<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; موسی(ع)</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B9" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>مبعث</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=6444</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=6444#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Apr 2017 04:14:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتوری روم]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت محمد(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[علی شریعتی]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[عید مبعث]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[قریش]]></category>
		<category><![CDATA[موسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[مکه]]></category>
		<category><![CDATA[کلیسا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=6444</guid>
		<description><![CDATA[الگو ************************** همانگونه که بایدمرتب خط خوب از خطاطان خوب ببینیم وزیاد تمرین کنیم تاخطمان خوب شود،باید در زندگیمان نیز مرتب با آدمهای خوب نشست وبرخاست داشته باشیم وآدم های خوب ببینیم و رفتار وکردار آنها را الگو قرار دهیم تا آدم خوبی باشیم. ************************** &#160; &#160; بشارت ایمان ========================================== عید سعید مبعث؛زمانه تکمیل اخلاق،فصل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-large; background-color: #ff9900;">الگو</span></p>
<p><span id="more-6444"></span></p>
<p>**************************</p>
<p>همانگونه که بایدمرتب خط خوب از خطاطان خوب ببینیم وزیاد تمرین کنیم تاخطمان خوب شود،باید در زندگیمان نیز مرتب با آدمهای خوب نشست وبرخاست داشته باشیم وآدم های خوب ببینیم و رفتار وکردار آنها را الگو قرار دهیم تا آدم خوبی باشیم.</p>
<p>**************************</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="font-size: xx-large; background-color: #00ff66;">بشارت ایمان</span></strong></p>
<p><!--more--></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">عید سعید مبعث؛زمانه تکمیل اخلاق،فصل بشارت ایمان وآزادگی،بر حق خواهان</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">وحق جویان جهان وپیروان مبشر عدالت وحق جوئی- حضرت پیامبر اعظم- محمد</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">مصطفی(ص)مبارک باد.</span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="font-size: x-large;"><span style="background-color: #33ff99;">محمد(ص)</span> <span style="background-color: #ff00ff;">=</span> <span style="background-color: #ff6600;">موسی(ع)</span> <span style="background-color: #ff00ff;">+</span> <span style="background-color: #33cccc;">عیسی(ع)</span></span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;"><strong>دکترعلی شریعتى</strong></span></p>
<p>==========================================</p>
<p>پس از قرن چهارم میلادى و از</p>
<p>زمانى که امپراتوران روم به مسیحیت</p>
<p>گرویدند و عقاید کلیسا را به عنوان</p>
<p>آرا و عقاید رســـمى ترویج کردند،</p>
<p>بناى مخالفت را با حوزه هاى فکرى</p>
<p>و علمى آزاد گذاشـــتند تا این که</p>
<p>ســـرانجام ژولتى نین، امپراتور روم</p>
<p>شرقى در ســـال ۵۲۹ میلاد مسیح (قرن ششم میلادى) دستور</p>
<p>تعطیلى دانشگاه ها و بستن مدارس و مراکز علمى را صادر کرد</p>
<p>و دانشمندان از بیم جان متوارى شدند و چراغ علم و فلسفه در</p>
<p>قلمرو امپراتورى روم خاموش شد.</p>
<p>درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادى و مقارن با</p>
<p>خاموشى چراغ علم و دانش در روم که بزرگترین حادثه تاریخ به</p>
<p>وقوع پیوست و شبه جزیره عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق</p>
<p>خداوند، محمد امین(ص) شد که در نخستین گام به فراگیرى علم</p>
<p>و دانش فراخوانده شد: «بخوان به نام پروردگارت که آفریدت»</p>
<p>و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان</p>
<p>زندگى با روایت «اطلب العلم من المهد الى اللحد» فراخواند.</p>
<p>&#8230; به راستى مى توان گفت که محمد را این چنین «باید از</p>
<p>نو دید» و «از نو شناخت». او را با نگاهى که اشیا و اشخاص را</p>
<p>می نگریم نباید نگریست؛ باید از روان شناسى، جامعه شناسى و</p>
<p>تاریخ، نگاهى تازه ساخت و بر سیماى محمد(ص) افکند.</p>
<p>او را باید در صف شخصیت هاى عظیم تاریخ، قیصران و</p>
<p>حکیمان و انبیا دید. در جمع پیامبران بزرگ نشاند و تماشایش</p>
<p>کرد. در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و</p>
<p>توصیف ناپذیر مى نماید که گویى هرگز او را ندیده ایم و هرگز</p>
<p>چنین تصویرى را از مردى در جهان نمى شناخته ایم.</p>
<p>براى شـــناخت دقیق و تصویر کلى و تمام هر مذهبى،</p>
<p>شناختن خداى آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضرورى است؛ و این</p>
<p>روش ســـاده ترین، ممکن ترین و در عین حال علمى ترین و</p>
<p>مطمئن ترین روش شناخت یک مذهب است. محمد ترکیبى</p>
<p>از موسى و عیسى است. گاه او را در صحنه هاى مرگبار جنگ</p>
<p>مى بینیم که از شمشیرش خون مى چکد و پیشاپیش یارانش که</p>
<p>براى کشتن یا کشته شدن بى قرارى مى کنند، مى تازد و گاه وى را</p>
<p>مى بینیم که وقتى هر روز در رهگذرش مرد یهودى از بام خانه اش</p>
<p>خاکستر بر سرش مى ریزد و او نرمتر از مسیح، همچون بایزید،</p>
<p>روى درهم نمى کشد و یک روز که از کنار خانه وى مى گذرد و</p>
<p>از خاکستر مرد خبرى نمى شود، مى پرسد رفیق ما امروز سراغ ما</p>
<p>نیامد؟ و چون مى شنود که بیمار شده است به عیادتش مى رود.</p>
<p>در اوج قدرت، در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهرى</p>
<p>که ۲۰ سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال</p>
<p>کرده اند؛ بر مسند قدرت، اما در سیماى مهربان مسیح، کنار کعبه</p>
<p>مى ایستد و در حالى که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش در</p>
<p>اطرافش برق مى زنند و&#8230; مى پرسد: «اى قریش فکر مى کنید با</p>
<p>شما چه خواهم کرد؟&#8230;»</p>
<p>قریش که ســـیماى مســـیح را در این موسایى که اکنون</p>
<p>سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب مى شناسند</p>
<p>و به چشم مى بینند، پاسخ مى دهند که: «تو برادرى بزرگوار و</p>
<p>برادرزاده اى بزرگوارى»؛ و آنگاه با آهنگى که از گذشت و مهربانى</p>
<p>گرم شده است، مى گوید: «بروید، همگى آزادید.»</p>
<p>آرى، حضرت محمد(ص) پس از آن که به بعثت برانگیخته</p>
<p>شد، اولین کسى که به وى ایمان آورد، حضرت على (ع) بود. على</p>
<p>بود که با وى همپیمان شد و از آن پس همه لحظات عمر را در این</p>
<p>پیمان و پیوند نهاد و در پرستش خداوند و وفاى محمد و دوستى</p>
<p>خلق و پارسایى روح، آیتى شگفت شد و با صدها رشتة پنهان و</p>
<p>پیدا با روح و اندیشه و قلب محمد پیوند یافت.</p>
<p>پیغمبر که تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن</p>
<p>مى گوید و خســـروان و قیصران و قدرتمندان حاکم بر جهان،</p>
<p>آن همه از شمشـــیرش مى هراسند و دشمن از شدت غضبش</p>
<p>مى لرزد، در عین حال مردى است سخت عاطفى، با دلى که از</p>
<p>کمترین موج محبتى مى تپد و روحى که از نوازش نرم دست</p>
<p>صداقتى، صمیمیتى و لطفى به هیجان مى آید، در خانه و خانواده</p>
<p>نیز چنین است.</p>
<p>در بیـــرون، مرد رزم و سیاســـت و فرماندهى و قدرت</p>
<p>و ابهت اســـت و در خانه پدرى مهربان، شوهرى نرمخوى و</p>
<p>ســـاده و صمیمى،&#8230;. وى هرگز نمى کوشید تا خود را مرموز و</p>
<p>غیرعادى و موجودى عجیب و غریب در چشم ها بنمایاند، بلکه</p>
<p>به عکس حتى به مادى بودن تظاهر مى کرد. نه تنها از زبان قرآن</p>
<p>مى گوید که: «من بشرى هستم به مانند شما و فقط به من وحى</p>
<p>مى شـــود &#8230;/ کهف ۱۱۰/ که همواره اعتراف مى کند جز آنچه</p>
<p>به من گفته مى شود، از چیزى خبر ندارم و در رفتار و زندگى و</p>
<p>گفت وگویش، همه جا مى کوشید تا در چشم ها شگفت آور و</p>
<p>فوق العاده جلوه نکند و سعى مى کرد تا ابهت و جلالى را که در</p>
<p>دلها دارد، بشکند.</p>
<p>مى گویند روزى پیرزنى نزد وى مى آید تا از او چیزى بپرسد.</p>
<p>آن همه خبرها و عظمت ها که از او شنیده بود، چنان در او اثر</p>
<p>مى کند که تا خود را در حضور وى مى یابد، مى لرزد و زبانش</p>
<p>مى گیرد. پیغمبر احساس مى کند که شخصیت و شکوه او وى</p>
<p>را گرفته اســـت. ساده و متواضع پیش مى آید، به مهر دست بر</p>
<p>شانه هایش مى گذارد و با لحنى که از خضوع، نرم و صمیمى شده</p>
<p>است، مى گوید: «مادر چه خبر است؟&#8230; من پسر آن زن قریشى ام</p>
<p>که گوسفند مى دوشید.»</p>
<p>احساس و عمق عاطفه و اندازة رقت قلب محمد نیز</p>
<p>شگفت انگیز است. وجود على (ع) و فاطمه (س) که همچون</p>
<p>دو بال براى پیغمبر بودند و فرزندان آنها، تحمل زندگى پر تلاطم</p>
<p>و پر مشقت را براى پیغمبر (ص) آسان تر کرده بود&#8230;.اما اینها همه</p>
<p>آرامش پیش از توفان بود و توفان در رســـید سیاه، هولناک و بر</p>
<p>باددهنده آشیانه و ویران کننده خانه او. آرى پس از ۲۳ سال رسالت</p>
<p>پیامبرى و هدایت مردم) پیغمبر در بستر افتاد و دیگر نتوانست</p>
<p>برخیزد و به این گونه اســـت که محمد و رسالت چند بعدى و</p>
<p>دو جهتش شایستگى آن را دارند که آرزوى بزرگ انسان امروز</p>
<p>را تحقق بخشد.</p>
<p>::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=6444</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
