن مرزبان همان کسی است که در روز نوروز پالوده‌ای را به حضرت علی‌(ع) پیشکش کرد و امام فرمود: «نَورِزونا کل یوم: هر روز را برایمان نوروزکنید.»۳</h5>
<h5 style="text-align: center;"> جشن نوروز به عنوان آغاز سال ایرانیان برای مسلمانان آئین رسمی و شناخته‌شده‌ای در همان صدر اسلام به شمار می‌رفت تا بدانجا که فقیه بزرگ «ابن ادریس» (م۵۰۱ق) «صَبُّ الماء» (آب‌ریزان) را سنت نوروزی شمرده است. (السرائر).‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">درباره نوروز و عظمت و اهمیت آن، ابن فهد حلّی (متوفی به سال ۸۴۱ ق) در «المهذب البارع فی شرح مختصر النافع» روایت مفصلی از مُعلی ابن خنیس و او از حضرت امام صادق(ع) آورده که در آن از روز نوروز به:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">الف) روزی که خدای تعالی در عالم «ذَر» از بندگان پیمان فرمانبرداری گرفت،‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">ب) روزی که کشتی نوح(ع) بر کوه جودی قرار گرفت،‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">ج) روزی که حضرت ابراهیم(ع) بتها را شکست،‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">د) روزی که حضرت موسی(ع) ساحران را شکست داد،‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">ه‍‌) روزی که خداوند آن قوم هزاران هزار نفری را دوباره زنده فرمود.</h5>
<h5 style="text-align: center;"> ابن شهرآشوب در «مناقب» از آن روز با استناد به احادیث، از روز «فرود آمدن جبرئیل بر پیغمبر اکرم(ص) و از روزی که در آن روز با امیرالمؤمنین(ع) بیعت شد، تعبیر فرموده است.۴  ‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">این ناچیز از آن جهت این احادیث را نقل می‌کنم که برگزاری جشن نوروز و شناخته شدن آن روز به عنوان اولین روز هر سالِ نو در نزد ایرانیان را به عنوان یک مطلب مسلّم و معروف در قرون اولیه اسلامی اثبات کنم و به اصل احادیث مذکور و یا سند و یا مسلّم‌الصُّدور بودن آن احادیث و به آن الفاظ از معصوم نه تنها که کاری ندارم، بلکه در صحّت صدور بعضی از آنها از معصوم تردید و شک جدّی دارم؛ ولی مقصودم این است که در دو قرون اولیّه یعنی سنوات ۱ـ ۲۰۰ هجری نوروز کم و بیش در اسلام موضوعیت داشته است و شیعیان خصوصاً بدان اعتناء و توجه داشته‌اند.</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏    ***‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    از اوائل قرن دوم به بعد یعنی در دوران اولیه سلطنت عباسیان جشن گرفتن نوروز که در اواخر دوران امویان محدود شده بود، کم‌کم دوباره رونق گرفت و رسمیت یافت، اگر برمکیان به سبب سیاست‌بازی‌شان رسماً به این عید توجهی نمی‌کردند، ولی خاندان جلیل نوبختی که اکثرشان شیعه بودند، به نوروز و مهرگان توجه می‌کردند. مسعودی در «مروج‌الذهب» به نقل از ابوالحسن عروضی حکایت می‌کند که مأمون در مهرگانی سروده است:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">صِلِ الندمانَ یومَ المهرجانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">بِصافٍ مِن معتقه الدنّان</h5>
<h5 style="text-align: center;"> بِکَأسٍ خسروانیٍ عَتیق</h5>
<h5 style="text-align: center;"> فإن العیدَ عیدٌ خسروانی&#8230;.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">هم‌پیالگان (هم‌نشینان) را در روزگار مهرگان با باده‌ای صافی که روزگار درازی در خم گذرانده باشد، در جامهای زیبای شاهانه، دریاب که این جشن، جشن شاهانه است&#8230;۵</h5>
<h5 style="text-align: center;"> و نیز آنچه «أبشیهی» در «المستطرف» آورده است که: در روز جشن مهرگان فضل بن سهل نوبختی ذی‌الریاستین، به اصطلاح مشهور «نشسته» بود و هدایائی که برای او آورده بودند، همچنان انبوه شده در برابرش بود، شاعری بر او وارد شد و گفت:</h5>
<h5 style="text-align: center;">الیَوْمُ یَوْمُ المِهرَجان          و هَدِیَّتی  فیه اللِّسـان</h5>
<h5 style="text-align: center;">لَک دَوْلَتان حَدیثَة                  و قدیمةٌ  وَ رئاستان</h5>
<h5 style="text-align: center;">عَلِمَ  الخلیفةُ کَیْفَ أنّ/تَ فَصِرْتَ فی هذا المکان</h5>
<h5 style="text-align: center;">و فضل همة هدایا را بدو بخشید.۶</h5>
<h5 style="text-align: center;">زمخشری در «ربیع الأبرار» می‌آورد: قال الجاحظ یوم النیروز أسَن من یوم المهرجان بعُمرٍ طویل لانّ النیروز قبل الطوفان فی ملک جم&#8230; و المهرجان فی زمن افریدون و هو الیوم الذی قُیّدَ فیه الضحاک فی جبل دنباوند.۷ و قال أبوالسمط فی المتوکل:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    بِدَوله جعفرٍ حسُن الزمانُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    لنا فی کل یومٍ مهرجانُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    جَعَلتُ هَدِیتی لَک فیه وشیاً</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و خَیرُ الوشیِ ما نَسَجَ اللسانُ</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">آیین های نوروزی</span></h5>
<h5 style="text-align: center;">به هر حال نوروز و مهرگان به عنوان دو عید رسمی از قرن سوم به بعد، شناخته و همۀ مراسم اعیاد در آن برگزار می‌شد و در جشن نوروز آب‌پاشی و آتش‌افروزی مرسوم بود. بُحتُری (متوفی در ۲۸۴ق) که قصیده او در وصف «مدائن» و «ایوان کسری» الهام‌دهندۀ خاقانی (و به تعبیر مرحوم سیدالشعراء امیری‌فیروزکوهی: امام خاقانی) در قصیده ایوان مدائن است، در قصیده‌ای در مدح «المعتز بالله» پادشاه عباسی می‌گوید:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">لِلمِهرَجانِ یَدٌ بما أولاهُ مِن</h5>
<h5 style="text-align: center;">هَطَلانِ وسمِی السحابِ المُغدِقِ&#8230;</h5>
<h5 style="text-align: center;">    او در قصیده‌ای که در مدح «المتوکل» می‌گوید، نوروز را توصیف می‌کند و به تعیین موعد مالیات گرفتن را به همان صورت پیش از متوکل برگردانده و نوروز را مبدأ اخذ مالیات قرار داده بود (و بعدها «المعتضد» آن را با تعیین نوروز «معتضدی» به صورت دیگری درآورد می‌گوید که بیرونی هم آن را نقل می‌فرماید:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    إنّ هذا النورُوزَ عادَ إلَی</h5>
<h5 style="text-align: center;">    ألـعَهدِ الذی کانَ سَنهُ «أردشِیرُ»‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    أنتَ حَولتَهُ الَی ألحالَه الأو</h5>
<h5 style="text-align: center;">    لَی، و قَد کانَ حائِراً یَستَدِیرُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و أفتَتحتَ الخَراجَ فیه فَلِلأمـه</h5>
<h5 style="text-align: center;">    فی ذاک مرفَقٌ مَذکُورُ۸</h5>
<h5 style="text-align: center;">در ابیات شاعران آن ایام، عبارت «نَورِزوا» یا «مَهرِجُوا» یعنی نوروز را و مهرگان را جشن بگیرید، بسیار به چشم می‌خورد.  شاعری که در آن دوران بیش از هر شاعر دیگری کلمه «نوروز» و «مهرگان» را معرّب کرده و به کار برده و از آن اسم و فعل ساخته و «نَیرَزَوا»، «نَیرَز»، «مُنَورز» و «مَهرجُوا» و «تَمَهرَجَ» گفته است، شاعر بزرگ نامدار شیعه، علیّ بن عباس بن جُریج معروف به «ابن الرومی» (۲۲۱ـ ۲۸۴ق) است. در دیوان او بیش از صد بار چنان کلماتی مذکور است. بعضی ابیات را یادداشت کرده‌ام که  از بس ساده و روان است،  ترجمه نمی‌کنم:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    خُذها أباحسنٍ، لا زِلتَ مُبتَکِراً</h5>
<h5 style="text-align: center;">    باکُوره مِثلَها فی ألفِ نَیروزِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    مِن قَهوةٍ۹شَره الشبان شرتُها</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و عَهدُها عَهدُ سابُورٍ و فَیروز</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏    *‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    طابَ نَیروزُکَ فی یَومِ الخَمِیس</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و جَرَی مَجرَی سَعِیدٍ لا تَحِیس</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏    *‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    أؤملُ فی النّیروز رِبعی جُودِهِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و خِرفیهُ فی المِهرِجانِ فَأخلَفُ۱۰</h5>
<h5 style="text-align: center;">*‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    فَالآنَ أُهدی إلَی النیروزِ تَهنِئتی</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و المِهرِجان إذا آنا فَزاراکا</h5>
<h5 style="text-align: center;">و این بیت زیبا را گویا در توالی چهار عید ملتها گفته است:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">تَنافَسَتک مَن الأعیاد أربَعةٌ</h5>
<h5 style="text-align: center;">شتی عَلَی أربَعٍ شَتی مِنَ المِلَلِ:</h5>
<h5 style="text-align: center;">الفُصح، و الفِطرُ، و النَیروزُ یَقدُمُه</h5>
<h5 style="text-align: center;">عیدُ الفَطیرِ ازدِحامُ الوردِ بِالنهَلِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏*‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">تَمَلیتَ فی« النوروز» عَیشَ «المُنَورِزِ»</h5>
<h5 style="text-align: center;">و عُمرتَ إعمارَ السعیدِ المُعَـززِ</h5>
<h5 style="text-align: center;"> از نوروز اسم فاعل (صفت) ساخته است. و در قصیده‌ای در مدح و شادباش عبیدالله بن عبدالله بن طاهر با حُسن مطلع بسیار زیبائی می‌گوید:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    یَمنَ اللهُ طَلعَه المِهـرَجانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    کُل یَومٍ عَلَی ‌ألأمِیرِ الهِجانِ۱۱</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و أراهُ السـرو رَ فیه خُصُوصاً</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و عُموماً فـی سائرِ الاُزمـانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    ما رأت مِثـلَ ذلک عَیـنا۱۲</h5>
<h5 style="text-align: center;">    أردَشیــرٍ و لا أنـوشــِروانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و لَذَکرتَ ذا و ذاک جَمِیعاً</h5>
<h5 style="text-align: center;">    سَنَنَ۱۳ المُلکَ فی بَنی ساسانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    عُمِرا بُرهَـه عَلَی دینِ کِسرَی</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و هُمـا الآن بَعدَهُ مُسلِمانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    فَعَلَا مَنـظَرَیهما هَیـبـه َ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    العِز و نُورُ الإسلامِ و الإیمانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و إخالُ الإیوانَ لَوکان یَسعی</h5>
<h5 style="text-align: center;">    جاءَ سَعیا إلیکَ قَبلَ الأذانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و لَوافاک کی تُمَهرِجَ فیه</h5>
<h5 style="text-align: center;">    غَیرَ أنَ لَیس ذاک فی الإمکانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏(ایوان کسری اگر می‌توانست، نزدت می‌آمد که مهرگان را در آن جشن بگیری)‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و اجازه فرمائید أولاً نظرتان را به فعلِ «تُمَهرِج» جلب کنم و ثانیاً توضیح مختصری درباره بیت ششم و نکته ظریفی که در آن ابن‌رومی به تشیع خود (و احتمالاً ممدوح هم) اشاره می‌کند و آن اینکه پس از بزرگ‌ شمردن مهرگان و پس از آنکه در بیت پنجم می‌گوید: «این دو عید (نوروز و مهرگان) از آئین‌های شاهان ساسانی بود و عمر درازی بر دین و آئین مذهبی خسروان بود، اینک آن هر دو جشن مسلمان شده‌اند و بر چهره شان شکوه و خجستگی و نورِ اسلام و ایمان تابیده است». توضیحم این است که با توجه به مباحثات و مناظرات «کلامی» آن دوران، ابن رومی شیعی‌مذهب خصوصاً علاوه بر «اسلام»، «ایمان» را هم افزوده است تا نوروز و مهرگان را به تشیع نیز منتسب سازد.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏    «بُحتری» جز دو سه بار لفظ نوروز و مهرگان را در شعر خود نیاورده است، با آنکه او و ابن ‌رومی در سال ۲۸۴ ق از دنیا رفتند، ولی ابن رومی چون شیعی بود و بیشتر ممدوحانش هم شیعه بودند، دهها قصیده و قطعه نوروزی و مهرگانی سروده است.</h5>
<h5 style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">مخالفت خلیفه</span></h5>
<h5 style="text-align: center;">ظاهراً از آنجا که سنت جشن گرفتن در نوروز و مهرگان در عراق و خصوصاً در بغدادچنان رواج یافته بود که احتمالاً با مراسم رسمی مذهبی اعیاد مذهبی و به‌ویژه دو عید فطر و أضحی (قربان) در میان سکنه بغداد برابری می‌کرد، در سال ۲۸۲ق المعتضد عباسی که خیلی هم تظاهر به دینداری می‌کرد، «نوروز معتضدی» را برقرار کرد ، بنا بر تخیلی که درباره جشن نوروزی داشت یا از باب «تودهنی زدن» به قرمط و قرامطه که از جمله مسائل شریعتِ ساختگی او، یکی هم این بود که در هر سال، روزه فقط دو روز نوروز و مهرگان واجب است (تاریخ طبری، حوادث سال ۲۷۸)، در سال ۲۸۲ق مردم را از انجام آئین‌های نوروزی که پاشیدن آب و افروختن آتشها و دیگر کارهای مربوط به نوروز‌ منع کرد.</h5>
<h5 style="text-align: center;">عبارت طبری چنین است: «و فیها  مُنِع الناسُ مِن عَمل ما کانوا یَعملونُ فی نیروز العَجم من صَبّ الماء و رفع النیران و غیر ذلک»؛ ولی ششصد سال پس از طبری، سُیوطی مصری در «تاریخ الخلفاء» (ص۳۷۰) مرتکب همان اشتباهی می‌شود که بسیاری از علما آن را گفته‌اند و می‌گویند که نوروز و آئین‌های آن را به زرتشت و زرتشتیان نسبت می‌دهند، از این واقعه چنین تعبیر می‌کند: «أبطل ما یُفعَلُ فی النیروز، مِن وقیدِ النیرانِ و صَب الماءِ علی الناس و أزالَ سُنه المَجوس»(!)‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    باری، نهی معتضد امری بود که بر روی یخ نوشته باشند، آئین‌های نوروزی که در تمدن اسلامی ریشه دوانده بود و انجام آن آئین‌ها هیچ مباینت و مخالفتی با شرع مقدس اسلام نداشت، زیرا نه جشن‌گرفتن و شادی‌کردن و هدیه‌دادن و نه آتش روشن‌کردن به نشانه خوشی و خوشحالی شرعاً ممنوعیتی داشته و بدیهی است که هیچ مسلمانی در عمل به آن آداب و رسوم، نظر به زردشت و آتشکده‌ها نداشته است، بلکه به همان رسم و آئینی که در ایران و نزد فارسی‌زبانان معمول بوده، او هم آتشی می‌افروخته و بر دوستان و کسانش آب خنکی می‌افشانده است.</h5>
<h5 style="text-align: center;">به هر صورت بیش از یکی دو سال از مرگ معتضد نگذشته بود (و شاید هم در زمان حیات او) که شاهزاده و ادیب و شاعر بزرگ عرب، عبدالله بن المعتز که خود نیز یک شبانه روز سلطنت کرد و بلافاصله کشته شد (سال ۲۹۶ق)، به برقراری رسوم نوروز و مهرگان در عراق اشارات فراوان دارد و از آتش و آبِ آن در شعرش و در بیان عشق خود به محبوبش بهره‌ می‌گیرد که:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    کیفَ أبتِهاجُک بالنیروز، یا أملی؟</h5>
<h5 style="text-align: center;">    فکُل ما فیه، یَحکینی و أحکیه‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    فَنارُه مثلُ نارِ الشوقِ فی کَبدی</h5>
<h5 style="text-align: center;">    و ماؤه کَتوالی دَمعَتِی فیه</h5>
<h5 style="text-align: center;">برگردان: ای آرزوی من (یا اگر اَهل نام محبوبش بوده باشد، ای «اَمل» من)، شادی ات در نوروز چگونه است؟ هر آنچه مظهری از نوروز است، او از من و من از او نشانی داریم: آتشش چون آتش عشقی است که در جگر دارم، و آبش مانند ریزش پی ‌در پی اشکم در آن است.</h5>
<h5 style="text-align: center;">نَورَزَ الناسُ و نَو/ ـ رَزتُ ولکِن بِدُمُوعی‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">و ذَکَت نارُهُمُ و ال/ ـ نّارُ ما بَینَ ضُلُوعی</h5>
<h5 style="text-align: center;">برگردان: مردمان نوروز را جشن گرفته‌اند و بر هم آب می‌پاشند؛ اما من با اشکهایم آئین آب‌پاشی را انجام می‌دهم، آتش آنان شعله‌ور شد و آتش من سوز دِل است.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">و لما أتی النّوروزُ یا غایه المُن!</h5>
<h5 style="text-align: center;">و أنتَ عَلَی الإعراضِ و الهَجرِ و الصد</h5>
<h5 style="text-align: center;">بَعَثتُ بِنارِ الشوقِ لیلاً إلی الحَشـی</h5>
<h5 style="text-align: center;">و نَورزتُ صَبّاً بِالدموع عَلَی الخَد</h5>
<h5 style="text-align: center;">برگردان: ای نهایت آرزوی من، اینک نوروز آمد و تو همچنان از من روی‌گردانی و بر هجران باقی. ‌حالا من هم آتش عشقم را شبانه به سینه‌ می‌افروزم و با افشاندن اشک بر گونه، نوروز را گرامی می‌دارم.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    ***‏</h5>
<h5 style="text-align: center;"> قطع‌نظر از اینکه شیعیان ایرانی (امامی یا زیدی) در ایران و خصوصاً در «طبرستان» به عیدهای نوروز و مهرگان دلبسته بودند و آن را محترم می‌شمردند و به جا می‌آوردند و مراسمش را در قرن سوم تمام و کمال اجرا می‌کردند، و داستان جناب حسن بن زید داعی(ره) زیدی مذهب که دایی والدۀ حضرتین سیدرضی و سیدمرتضی(قُدس سرهُما) است و آن شاعر روشندل «أبوالمُقاتِل ضَریر» که به امید صله‌ای به خدمت داعی رسیده بود تا عید مهرگان را شادباش گوید و مَطلعِ قصیده او که:‏ «لا تَقُل بُشـری ولکن بُشـرَیان/  غُرّه الداعی و عیدُ المِهرجان» مشهور است، نه تنها اساساً در عراق و در اواخر قرن سوم برگزاری مراسم نوروز و مهرگان سخت رواج داشت، که در دوران حکومت فاطمیان در مصر در طول قرن چهارم و قسمتی از قرن پنجم نیز همچنان بود. گو اینکه در سال ۳۶۳ق المعزلدین‌الله آتشبازی و آب‌پاشی را در نوروز، در بازارهای عمومی ممنوع ساخت؛ ولی این ممنوعیت موجب شد که در سال ۳۶۴ق آتشبازی و آب‌افشانی در بازارها و خیابان‌ها شدت یابد و المعز مجبور شد چند نفری را زندانی سازد.</h5>
<h5 style="text-align: center;">آئین نوروزی متدرجاً به برازندگی و شدت بیشتری در قرنهای بعد در مصر ادامه یافت و تا آنکه باز در سال ۷۸۵ ق «برقوق» رعد و برقی کرد، ولی به تعبیر «مقریزی» در خطط، در دوران او دیگر برای مصریان «دل و دماغی» نمانده بود که به چنین آئین‌ها و شادمانی‌ها بپردازند.۱۴</h5>
<h5 style="text-align: center;">    اما در عراق و شاید شام انجام آئین‌های نوروزی و مهرگانی و حتی بهمنجنه‌ای سِدِه‌ای بی‌هیچ اشکال و ممانعتی از طرف مردمان و دستگاه‌های دولتی اجرا می‌شد.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">‏    روایت صولی و عصر بویهی</span></h5>
<h5 style="text-align: center;">    از مهمترین و موثق‌ترین کتب تاریخ برای قرن چهارم و وضع شعر و ادب در آن قرن، یکی هم کتاب «الأوراق» تصنیف محمد بن یحیی الصولی ادیب و شاعر نامدار  شیعی‌ است. او در باب نوروز و مهرگان و بهمنجنه در آن ایام فرموده است:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    الف) &#8230; وانصرفتُ فَعَمِلتُ (ساختم) فی ذلک «قَصِیده زائیه» هی خیرٌ من زائیه قیلَت قط وکان ذلک فی أیام النیروز و هی: بارَکَ اللهُ لِلأمیر أبی العباسِ خَیرِ الملوک فی النیروزِ. (امیر یعنی الراضی بالله پادشاه عباسی). این قصیده ۹۱ بیت است. ‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    ب) &#8230; و کانت لِبَجکم (فرمانده قوای الراضی بالله) دعوه عظمیه دَعَا فیها القُوادَ و أوقد فِیها نِیراناً عظیمه فی یوم السبت لإیّام بَقین من شَهرِ رَبیعِ‌الآخر، و ذلک فی الصحراءِ التی أسفلَ النجمی۱۵علی دَکه بناها هناک و مَیدانٍ أصلَحَهُ، قَطَع فیه نخل الناس و أخَذَ املاکَهم و ذلک وقتٌ کان الفُرس یَصَنعُون فیه مثلَ هذا لِدُخولِ بهمن ماه و هو ذهاب الشتاء. (ج۱، ص۱۳۲) که ملاحظه می‌فرماید جشن بهمنجنه را انجام داده است. ‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    ج) &#8230; و کان النوروز یَقَعُ لِیَومین من شهر رمضان سنه ۳۲۸، فَقَدم الخاصه (یعنی درباریان) اِشعالَ الن،ار قَبل دُخول رمضان، و أشعَلَ العامه و صَبو الماءَ. (ج۱، ص۱۴۲) به احترام ماه مبارک رمضان، مراسم نوروزی را جلو انداختند و آتشبازی و آب‌‌افشانی را پیش از حلول آن ماه عزیز انجام دادند.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    د) &#8230; و کان النوروز (در سال ۳۲۳) لثمانٍ خَلَون من رجب (ج۱، ص ۶۵).‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">از اواخر قرن چهارم که قدرت و شوکت عنصر ایرانی و خصوصاً سلاطین شیعی آل‌بویه پادشاهی عباسی را تحت‌الشعاع قرار داد و بویهیان کسانی را که به عنوان «خلیفه»بر عالم اسلامی فرمانروائی می‌کردند، عملاً دست‌نشانده خودشان ساختند و وزرا و کارگزاران اصلی حکومت آل‌بویه و پادشاهی بغداد بیشتر شیعیان سرشناس می‌بودند و شعرای نامدار آن دوره نیز ـ چه عرب و چه پارسی ـ شیعه بودند، دیگر قصیده‌سرائی در شادباش و ستایش پادشاهان و وزیران شیعه در جامعه فرهنگی در بغداد و اصفهان و شیراز به صورت «فریضه‌»ای اخلاقی درآمد و شاعران در نوروز و مهرگان قصاید شادباش را ضمن مدیحه‌سرائی غرایی برای شاهان بویهی و وزرای نامدارشان می‌سرودند و خصوصاً شاعران شیعه خود را در آن مدایح به ذکر «نوروز» و «مهرگان» و «سده» (این دو نام اخیر را به صورت معرب آن یعنی «مهرجان» و «سدق») مقید می‌شمردند:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    مُتَنبی ملک‌الشعرای عرب (مقتول در ۳۵۴ق) در قصیده‌ای که در مدح ابن عمید بزرگ سروده، مطلع آن را با نام نوروز آراسته است:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">جــاءَ نَیـرُوزُنـا و أنــتَ مـرادُه</h5>
<h5 style="text-align: center;">و ورَت بالــذی أرادَ زِنـــادُه</h5>
<h5 style="text-align: center;">نَحنُ فی أرضِ فارِسٍ فی سُرورٍ</h5>
<h5 style="text-align: center;">ذا الصباحُ الذی نَری، میلادُه</h5>
<h5 style="text-align: center;">عَظمَتهُ مَمالِکُ الفُرسِ حتی</h5>
<h5 style="text-align: center;">کُل إیــامِ عــامِهِ حُــسادُه</h5>
<h5 style="text-align: center;">در بیت اخیر فرموده: همه روزهای سال به نوروز حسد می‌ورزند.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    گرچه از آنچه به عرض رسید، این مطلب که نوروز و مهرگان و آئین‌های مربوط به این دو عید از «مواسم» و «ایام» مستحسن و مورد اعتنا ‌و قبول مسلمانان و خاصه شیعیان بوده است، با این‌همه اجازه می‌خواهد در همین باره و برای اثبات بیشتر همین موضوع، دست به دامن دو شخصیت مذهبی و ادبی والامقام عالَم اسلام زنم و از دیوان حضرت سیدرضی و برادر بزرگوارش حضرت سیدمرتضی علم‌الهُدی (رضوان‌الله علیهما) در تأیید موضوعی که در آن بحث می‌کنم؛ یعنی «شعار» بودن نوروز برای شیعیان، دلیل و مدرک بیاورم که چگونه سیدرضی(ره) جامع «نهج‌البلاغه» و سیدمرتضی(ره) که بیش از هزار سال است که در جامعه علمی شیعیان از آن بزرگوار «سید» مطلق تعبیر می‌شود و عظمت و حرمت این دو برادر نامدار عالی‌مقدار نیازی به گفتن و نوشتن ندارد، چگونه این دو عید را محترم شمرده‌اند و به مناسبت آن چقدر قصیده سروده‌اند. سیدرضی(ره) که قاطعیت و سختگیری او در مسائل مذهبی تا بدانجاست که شخصاً در اجرای حد و تعزیر مباشرت می‌فرماید، نوروز را به ممدوح خود شادباش می‌گوید:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">تَلَقاکَ نَیرُوزُکَ المُستَجِد</h5>
<h5 style="text-align: center;">یَسُر عِیاناً و یُرضی سَماعا</h5>
<h5 style="text-align: center;">و لازالَ دَهرُک طَـوعَ الجَنِیب</h5>
<h5 style="text-align: center;"> إذا مـا أمَـرتَ بأمرٍ أطاعـا</h5>
<h5 style="text-align: center;">و در رجزی طولانی گوید:‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">فأنعَم بِنَیرُوزٍ الَیکَ مُشتاق</h5>
<h5 style="text-align: center;">و القَ بِهِ مِن خیرِ ما یَلقی اللاق‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">*</h5>
<h5 style="text-align: center;">و لَما خُرقَ الإظلامُ جُبناً،</h5>
<h5 style="text-align: center;">خَلَعتَ علیهِ ثَوبَ المِهرَجانِ۱۶</h5>
<h5 style="text-align: center;">چنین می‌نماید که سیدرضی(ره) عمداً چنین قصیده‌ غرائی را که به شیوه بُحتری و أبونواس، مَی و آوازها را در مقام شادباش‌گویی به ممدوح توصیه می‌فرماید و در مقام تفاخر بُحتری و أبونواس را آفرین‌گوی خود می‌شمارد و حقیقتاً این قصیده بسیار بلیغ و فاخر و غراست.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">و أنعَم بِیَومِ ألمِهرِجانِ، و لا</h5>
<h5 style="text-align: center;">نَعِمَ العُـداه بِهِ، ولا عَقَلُوا</h5>
<h5 style="text-align: center;">فالناسُ فِیه مُعَللٌ طَرِبٌ</h5>
<h5 style="text-align: center;">یَرجُو الأوارَ، و شاربٌ ثَمِلُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">سیدرضی هشت «قصیده نوروزیه» و هفت «قصیده مهرگانیه» دارد و سیدمرتضی(ره) که عمری دراز یافت، یازده «قصیده نوروزیه» و نه «قصیده مهرجانیه» سروده است و به الفاظ و اشارات ظریف و لطیفی نوروز و مهرگان را شادباش گفته است. و این ناچیز گمان می‌کنم در امری که سیدین چنان اظهارنظر می‌فرمایند، برای عظمت و اثبات شوکت و عزت این دو جشن بزرگ در قرن چهارم و پنجم و اینکه این دو عید و بزرگداشت آن در نزد شیعیان موضوعیت داشته، همین مقدار کافی است.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">    با این همه شاهد صادق دیگری از شعر جناب مهیار بن مرزویه دیلمی می‌آورم که  در دیوانش ۶۳ (آری، شصت و سه) قصیده در تهنیت و شادباش‌گویی به هنگام نوروز و مهرگان موجود است و این نیز از قوی‌ترین دلیل‌هاست بر آنکه عید نوروز و مهرگان از مظاهر تشیع محسوب می‌شده و همواره این دو عید مورد تعظیم و تکریم بوده و هنوز هم در حال حاضر عید نوروز مظهر تمدن ایران اسلامی است.</h5>
<h5 style="text-align: center;">نمی‌دانم حال در گستره وسیع فرهنگ ایرانی، در کجا رسم «صبتُ الماء» ( آب‌پاشی) هنوز دائر است؛ ولی آتش‌افروزی یا آتشبازی آن را می‌دانم که به صورت‌های مختلف باقی است. به قرار تصویری که چند سال قبل در هنگام نوروز از برادران کُردِ عراق، در صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز چاپ شده بود، چنین می‌نماید که در نزد آن عزیزان به دست گرفتن مشعل‌های فروزان نشانه گرامیداشت این سنت آتش‌افروزی نوروزی است.</h5>
<h5 style="text-align: center;">و آخر دعوانا انِ الحمدللهِ رب العالمین و صلی‌الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.‏</h5>
<h5 style="text-align: center;">‏       پاینده باد ایران ‏</h5>
<p style="text-align: center;">پی‌نوشت ها:</p>
<p style="text-align: center;">۱٫ قسمتی از آیه شریفه ۲۴۳ سوره بقره. کنزالعمال این حدیث را از مسعر تمیمی این چنین نقل می‌کند: «اُهدِیَ الی علی بن ابی طالب فالوذجٌ فی جامٍ یوم النیروز، فقال ما هذا؟ قالوا: هذا یومٌ النیروز، فقال: نَیرِزونا کل یوم بالماء».‏</p>
<p style="text-align: center;">۲٫ آثارالباقیه، ص۲۶۵، چاپ فاضل گرامی جناب پرویز اذکائی.</p>
<p style="text-align: center;">۳٫ تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۳۲۶ و به صورت «إصنَعُوا کل یومٍ نیروزا».من لایحضر، ج۶، ص۳۰۰٫‏</p>
<p style="text-align: center;">۴٫ بحارالأنوار، ج۵ و ۱۸٫</p>
<p style="text-align: center;">۵٫مروج‌الذهب، ج۱، ص۶۸۹٫</p>
<p style="text-align: center;">۶٫ المستطرف، ص۲۸۱٫ امروز روز مهرگان است و هدیه من زبانی است+ شما را دو دولت و فرمانروایی تازه و کهن است+ و خلیفه می داند که شما چگونه به این جایگاه رسیده اید.</p>
<p style="text-align: center;">۷٫ جاحظ گوید: نوروز دیرزمانی پیش از روز مهرگان سابقه دارد؛ زیرا نوروز قبل از طوفان نوح(ع)، در زمان فرمانروایی جمشید برگزار می شد، حال آنکه مهرگان به زمان فریدون برمی گردد، آنگاه که ضحاک را در کوه دماوند به بند کشید.</p>
<p style="text-align: center;"> ۸٫ نوروز را به زمانی که برگرداندی که سنت اردشیر بود/ تو آن را به حالت نخست تغییر دادی&#8230;.</p>
<p style="text-align: center;">۹٫ باده‌ای.‏</p>
<p style="text-align: center;">۱۰٫ ربعی: بهاری. خِرفی: پائیزی.‏</p>
<p style="text-align: center;">۱۱٫ نژاده.‏</p>
<p style="text-align: center;">۱۲٫ عینا = عینان: دو چشم.‏</p>
<p style="text-align: center;">۱۳٫ سَنَن: روش و آئین.‏</p>
<p style="text-align: center;">۱۴٫ خطط مقریزی، ج۱، ص۲۶۹ـ ۲۶۸ و ص۴۹۴</p>
<p style="text-align: center;">۱۵٫ نجمی محله‌ای اعیان‌نشین در بغداد بود. ج۱، ص ۲۰۱٫‏</p>
<p style="text-align: center;">۱۶٫ اکنون در کشورهای عرب‌زبان «مهرجان» را به معنی کنگره یا سمینار و به طور کلی به اجتماعات و احتفالات ادبی و هنری اطلاق می‌کنند.‏</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=17892</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فاطمه&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=17485</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=17485#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Dec 2023 19:24:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[ابو جهل]]></category>
		<category><![CDATA[ابو لهب]]></category>
		<category><![CDATA[ام ابیها]]></category>
		<category><![CDATA[خدیجه]]></category>
		<category><![CDATA[سنی وشیعه]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه]]></category>
		<category><![CDATA[فتح مکه]]></category>
		<category><![CDATA[معراج]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجر وانصار]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[کوثر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=17485</guid>
		<description><![CDATA[فاطمه؛ دختر رسول الله (ص )                    کرم جعفری طولش               سال۵ بعثت بعد از معراج پیامبر فاطمه در خانه مادری متولد شد عاص ابن وائل با تمسخر جاهلیت پیامبر را ابتر خواند که فرزند پسر ندارد خدا برای دلجویی از پیامبر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><strong><span style="font-size: large;">فاطمه؛ دختر رسول الله (ص )</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-17485"></span></p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="background-color: #ccffcc;">                   کرم جعفری طولش              </span></h4>
<p><!--more--></p>
<h5 style="text-align: center;">سال۵ بعثت بعد از معراج پیامبر فاطمه در خانه مادری متولد شد عاص ابن وائل با تمسخر جاهلیت پیامبر را ابتر خواند که فرزند پسر ندارد خدا برای دلجویی از پیامبر سوره کوثر را فرستاد ورسول الله به احترام خدیجه ، نام مادر خدیجه را به دخترش نهاد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">دوره طفولیت او مصادف شد با تبعید پیامبر توسط قبیله شیوخ مکه به دره بی آب شیب ابوطالب .تا حدی که مادرش از شیر بازماند ومریض شد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">دوران کودکی  با مصایب فوت برادرانش عبدالله وطاهر روبروبود وشاهد اذیت وآزار پدرش توسط همسایگان بد ،  ام جمیل ، ابولهب و ابوجهل بود ودر ۵ سالگی  مادرش را ازدست داد ومدتی با نامادریش سوده زندگی کرد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فاطمه در هجرت به مدینه از شتر افتاد عبد یغوث شتر اورا رم داد .و خواهرش رقیه‌وزینب در مکه تنها ماند وفاطمه از غصه ‌گریه می کرد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">بعد از هجرت به مدینه با وحشتناکترین جنگهای نابرابر کفار ویهود مکه علیه  پدرش روبرو شد وبا صفیه وام ایمن پرستار مجروحان جنگ بود ورسول الله اورا ( ام ابیها ) = مادر پدرش ، خواند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">سال ۲ هجری با علی ع ازدواج کرد و در خانه کوچک کنار مسجد سکونت کردند ورسول الله پنجره ای از مسجد به خانه  دخترش داشت</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">باشکوه ترین روز زندگی فاطمه ، روز فتح مکه بود که ده سال قبل کفار مکه با زور آنها را از آنجا اخراج کرده بودند در این روز فاطمه سوار شتر سرخ موی بود که جلودارش علی بود . همان زمان بود که فاطمه و پدرش ، ابوسفیان را بخشید</h5>
<h5 style="text-align: center;">فاطمه دختر رسول الله ( ۲ )</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">روز رحلت رسول الله فاطمه در خانه عایشه بالین پدرش بود رنگ پریده و اشکبار عشق فاطمه به پدر آسمانیش به  حدی بود که به قولی ، مرگ خود از خدا خواست وتحمل هجران پدرش نداشت و۸۰ روز بعد از پدر چشم از دنیا بست</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فا طمه در پایان حیات خود به علی وصیت کرد که اجازه نده شیوخ مهاجر وانصار در تشیع من حاضر شوند و البسه ، سجاده ، مصحف قرآن و چادر شب  خود را به دخترانش ام کلثوم و زینب داد و از اموال خود به یتیمان شهدا و بیوگان مدینه داد ودر خانه کوچک علی در کنار بچه های خردسالش چشم فروبست ودعای آخر فاطمه در حال احتضار : یا حی ویا قیوم ، برحمتک استغیث فاغثنی ولاتکلنی الی نفسی طرفه عینی واصلح شانی کله برحمتک یا کریم</h5>
<h5 style="text-align: center;">اسما ، ام ایمن ، صفیه اول بار به رسم حبشی ها ، تابوت برای فاطمه تهیه کردند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">از تولد ، وفات ، محل دفن فاطمه یک خبر درست و قطعی نیست علمای سنی و شیعه به تقریب سخن گفته اند ومکان دفن او</h5>
<h5 style="text-align: center;">به قراین یکی از این مکانهاست :</h5>
<h5 style="text-align: center;">خانه عقیل ، بقیع ، خانه خودش ( بین قبر رسول الله ومحراب پیامبر )</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">علی ع در سوگ فاطمه مرثیه سوزناک دارد که ترجمه چند بیت این است :</h5>
<h5 style="text-align: center;">ای چشمان اشکبارم در فراق محبوبم یاریم کنید</h5>
<h5 style="text-align: center;">من از غصه فاطمه رها نخواهم شد برای چه از غم معشوقم رها شوم ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;">یار محبوبم که جزاو یار وهمدمم نیست</h5>
<h5 style="text-align: center;">وجز فاطمه قلبم هیچ بهره ای از عالم ندارد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">سوال بی پاسخ :</h5>
<h5 style="text-align: center;">چرا خواص عصر پیامبر حرمت تنها فرزند دختر پیامبرشان را نگه نداشتند ؟ مگر از فاطمه چه بدی به آنها رسیده بود،</h5>
<h5 style="text-align: center;">قبایل عرب که از اوج جاهلیت به قله شکوه دین ودنیا رسیده بود در برابر زحمات پیامیر چه پاداشی به او دادند ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;">قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی : شورا ۲۳</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">سوال بی پاسخ:</h5>
<h5 style="text-align: center;">در دمدمه های ادعای ایمان و مسلمانی مگر قرار نیست مردم ،  حاکمان و متوایان حکومت بر مدار سبک وسیرت الگوهای دینی زندگی کنند، فاطمه چه سبک زندگی داشت ؟ آیا نمی دانند؟!</h5>
<p>&nbsp;</p>
<h5>شناخت و معلومات شیعیان در مورد زندگی فاطمه س  ، همچون شناخت ومعلومات آنها در مورد امام حسین مختص روز شهادت آنهاست که متاسفانه آن هم غالبا به علت غلبه منابع متاخر صفویه به افراط و تفریط آمیخته است وهرساله پای منابر روضه خوانان و مداحان همان می شنویم که هنوز می شنویم .</h5>
<h5></h5>
<h5>محققان بعد از قرنها هنوز یک تحقیق جامع و مستند از زندگی امام حسین وفاطمه س انجام نداده اند . در کتب زندگی نامه ها جز زندگی نامه هر حاشیه ای هست .</h5>
<h5></h5>
<h5>مشکل اصلی دیگر جایگزین شدن منابع متاخر ودورتر از زمان وقایع به جای منابع معتبر و متقدم است وکار به جایی رسیده که امروز افزوده های عاطفی یک مداح و شاعر را منبع به حساب می آوریم .ودانسته و نداسته شکوه بی کران الگوهای دینی را پایین می آورند</h5>
<h5></h5>
<h5></h5>
<h5>به استناد قرآن ، خداوند ، رسول الله را بیشتر از هر آفریده اش  دوست دارد تا آنجا که در نزدیکترین ابراز دوستیش به جان او سوگند می خورد</h5>
<h5>قسم به جان تو آنها ( طغیانگران ) در مستی طغیانشان سرگردانند، حجر / ۷۲</h5>
<h5>به شدت تمام تهدید کرده است :</h5>
<h5>کسانی که خدا وپیامبرش را اذیت کند خدا آنهارا در دنیا وآخرت لعنت می کند وعذاب سخت در انتطارشان است ، احزاب / ۵۷</h5>
<h5></h5>
<h5>سوالاتی که امروز دغدغه دوستداران وپیروان رسول الله ص است که پاسخ آنها را در هیچ منبعی پیدا نمی شود  :</h5>
<h5></h5>
<h5>۱-اعضای شورای سقیفه که هریک از سابقان ایمان به پیامبر خدا واز صنادید واصحاب بودند چگونه بر خلاف نظر رسول الله وآیه ۵۷ احزاب ، با رسول الله وتنها دخترش رفتار کردند ؟ ونظر خود را به نظر و خواست آشکار پیامبر مقدم دانستند ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۲  اعضای شورای سقیفه که حتی قبل از فوت پیامبر ، نقشه حذف علی وتوجیه ناموجه غدیر را شکل دادند، با علی چه اختلافی داشتند خلیفه اول ودوم که از قریش نبود که فرض باشد علی بزرگان آنهارا در جنگ بدر واحد کشته باشد ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۳ این اعضای شورا ایا نمی دانستند که مسیر این شورا به وادی تاریک بنی امیه منجر خواهد شد ؟ که با عثمان هموار شد ؟ بنی امیه که در کل دوره نبوت رسول الله ص همدست یهودیان و منافقان با او جنگیده بود ودر فتح مکه از ترس جانشان اسلام آورده بودند ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۴  آیا ماجرای بستن دستان علی ع توسط ماموران ابوبکر وبردن او به مسجد برای بیعت ، از منابع معتبر است یا همان افزوده های غالیان و خبرسازان است ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۵  بیعت اجباری از علی ع و سایر صحابه او برای خلیفه چه وجه شرعی وانسانی داشت ؟ که اورا پیش همسرش در مسجد به قتل تهدید کرده باشند ؟ کاری که علی در مدت خلافتش نکرد وحتی مستمری متمردان از بیعت با او را قطع نکرد ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۶ روضه فوت فاطمه ،را  گاهی به جهت ادا نکردن اصل واقعه تاریخی با تحقیر می خوانند که:  کسی تا شب به تعزیه و تسلیت زهرا نیامد گویی همه مردم مدینه از فاطمه قهر بودند  از این نکته غافلند که وصیت خود زهرا بود که احدی از مردم بی تفاوت مدینه را به تشییع و تسلیت او راه ندهند چنانکه تا چند روز خبرفوت فاطمه را نمی دانستند اما با شنیدن خبرفوت او مدتها شب وروز ضجه وناله کردند.</h5>
<p style="text-align: center;">===========================</p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا</span></p>
<p style="text-align: center;">===========================</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="background-color: #ccffcc;">   ارسالی:حمید مصطفی زاده گورانسراب  </span></h4>
<p style="text-align: center;"><a href="http://aftabasmarod.ir/?attachment_id=17487" rel="attachment wp-att-17487"><img class="aligncenter size-medium wp-image-17487" title="photo_2021-09-16_16-39-12" src="http://aftabasmarod.ir/aftabas/wp-content/uploads/photo_2021-09-16_16-39-12-300x300.jpg" alt="" width="300" height="300" /></a></p>
<h5 style="text-align: center;">درد دل های حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) در قالب شعر در فراق پیامبر رحمت ( صلی الله علیه و آله ) و ظلم هایی که بر وصی منصوص آن حضرت روا داشتند .</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">اذا ماتَ یَوماََ مَیِّتُُ قَلَّ ذکرُهُ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و ذکرُ اَبی مُذ ماتَ واللهِ اَزیَدُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">زمانی که کسی می میرد یاد او در خاطره ها کم رنگ می شود ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">به خدا سوگند یاد پدرم از زمانی که درگذشت ، افزونتر گشته است .</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">تَذَکَّرتُ لَمّا فَرَّقَ الموتُ بَینَنا ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">فَعَزَّیتُ نفسی بالنّبیّ محمّدُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">به یاد دارم وقتی را که مرگ میان ما جدایی افکند ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">پس نفس خود را به پیامبر خدا تسلیت دادم !</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فقلتُ لها : اِنّ المماتَ سبیلُنا،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و من لَم یَمُت فی یَومهِ مات فی غَدِِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">و به او گفتم : مردن راه ماست ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و اگر کسی امروز نمیرد ، دیگر روزی به یقین خواهد مرد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">قل للمُغَیّبِ تحت اطباقِ الثَّری،</h5>
<h5 style="text-align: center;">اِن کُنتَ تَسمَعُ صَرخَتی و نِدائیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">به آن غائبی که در زیر طبقات خاک پنهان است .بگو ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">آیا صدای ناله و فریاد مرا می شنوی ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">صُبَّت عَلَیَّ مصائبُ لَو اَنَّها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">صُبَّت علی الایام صِرنَ لَیالیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">مصیبت هایی بر من باریدن گرفت که اگر بر روزها می بارید ، چون شب تار می شدند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">قَد کُنتُ ذاتَ حِمَیََ بِظِلِّ محمّدِِ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">لا اَخشی من ضَیمِِ و کان جمالیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">روزی در سایه ی حمایت پیامبر به سر می بردم و از هیچ دشمنی و کینه ای واهمه نداشتم و او دلیل جمال و جلوه ی من بود</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فالیوم اَخشَعُ  للذّلیلِ و اتّقِی ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">ضَیمی و اَدفَعُ ظالِمی بِرِدائیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">اما امروز در مقابل فرومایگان خاضعم و بیم آن دارم که مرا بیازارند که در این صورت ظالم را به ردای خود خواهم راند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فاذا بَکَت قُمریّهُُ فی لَیلِها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">شَجنا علی غُصنِِ بَکَیتُ صَباحیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">اگر قمری شب هنگام روی شاخه ای بگرید ، من در فراق پدر صبحگاهان می گریم</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فَلَاَجعَلَنَّ الحُزنَ بَعدَکَ مونِسی ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و لَاَجعَلَنَّ الدَّمعَ فیکَ وِشاحیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">بعد از تو حزن و اندوه را همدم خود  قرار خواهم داد و اشک را اسلحه ی خود خواهم ساخت</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">اِغبَرَّ آفاقُ السّماءِ و کُوِّرَت ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">شَمسُ النّهارِ و اَظلَمَ العَصرانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">افق های دور دست آسمان ها غبارآلود شد و خورشید گرفت و صبح و عصرمان هر دو تاریک گشت</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">والارضُ من بعدَالنّبیِّ کَئیبَهُُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">اَسَفاََ علَیهِ کَثیرَهُ الرّجفانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">و زمین پس از پیامبر اندوهگین است و به نشانه ی تاسف بر او سخت بر خود می لرزد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فَلیَبکِه شرقُ البلاد و غربُها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">ولیَبکِه مُضَرُّ و کلُّ یمانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">شرق و غرب عالم باید در غم فقدان پیامبر بگریند و  رواست قبیله ی مُضَر و  تمامی اهل یمن  خون بگریند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">ولیَبکِه الطّورُ المُعَظَّمُ جَوُّهُ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">والبَیتُ ذوالاَستارِ و الارکانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">و سزاوار است آسمان کوه سر به فلک کشیده ی طور و خانه ی خدا که دارای پرده ها و رکن هاست برای رسول خدا بگریند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">یا خاتَمَ الرّسُلِ المُبارَکَ ضوءُهُ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">صَلّی علیکَ مُنَزِّلُ القرآنِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">ای خاتم پیامبران . که نور تو مبارک است ، درود خداوند فرستنده ی قرآن بر تو باد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">ماذا علی مَن شَمَّ تُربتَ احمدَ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">اَن لایَشُمَّ مَدَی الزّمانِ غَوالیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">چه  پرواست آن را که خاک مزار احمد( صلی الله علیه و آله ) را بوئیده ،اگر در تمام عمر هیچ عطری را نبوید ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">صبَّت علَیَّ مصائبُُ لَو اَنّها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">صُبَّت علَی الایّام ِ صِرنَ لیالیا</h5>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=17485</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رحلت&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=13376</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=13376#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Oct 2020 10:32:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سايت]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسن(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[امام رضا(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[تحف العقول]]></category>
		<category><![CDATA[حرص]]></category>
		<category><![CDATA[رزق]]></category>
		<category><![CDATA[روزی]]></category>
		<category><![CDATA[طلب]]></category>
		<category><![CDATA[عفت]]></category>
		<category><![CDATA[قدر]]></category>
		<category><![CDATA[میانه روی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[گناه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=13376</guid>
		<description><![CDATA[      رحلت پیامبر&#8230;         امام حسن مجتبی(ع): در طلب‌ مانند شخص‌ پیروز مکوش‌ ، و مانند کسى‌ که‌ تسلیم‌ شده‌ به‌ قدر اعتماد نکن‌ چون‌ به‌ دنبال‌ کسب‌ و روزى‌ رفتن‌ سنت‌ است‌ ، و میانه‌روى‌ در طلب‌ روزى‌   از عفت‌ است‌ ، و عفت‌ مانع‌ روزى‌ نیست‌ ، و حرص‌ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: center;"><span style="background-color: #bdb76b;">      رحلت پیامبر&#8230;        </span></h2>
<p><span id="more-13376"></span></p>
<h5 style="text-align: center;"><span style="color: #99cc99;">امام حسن مجتبی(ع):</span></h5>
<p style="text-align: center;"><em><span style="font-size: medium;">در طلب‌ مانند شخص‌ پیروز مکوش‌ ، و مانند کسى‌ که‌ </span></em></p>
<p style="text-align: center;"><em><span style="font-size: medium;">تسلیم‌ شده‌ به‌ قدر اعتماد نکن‌ چون‌ به‌ دنبال‌ کسب‌</span></em></p>
<p style="text-align: center;"><em><span style="font-size: medium;"> و روزى‌ رفتن‌ سنت‌ است‌ ، و میانه‌روى‌ در طلب‌ روزى‌ </span></em></p>
<p style="text-align: center;"><em><span style="font-size: medium;"> از عفت‌ است‌ ، و عفت‌ مانع‌ روزى‌ نیست‌ ، و حرص‌</span></em></p>
<p style="text-align: center;"><em><span style="font-size: medium;"> موجب‌ زیادى‌ رزق‌ نیست‌ . به‌ درستى‌ که‌ روزى‌ قسمت‌</span></em></p>
<p style="text-align: center;"><em><span style="font-size: medium;"> شده‌ و حرص‌ زدن‌ ، موجب‌ گناه‌ مى‌شود .</span></em></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #99cc99;">(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ ۲۳۶)</span></p>
<p style="text-align: center;">&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=13376</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ولادت&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=8766</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=8766#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Apr 2018 20:49:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سايت]]></category>
		<category><![CDATA[ام لیلا]]></category>
		<category><![CDATA[امام حسین(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[بنی هاشم]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت علی اکبر]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[ماه شعبان]]></category>
		<category><![CDATA[ولادت]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[کربلا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=8766</guid>
		<description><![CDATA[طلعت ماه &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. آفاق منور شده از طلعت ماهی ماهی که اصیل است و برازنده شاهی این زاده لیلاست، بود مظهر توحید ثانیِّ محمد بود این نور الهی  فرخنده زادروز حضرت علی اکبر(ع) وروز جوان را به تمام ملت ایران بخصوص جوانان عزیز اسمرود تبریک می گوییم وبرایشان آرزوی سعادت و کامیابی در همه مراحل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="font-size: x-large;"><span style="background-color: #adff2f;">طلعت</span> <span style="background-color: #00ffff;">ماه</span></span></strong></p>
<p><span id="more-8766"></span></p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p>آفاق منور شده از طلعت ماهی</p>
<p>ماهی که اصیل است و برازنده شاهی</p>
<p>این زاده لیلاست، بود مظهر توحید</p>
<p>ثانیِّ محمد بود این نور الهی</p>
<p><a href="http://aftabasmarod.ir/?attachment_id=8767" rel="attachment wp-att-8767"><img class="aligncenter size-medium wp-image-8767" title="عکس-نوشته-و-متن-ولادت-حضرت-علی-اکبر-و-روز-جوان-2" src="http://aftabasmarod.ir/aftabas/wp-content/uploads/عکس-نوشته-و-متن-ولادت-حضرت-علی-اکبر-و-روز-جوان-2-300x210.jpg" alt="" width="300" height="210" /></a></p>
<p style="text-align: center;"> فرخنده زادروز حضرت علی اکبر(ع) وروز جوان را به تمام ملت ایران</p>
<p style="text-align: center;">بخصوص جوانان عزیز اسمرود تبریک می گوییم وبرایشان آرزوی</p>
<p style="text-align: center;">سعادت و کامیابی در همه مراحل زندگی داریم.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="background-color: #bdb76b; font-size: medium;"><em>هیات مدیره&#8221;موسسه ی خیریه ی شهدای اسمرود&#8221;</em></span></p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p>حضرت علی بن الحسین ،علی اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسین در ۱۱ شعبان سال ۳۳ هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود.</p>
<p>حضرت علی اکبر در کربلا حدود ۲۵ سال داشت.برخی راویان سن ایشان را ۱۸ سال و ۲۰ سال هم گفته اند. او اولین شهید عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اکبر (ع) و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر کربلا بویژه در روز عاشورا تجلى کرد. سخنان و فداکاریهایش دلیل آن است. وقتى امام حسین (ع) از منزلگاه “قصر بنى مقاتل” گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بیدارى ” انا لله و انا الیه راجعون ” گفت و سه بار این جمله و حمد الهى را تکرار کرد. حضرت على اکبر (ع) وقتى سبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود: در خواب دیدم سوارى مى‏ گوید این کاروان به سوى مرگ مى ‏رود. پرسید:مگر ما بر حق نیستیم؟ فرمود:چرا. پس گفت: “فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین ” پس باکى از مرگ در راه حق نداریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>روز عاشورا نیز پس از شهادت یاران امام، اولین کسى که اجازه میدان طلبید تا جان را فداى دین کند او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولى از ایثار و روحیه جانبازى او جز این انتظار نبود. وقتى به میدان مى‏رفت،امام حسین(ع) در سخنانى سوزناک به آستان الهى، آن قوم ناجوانمرد را که دعوت کردند ولى تیغ به رویشان کشیدند، نفرین کرد. على اکبر چندین بار به میدان رفت و رزمهاى شجاعانه‏اى با انبوه سپاه دشمن نمود.</p>
<p>پیکار سخت، او را تشنه‏ تر ساخت؛ به خیمه آمد. بى آنکه آبى بتواند بنوشد، با همان تشنگى و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید. قاتل او مرة بن منقذ عبدى بود.پیکر حضرت على اکبر (ع) با شمشیرهاى دشمن قطعه قطعه شد.وقتى امام بر بالین او رسید که جان باخته بود. امام حسین (ع) صورت بر چهره خونین حضرت على اکبر (ع) نهاد و دشمن را باز هم نفرین کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>“قتل الله قوما قتلوک…”و تکرار مى‏ کرد که:”على الدنیا بعدک العفا”.و جوانان هاشمى را طلبید تا پیکر او را به خیمه گاه حمل کنند. حضرت على اکبر ، نزدیکترین شهیدى است که با امام حسین(ع)دفن شده است.مدفن او پایین پاى ابا عبد الله الحسین(ع) قرار دارد و به این خاطر ضریح امام،شش گوشه دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=8766</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روز دختر</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=4653</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=4653#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 02 Aug 2016 23:54:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[امام جعفر صادق(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[بلوغ دختران]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض بین دختر وپسر]]></category>
		<category><![CDATA[تربیت دختران]]></category>
		<category><![CDATA[تفاوت دختر وپسر]]></category>
		<category><![CDATA[جوادی آملی]]></category>
		<category><![CDATA[حسنات]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر علی قائمی]]></category>
		<category><![CDATA[روز دختر]]></category>
		<category><![CDATA[ولادت حضرت فاطمه(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=4653</guid>
		<description><![CDATA[&#160;  اهمیت وضرورت تربیت دختران =====================================&#62; ولادت فرخنده حضرت فاطمه معصومه(ع) وروز دختر رابه همه دختران پاک سیرت ایران اسلامی، تبریک وشادباش می گوئیم وبرایشان سلامتی  وسعادت همیشگی از خداوند بزرگ خواستاریم؛چراکه سلامت وسعادت جامعه در گرو سعادت این حسنات آسمانی است. &#160; &#160; =======================================&#62; &#160; امام صادق (علیه السلام) فرمود : اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: x-large; background-color: #99ccff;"> اهمیت وضرورت تربیت دختران</span></p>
<p><span id="more-4653"></span></p>
<p><span style="background-color: #ffcc99;">=====================================&gt;</span></p>
<p>ولادت فرخنده حضرت فاطمه معصومه(ع) وروز دختر</p>
<p>رابه همه دختران پاک سیرت ایران اسلامی، تبریک</p>
<p>وشادباش می گوئیم وبرایشان سلامتی  وسعادت</p>
<p>همیشگی از خداوند بزرگ خواستاریم؛چراکه سلامت</p>
<p>وسعادت جامعه در گرو سعادت این حسنات آسمانی</p>
<p>است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="background-color: #ffcc99;">=======================================&gt;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: medium;">امام صادق (علیه السلام) فرمود : اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ، وَ الْحَسَناتُ یُثابُ عَلَیْها وَ النِّعْمَةُ یُسْأَلُ عَنْها.</span></p>
<p><span style="font-size: medium; background-color: #ccffff;">دختران حسناتند، پسران نعمت حقند، بر حسنات بهره مى دهند، و از نعمت بازپرسى مى کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium; background-color: #cc99ff;">=============================</span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">اهمیت تربیت دختران</span></p>
<p><span style="font-size: medium;">-اول ذیقعده روز ولادت حضرت فاطمه معصومه (س) در تقویم روز دختر نام گرفته است. به همین مناسبت نگاهی داریم به دیدگاه اسلام پیرامون تربیت دختران و اهمیت آن و ضرورت‌هایی که برای تربیت دختر باید مورد توجه والدین  و جامعه قرار گیرد.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">دین اسلام همواره برای زنان و دختران اهمیت ویژه‌ای قائل بوده و بخصوص سفارش‌های فراوانی از ائمه در مورد دختران در متون دینی و روایات وارد شده است. در روایات اسلامی پسران به عنوان نعمت‌های خدا و دختران به عنوان حسنات الهی ذکر شده‌اند و این در حالی است که حسنات در اسلام مورد پاداش خدا هستند و نعمت‌ها مورد بازخواست و سوال خداوند قرار می‌گیرند. پیامبر (ص) نیز در این مورد فرموده‌اند: «بهترین فرزندان شما دختران هستند&#8221;</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">اهمیت نقش دختران در خانواده و جامعه</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">دختران نقش بسیار مهمی در خانواده و جامعه دارند. آنها در آینده مسئولیت اداره کانون خانواده را که مهم‌ترین عنصر یک جامعه است، عهده دار می شوند و وظیفه تربیت نسل‌های آینده نیز به عهده آنهاست. اگر یک دختر به خوبی تربیت شده و برای زندگی خانوادگی و اجتماعی آماده شود، می‌تواند سعادت و خوشبختی نسل آینده را تضمین کند، اما اگر این دختر در دوره تربیت خود با آسیب‌ها و مشکلات روحی و جسمی روبرو شود نمی‌توان از او انتظار داشت در آینده وظایفی را که برعهده دارد به نحو احسن انجام دهد و نقش مثبتی در خانه و اجتماع داشته باشد. به همین دلیل است که تربیت دختران باید به طور خاص مورد توجه پدرها و مادرها قرار گیرد.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">پیامبر اسلام (ص) در خصوص پاداش تربیت دختران می‌فرمایند: «کسی که دختری دارد باید او را به بهترین نحو تربیت کند و غذای خوب و شایسته برایش فراهم کند و نعمت‌هایی که خداوند بر او ارزانی داشته را بر دخترش گوارا دارد و از او دریغ نورزد که چنین پدری در روز قیامت از آتش دوزخ نجات خواهد یافت.» در حدیث دیگری از حضرت رسول (ص) آمده است: «دختران، دلسوز، مددکار و بابرکت‏اند. هر کس یک فرزند دختر داشته باشد، خداوند آن را پوششى از دوزخ قرار مى‏دهد و هر کس دو دختر داشته باشد به خاطر آنان وارد بهشت شود و هر کس سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه [استحبابى] از او برداشته مى‏شود.&#8221;</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">تفاوت‌هایی که باید در تربیت دختران و پسران لحاظ شود</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">تربیت فرزندان اعم از دختر و پسر دارای اشتراکاتی با یکدیگر است، اما اسلام در رابطه با تربیت فرزندان قائل به تفاوت‌هایی میان تربیت دختران و پسران است که البته این تفاوت‌ها به معنای برتری یکی بر دیگری نیست، بلکه ناشی از تفاوت‌های موجود در ساختارهای جسمی و روحی این دو جنس و همچنین مسئولیت‌ها و نقش‌هایی است که باید در بزرگسالی برعهده گیرند..</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">معمولاً دختران و پسران به دلیل اینکه خصوصیات درونی‌شان با هم متفاوت است در جامعه نیز از نظر اجتماعی و رفتاری در شرایط خاصی نسبت به یکدیگر قرار می‌گیرند؛ از نوع بازی و ارتباط با همسالان گرفته تا نوع روابطشان با والد همجنس‌، بنابراین والدین باید با توجه به خصوصیات رفتاری، شرایط زیستی و جسمی کودکان با آنها رفتار کنند و آنها را مورد تشویق یا تنبیه قرار دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">اگر کودکی با توجه به جنسیت خود پرورش نیابد (تربیت دختران با شیوه‌های پسرانه و پسران با شیوه‌های دخترانه)، ممکن است در آینده در پیدا کردن هویت جنسی ثابت خود دچار مشکل شود، بنابراین باید با پسران و دختران به‌گونه‌ای رفتار شود تا باعث تقویت و پررنگ‌تر شدن این خصوصیات در آنها گردد.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">ضرورت توجه به تغذیه دختران در مرحله اول زندگی</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">مرحله اول زندگی فرزندان که از بدو تولد تا هفت سالگی را شامل می‌شود مرحله بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای از لحاظ رشد جسمی و شخصیتی فرزندان است که تا حدود بسیار زیادی در دختر و پسر مشابه است. در این دوره، بر اهمیت تغذیه نوزاد با شیر مادر سفارشات فراوانی شده است که موجب حفظ سلامت جسمی نوزاد خواهد شد. از سوی دیگر، تحقیقات صورت گرفته در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که تغذیه با شیر مادر علاوه بر سلامتی جسمانی، سلامتی روحی و روانی کودک را در بزرگسالی به همراه خواهد داشت.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">در اینجا، تغذیه دختر با شیر مادر از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا با توجه به نقش مادری که قرار است دختران در آینده به عهده گیرند و وجود مسائلی مانند دوران بارداری، زایمان و شیردهی و &#8230; سلامت جسمانی دختران باید بسیار جدی‌تر مورد توجه والدین قرار گیرد.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">محبت به دختران و توصیه‌های پیامبر (ص) در این خصوص</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">مسئله دیگری که در این دوره وجود دارد و پدر و مادرها باید به آن توجه داشته باشند محبت به فرزندان خود و بویژه به دختران است. در آموزه‌های دینی به محبت به بچه‌ها و همدلی با آنها بسیار سفارش شده است و این مسئله در مورد دختران پر رنگ‌تر از پسران است؛ زیرا دختران نسبت به پسرها از حساسیت‌های بالاتری برخوردارند و محبت به آنها سلامت روح و حتی جسم آنها را در پی خواهد داشت و متعاقباً بر سلامت جامعه اثرگذار است.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">عدم برخورداری دختر از مهر والدین مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند؛ این دختران در آینده افرادی عاجز و در مواجهه با مشکلات از حل آنها ناتوان خواهند بود. از سوی دیگر، تحقیقات نشان داده یکی از عوامل به انحراف کشیده شدن دختران در بزرگسالی عدم بهره‌مندی از مهر و محبت پدر و مادر است که باعث می‌شود آنها این مهر و محبت را در خارج از منزل و از طرق نادرست جستجو کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">در همین رابطه امام رضا (ع) از قول پیامبر اکرم (ص) نقل می‌فرمایند: «خداوند متعال نسبت به دختران مهربان‌تر از پسران است.» همچنین حضرت رسول (ص) فرمودند: «کسی که دختر بچه خود را شادمان کند مانند کسی است که بنده‌ای را از فرزندان (حضرت) اسماعیل، آزاد کرده باشد و در حدیث دیگری از ایشان روایت شده که «باید اطفال دختر را بیشتر از پسر مورد توجه قرار دهید و زمانی که هدیه برای فرزندان خود تهیه می‌کنید، سهم دختر را قبل از پسر بدهید.&#8221;</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">دوره بلوغ و اهمیت‌ها و حساسیت‌های آن</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">مرحله دوم زندگی که از هفت سالگی تا چهارده سالگی را در بر می‌گیرد دوره بسیار حساسی است؛ زیرا تغییرات بیولوژیک و جسمانی فرزندان در این دوره منجر به بلوغ آنها می‌شود و در این دوره هم هست که در پی ایجاد تفاوت‌های جسمی، تفاوت‌های تربیتی میان فرزندان دختر و پسر پر رنگ‌تر می‌شود. دوره بلوغ که در دختران زودتر از پسران صورت می‌گیرد، دوره تغییرات جسمی به همراه رشد عقلی و فکری است و دختران با گذر از این مرحله از دوره طفولیت گذشته و پا به مرحله بزرگسالی می‌گذارند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">در این مرحله که مرحله بسیار حساسی از زندگی یک دختر است والدین باید توجه کافی را به دختران خود داشته باشند تا آنها با موفقیت و بدون کمترین آسیبی این دوره را پشت سر بگذارند؛ زیرا اگر نوجوانی از دوره بحرانی بلوغ به سلامت گذر نکند مشکلات به وجود آمده را در تمام عمر به همراه خواهد داشت.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">نقش مادران در دوره بلوغ دختران</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">در دوره بلوغ دختران وظیفه مادران بیشتر از پدران است و مادران باید با بالا بردن آگاهی خود و صرف وقت و حوصله کافی به دختر خود کمک کنند تا دوره بلوغ را به سلامتی طی کند. مهم‌ترین مسئله‌ای که باعث می‌شود مادران رفتار درستی با دختران خود در دوره بلوغ داشته باشند آگاهی آنها از ویژگی‌ها و خصوصیات خلقی دختران در دوره بلوغ است. این آگاهی باعث می‌شود آنها کمتر نگران رفتار دختران خود شوند و خود را برای تعامل صحیح با آنها آماده کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">دختران در این سن علاقه‌مندند درک‌شان کنیم، به سخنانشان گوش دهیم و به خواسته‌هایشان توجه کنیم. مادران باید به صحبت‌های دخترانشان گوش داده، تحقیرشان نکنند و به نظرات آنها توجه کنند. در واقع آنها باید با فرزندان خود دوست باشند و اعتماد آنها را به خود جلب کنند تا دختران بتوانند به راحتی و بدون ترس مسائل خود را با مادرانشان مطرح کنند؛ چرا که عدم اطمینان دختران به والدین سبب می‌شود آنها مشکلات خود را از پدر و مادر مخفی کنند و با کسانی مثل دوستان و همسالان که صلاحیت کافی برای حل مشکلات آنها ندارند، صحبت کنند که چه بسا مشکلات آنها بیشتر شود.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: medium;">یکی دیگر از مسائلی که در این سن به کرات دیده می‌شود وجود تعارضاتی میان دختران و پدر و مادرهاست که دلایل آن به تغییر خلق و خوی دختران به دلیل تغییرات هورمونی آنها و همچنین نحوه نادرست رفتار والدین با آنها و اختلاف سنی میان دو نسل باز‌می‌گردد. در این شرایط نیز بهتر است والدین با آگاهی از شرایط حساس دختر خود با او از در دوستی وارد شوند و در مقابل پرخاش‌ها و ناراحتی‌های احتمالی او جبهه‌گیری نکنند، بلکه در صدد حذف موانع محیطی که سبب تعارض میان آنها می‌شود برآیند و با محبت با دختر خود برخورد کنند تا به این وسیله از آسیب‌های احتمالی جلوگیری نمایند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">مکلف شدن دختران و نظر آیت‌الله جوادی آملی</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">بر اساس آموزه‌های دینی یکی از ویژگی‌های دوره بلوغ، تکلیف‌پذیری و قبول مسئولیت، انجام عبادات و فرایض دینی و ترک محرمات و گناهان است. به همین جهت، یکی از مسائل بسیار مهم برای دختران در این دوره مکلف شدن است. از این رو یکی از اهداف تربیتی خاص این دوره ایجاد آمادگی برای تکلیف‌پذیری است. این امر، منظم و طبق برنامه، ولی بتدریج آغاز می‌گردد تا وقتی که کودک پا به این دوره می‌گذارد آمادگی برای پذیرش تکلیف را پیدا نماید؛ چرا که اگر کودک بدون آمادگی برای تکلیف پذیری بخواهد در روز و زمان مقرر که مکلف می شود یک دفعه خود را مقید به انجام فرایض و ترک محرمات نماید، طبیعی است که مکلف خوبی نخواهد بود.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">آیت‌الله جوادی آملی در این رابطه می‌فرمایند: این که زن شش سال قبل از این که مرد مکلف شود، ذات اقدس الهی او را به حضور پذیرفته است، خداوند با او سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات او را گوش می دهد، باید زن برای خود افتخار بداند. وقتی که مرد هنوز به عنوان یک جوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">تبعیض میان دختران و پسران و تاثیرات منفی که روی دختران دارد</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: medium;">یکی از مسائلی که هنوز هم در برخی از جوامع برای دختران مسئله‌ساز می‌شود، تفاوت‌ها و تبعیض‌هایی است که در خانواده و جامعه نسبت به دختران و پسران اعمال می‌شود. این مسئله در دوره بلوغ که دوره آشنایی دختران با مسائل پیرامونشان است پر رنگ‌تر می‌شود و باعث نارضایتی بسیاری از دختران از جنسیت خود خواهد شد. در این زمینه نقش والدین بسیار مهم است؛ زیرا آنها باید با رعایت تساوی میان فرزندان دختر و پسر خود احساس ارزشمندی را در دختران تقویت کنند و آنها را از ارز‌ش‌هایی که یک دختر در جامعه و بخصوص در دین برخوردار است، آگاه سازند تا دختران اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند و دختر بودن را برای خود افتخار بدانند نه سرافکندگی و سرشکستگی.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: medium;">به طور کلی می‌توان گفت، تربیت دختر امر بسیار مهمی است که امروزه آن چنان که باید و شاید مورد توجه قرار نمی‌گیرد و تربیت دختران با ملاک‌هایی که اسلام در این خصوص ارائه داده فاصله بسیاری دارد. برای تربیت صحیح دختران ضروری است که والدین نسبت به ارزش‌ها و نقش دختران در جامعه آگاهی کافی داشته باشند تا این وظیفه مهم را به نسبت اهمیتی که دارد به انجام برسانند.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ffcc99;">منابع:</span></p>
<p><span style="font-size: medium;">۱٫ کتاب اسلام و تربیت دختران، دکتر علی قائمی، انتشارات امیری.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;">۲٫ کتاب خانواده و تربیت کودک، دکتر علی قائمی، انتشارات امیری.</span></p>
<p><span style="font-size: medium;">۳٫ tanintarbiyat.blogfa.com</span></p>
<p><span style="font-size: medium;">4. http://dari.irib.ir</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=4653</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
