<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; مدینه</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>زینب&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=17320</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=17320#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Nov 2023 20:08:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[زینب(س)]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[قریش]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رسول الله]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[کوفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=17320</guid>
		<description><![CDATA[زینب،شاهکارخلقت :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کرم جعفری طولش زینب س سال ۵ هجری در مدینه متولد شد مادرش حضرت فاطمه س نام خواهرش را براو نهاد. خواهر بزرگتر فاطمه زینب نام داشت وهمسر ابی العاص از قریش بود که زمان هجرت رسول الله به مدینه در مکه ماند وبعد با همسرش به مکه آمد موقع خروج از مکه  ابی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: xx-large; background-color: #ffff99;">زینب،شاهکارخلقت</span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="background-color: #00ccff;">:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کرم جعفری طولش</span></p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-17320"></span></p>
<h4 style="text-align: center;">زینب س سال ۵ هجری در مدینه متولد شد مادرش حضرت فاطمه س نام خواهرش را براو نهاد.</h4>
<h4 style="text-align: center;">خواهر بزرگتر فاطمه زینب نام داشت وهمسر ابی العاص از قریش بود که زمان هجرت رسول الله به مدینه در مکه ماند وبعد با همسرش به مکه آمد موقع خروج از مکه  ابی اسود مردی از قریش شتر زینب را رماند و او آسیب دید و فرزندش سقط شد و بعد از مدتی در مدینه فوت کرد و فاطمه در سوگ او گریست.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">سال ۵  هجری مدینه دچار خشکسالی شد و فاطمه‌  روزه می گرفت وزینب شیرخوار ومادر با مشکل روبرو شدند.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">این دختر ، در خانه علی رشد کرد و شاهد جنگهای پیامبر با احزاب ، واقوام قریش بود و در پرستاری از مجروحان جنگ کمک مادرش بود ودر ۱۲ سالگی اش مادرش فوت کرد وزینب با برادرانش تنها ماند  و بعد از مادر ، مدتی با نامادریش امامه ، که دختر خاله اش بود زندکی کردودر سال ۱۷ هجری با عبدالله ابن جعفر ازدواج نمود عبدالله با دعای رسول الله صاحب ثروت و املاک در دشت ابی  نیزر قیعه وشام  بود .</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب در سال ۴۰ در خلافت پدرش  همراه او به کوفه آمد در کوفه اقدام به یک مکتبخانه قرآن و یتیمخانه نمود و زینب در شهادت پدرش به نخلستان نجف رفت و مرثیه ای جانسوز در سوگ پدر گفت.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">در سال ۶۲ هجری فوت نمود محققان به قطعیت محل دفن اورا اعلام نکرده اند بلکه بی قراین ، شام ، مدینه و مصر گفته اند  آنچه به نظر می رسد زینب نیز مثل مادرش نخواست قبرش به مردم زمانه روشن باشد مردمان جاهل ، ناسپاس و بی معرفت زمانش که یک سال پیش به دستان او زنجیر بسته شهرهارا گرداندند خویشان ناهمکیش نه عرق دینی داشتند نه عرق ملیت ، نه حرمت پیامبر را نگه داشتند نه فاطمه را .</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">  زینب را بشناس ، اوقهرمان حقیقت است نه ام المصائب</h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب پابه  عرصه جهان اضداد نهاد به شهرت کمال و آوازه جهان رسید زنی از تخمه مرد بزرگ  و در عصر خود نه با هزار مرد بلکه با یک امت  برابر بود.</h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب، دختر علی</h4>
<h4>خوش آمدی به جهان اضداد؛دختر فاطمه</h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=17320</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سه صحنه&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=5386</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=5386#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Dec 2016 10:29:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سايت]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[ارزش های اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[الگو]]></category>
		<category><![CDATA[امام جعفر صادق(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[ایران وروم]]></category>
		<category><![CDATA[بحار الا نوار]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[جهاد]]></category>
		<category><![CDATA[حجاز]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت ایت الله خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سیره معصومین]]></category>
		<category><![CDATA[طائف]]></category>
		<category><![CDATA[عالم آل محمد(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[فتح مکه]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه]]></category>
		<category><![CDATA[ولادت پیامبر(ص)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=5386</guid>
		<description><![CDATA[سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص) ============================================&#62; خجسته میلاد با سعادت پیامبر مهربانی ورحمت- حضرت محمدبن عبد الله(ص) وزاد روز با سعادت عالم آل محمد- اُ سوه علم وتقوا- حضرت امام جعفر صادق(ع) را شادمانه،به همه مسلمانان ، وشما هم ولایتی های  عزیز،تبریک می گوئیم. به این مناسبت،مقاله&#8221;سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص) رابا صلوات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-large; background-color: #99cc00;">سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص)</span></p>
<p><span id="more-5386"></span></p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">============================================&gt;</span></p>
<p>خجسته میلاد با سعادت پیامبر مهربانی ورحمت- حضرت محمدبن عبد الله(ص)</p>
<p>وزاد روز با سعادت عالم آل محمد- اُ سوه علم وتقوا- حضرت امام جعفر صادق(ع)</p>
<p>را شادمانه،به همه مسلمانان ، وشما هم ولایتی های  عزیز،تبریک می گوئیم.</p>
<p>به این مناسبت،مقاله&#8221;سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص) رابا صلوات بر</p>
<p>محمد(ص) وآل محمد(ص) تقدیم شما می کنیم.</p>
<p><span style="font-size: x-large; background-color: #99ccff;">سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص)</span></p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::&gt;</span></p>
<p>خداى متعال به ما مسلمانان دستور داده است</p>
<p>که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز</p>
<p>زندگى اســـت. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود،</p>
<p>بلکـــه در رفتار خـــود، در هیأت زندگى خود، در</p>
<p>چگونگى معاشـــرت خود با مردم و با خانواده، در</p>
<p>برخوردش با دوستان، در معامله اش با دشمنان و</p>
<p>بیگانـــگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه</p>
<p>چیز اسوه و الگو است.</p>
<p>جامعه اســـلامى ما آن وقتى به معناى واقعى</p>
<p>کلمه جامعه اسلامى کامل است که خود را بررفتار</p>
<p>پیامبـــر منطبق کنـــد. اگر به طور صد در صد مثل</p>
<p>رفتار آن حضرت عملى نیست &#8211; که نیست- لااقل</p>
<p>شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عکس جریان زندگى</p>
<p>نبى اکرم بر زندگى ما حاکم نباشـــد؛ در آن خط</p>
<p>حرکت بکنیم.</p>
<p>در ســـه صحنه از صحنه هاى مهم زندگى،</p>
<p>جمـــلات مختصرى از آن بزرگوار عرض مى کنم.</p>
<p>البته در این باب کتاب هاى مفصل نوشته شده است</p>
<p>و سخن، طولانى تر و مبسوط تر از آن است که در</p>
<p>گفتارهایى از این قبیل بشود حق آن را ادا کرد. از</p>
<p>هر خرمن گلى، خوشه اى باید چید؛ براى این که</p>
<p>در ذهن ما یاد آن بزرگوار همیشه زنده باشد.</p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ccffff;">صحنه دعوت و جهاد</span></p>
<p>صحنـــه اول از زندگى پیامبر، صحنه دعوت</p>
<p>و جهاد بـــود.کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق</p>
<p>و حقیقـــت، و جهـــاد در راه این دعوت بود. در</p>
<p>مقابـــل دنیاى ظلمانى زمان خود، پیامبر اکرم دچار</p>
<p>تشویش نشد. چه آن روزى که در مکه تنها بود، یا</p>
<p>جمع کوچکى از مسلمین او را احاطه کرده بودند</p>
<p>و در مقابلش ســـران متکبر عرب، صنادید قریش</p>
<p>وگردنکشان با اخلاق هاى خشن و با دست هاى</p>
<p>قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمى که از</p>
<p>معرفت نصیبى نبرده بودند، وحشـــت نکرد؛ سخن</p>
<p>حق خود را گفت ، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن</p>
<p>کرد، اهانت ها را تحمل کرد، سختى ها و رنج ها</p>
<p>را به جان خرید، تا توانست جمع کثیرى را مسلمان</p>
<p>کند؛ وچه آن وقتى که حکومت اســـلامى تشکیل</p>
<p>داد وخـــود در موضع رئیس این حکومت، قدرت</p>
<p>را به دست گرفت.</p>
<p>آن روز هم دشمنان و معارضان گوناگونى در</p>
<p>مقابل پیامبر بودند. چه گروههاى مســـلح عرب-</p>
<p>وحشى هایى که در بیابان هاى حجاز و یمامه، همه</p>
<p>جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آنها را اصلاح</p>
<p>مى کرد وآنها مقاومت مى کردند. و چه پادشاهان</p>
<p>بزرگ دنیاى آن روزــ دو ابر قدرت آن روز عالم ـ</p>
<p>یعنى ایران و امپراتورى روم که پیامبر نامه ها نوشت،</p>
<p>مجادله ها کرد، سخن ها گفت، لشکرکشى ها کرد،</p>
<p>سختى ها کشید، در محاصره اقتصادى افتاد. کار به</p>
<p>جایى رســـید که مردم مدینه گاهى دو روز و سه</p>
<p>روز، نان براى خوردن پیدا نمى کردند.</p>
<p>تهدیدهاى فراوان از همه طرف، پیامبر را احاطه</p>
<p>کرد. بعضى از مردم نگران مى شدند، بعضى متزلزل</p>
<p>مى شدند، بعضى نق مى زدند، بعضى پیامبر را به</p>
<p>ملایمت و سازش تشویق مى کردند؛ اما پیامبر در</p>
<p>این صحنه دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستى</p>
<p>نشد و با قدرت، جامعه اسلامى را پیش برد، تا به</p>
<p>اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه</p>
<p>بود که به برکت ایستادگى پیامبر در میدان هاى نبرد</p>
<p>و دعوت، در ســـالهاى بعد توانست به قدرت اول</p>
<p>دنیا تبدیل شود.</p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ccffff;">صحنه رفتار با مردم</span></p>
<p>صحنه دوم از زندگى پیامبر، رفتار آن حضرت</p>
<p>با مردم بود. هرگز خلق و خوى مردمى و محبت</p>
<p>و رفق به مردم و سعى در استقرار عدالت در میان</p>
<p>مـــردم را فراموش نکـــرد. مانند خود مردم و متن</p>
<p>مردم زندگى کرد؛ با آنها نشست و برخاست کرد؛</p>
<p>با غلامان و طبقات پایین جامعه، دوستى و رفاقت</p>
<p>کرد؛ با آنها غذا مى خورد؛ با آنها مى نشســـت؛ با</p>
<p>آنها محبت و مدارا مى کرد.</p>
<p>قـــدرت ، او را عوض نکرد. ثروت ملى،</p>
<p>او را تغییر نداد. رفتار او در دوران سختى و در</p>
<p>دورانى که سختى برطرف شده بود، فرقى نکرد.</p>
<p>در همـــه حال بـــا مردم و از مردم بود. رفق به</p>
<p>مردم مى کرد و براى مردم عدالت مى خواست.</p>
<p>در جنگ خندق، وقتى که مسلمین در مدینه از</p>
<p>همه طرف ً تقریبا محاصره بودند و غذا به مدینه</p>
<p>نمى آمد و آذوقه مردم تمام شده بود، به طورى که</p>
<p>گاهى دو روز، سه روز کسى غذا گیرش نمى آمد</p>
<p>که بخورد؛ در همان حال پیامبر اکرم خودش در</p>
<p>خندق کندن در برابر دشمن، با مردم مشارکت</p>
<p>مى کرد و مانند مردم گرسنگى مى کشید.</p>
<p>در روایت دارد، فاطمه زهرا(س) که براى</p>
<p>حسن و حسین- که کودکان خردسالى بودند-</p>
<p>مقدارى آرد دست و پاکرده بود و نان مختصرى</p>
<p>پخته بود، دلش نیامد که پدر خود را گرســـنه</p>
<p>بگذارد. تکه اى از آن نانى که براى بچه ها پخته</p>
<p>بود، براى پدرش برد. پیامبر فرمود: دخترم، از کجا</p>
<p>آورده اى؟ گفت: مال بچه هاست. پیامبر لقمه اى</p>
<p>در دهانشان گذاشتند و خوردند.</p>
<p>طبق روایت- که گمان مى کنم سند روایت</p>
<p>هم سند معتبر است &#8211; پیامبر فرمود: من سه روز</p>
<p>است که هیچ چیز نخورده ام. بنابراین ، او مثل</p>
<p>خود مردم و در کنار مردم بود وبا آنها رفق ومدارا</p>
<p>مـــى کرد. چه در این حالت، و چه در دورانى</p>
<p>که سختى ها برطرف شده بود، مکه فتح شده</p>
<p>بود، دشمنان منکوب شده بودند و همه سرجاى</p>
<p>خود نشسته بودند.</p>
<p>بعد از فتح طائف، غنایم زیادى به دســـت</p>
<p>پیامبر رســـید و او آنها را بین مسلمین تقسیم</p>
<p>مى کرد. عده اى از مسلمانان ایمان هاى راسخ</p>
<p>داشتند که آنها کنار بودند. عده اى از مسلمانان</p>
<p>و قبایل اطراف مکه و طائف بودند که بر ســـر</p>
<p>پیامبر ریختند و غنیمت خواستند. پیامبر را اذیت</p>
<p>کردند، محاصره کردند. پیامبر مى داد، مى گرفتند؛</p>
<p>اما باز مى خواستند. کار به جایى رسید که عباى</p>
<p>روى دوش پیامبر هم به دست این عرب هاى</p>
<p>تازه مسلمان ناهموار و خشن افتاد. اینجا هم که</p>
<p>در اوج عزت و قدرت بود، پیامبر باز با مردم با</p>
<p>همان رفق، با همان مدارا و با همان خوشرویى</p>
<p>رفتـــار کرد؛ با خوش اخلاقى و خوش خلقى</p>
<p>صدایش را بلند کرد وگفت: «ایها الناس ردوا على</p>
<p>بردى»(۱ ) اى مردم، عبایم را به من برگردانید»!</p>
<p>این، وضع معاشرت پیامبر با مردم بود.</p>
<p>پیامبر با غلامان نشست و برخاست مى کرد</p>
<p>و با آنها غذا مى خورد. او بر روى زمین نشسته</p>
<p>بود و با عده اى از مردمان فقیر غذا مى خورد.</p>
<p>زن بیابان نشینى عبور کرد و با تعجب پرسید:</p>
<p>یا رســـول االله، تو مثل بندگان غذا مى خورى؟!</p>
<p>پیامبر تبسمى کردند وفرمودند: «ویحک اى عبد</p>
<p>اعبد منى» (۲) از من بنده تر کیست؟</p>
<p>او لباس ساده مى پوشید.هر غذایى که درمقابل</p>
<p>او بود وفراهم مى شد، مى خورد. غذاى خاصى</p>
<p>نمى خواست؛ غذایى را به عنوان نامطلوب رد نمى</p>
<p>کرد.درهمه تاریخ بشریت، این خلقیات بى نظیر</p>
<p>است. درعین معاشرت، او در کمال نظافت و</p>
<p>طهارت ظاهرى و معنوى بود، که عبداالله بن عمر</p>
<p>گفت:«ما رایت احدا اجود ولا انجد ولا اشجع ولا</p>
<p>اوضا من رسو ل االله» (۳ ) از او بخشنده تر و</p>
<p>یارى کننده تر و شجاع تر و درخشان تر کسى</p>
<p>را ندیدم. این، رفتار پیامبر با مردم بود. معاشرت</p>
<p>انسانى، معاشرت حسن ، معاشرت مانند خود</p>
<p>مردم، بدون تکبر، بدون جبروت. با این که پیامبر</p>
<p>هیبت الهى و طبیعى داشت و در حضور او مردم</p>
<p>دست و پاى خودشان را گم مى کردند، اما او با</p>
<p>مردم ملاطفت وخوش اخلاقى مى کرد.</p>
<p>وقتى در جمعى نشسته بود،شناخته نمىشدکه</p>
<p>او پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است.</p>
<p>مدیریت اجتماعى و نظامى او در حد اعلى بود</p>
<p>و به همه کار سر مى کشید. البته جامعه، جامعه</p>
<p>کوچکـــى بود؛ مدینه بود و اطراف مدینه، وبعد</p>
<p>هم مکه و یکى، دوشهر دیگر؛ اما به کار مردم</p>
<p>اهتمام داشت و منظم ومرتب بود.</p>
<p>در آن جامعه بدوى، مدیریت ودفتر وحساب</p>
<p>ومحاسبه وتشویق وتنبیه را در میان مردم باب</p>
<p>کرد. این هم زندگى معاشرتى پیامبر بود، که باید</p>
<p>براى همه ما- هم براى مسؤولان کشور، هم براى</p>
<p>آحاد مردم- اسوه و الگو باشد.</p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ccffff;">صحنه ذکر و عبادت الهى</span></p>
<p>و بالاخره صحنه ســـوم از زندگى پیامبر،</p>
<p>ذکـــر و عبادت الهى آن حضرت بود. پیامبر با</p>
<p>آن مقام و با آن شأن و عظمت، از عبادت خود</p>
<p>غافل نمى شد. نیمه شب مى گریست و دعا</p>
<p>واستغفار مى کرد. ام سلمه یک شب دید پیامبر</p>
<p>نیست؛ رفت دید مشغول دعا کردن است و اشک</p>
<p>مى ریزد و استغفار مى کند وعرض مى کند: «اللهم</p>
<p>ولا تکلنى الى نفسى طرفه عین». (۴)</p>
<p>ام سلمه گریه اش گرفت. پیامبر از گریه ى</p>
<p>او برگشت و گفت: اینجاچه مى کنى؟ عرض</p>
<p>کرد: یا رسول االله، تو که خداى متعال این قدر</p>
<p>عزیزت مى دارد و گناهانت را آمرزیده است ــ</p>
<p>لیغفرلک االله ما تقدم من ذنبک وما تاخرــ ( ۵)</p>
<p>چرا گریه مى کنى و مى گویى خدایا ما را به</p>
<p>خودمـــان وانگذار؟ فرمود: «وما یؤمننى»؛ اگر از</p>
<p>خدا غافل بشوم، چه چیزى من را نگه خواهد</p>
<p>داشت.</p>
<p>این براى ما درس است.در روز عزت، در</p>
<p>روز ذلت، در روز ســـختى، در روز راحتى، در</p>
<p>روزى که دشمن انسان را محاصره کرده است، در</p>
<p>روزى که دشمن با همه ى عظمت، خودش را بر</p>
<p>چشم و وجود انسان تحمیل مى کند، و در همهى</p>
<p>حالات خدا را به یاد داشـــتن، خدا را فراموش</p>
<p>نکردن، به خدا تکیه کردن، از خدا خواستن، این،</p>
<p>آن درس بزرگ پیامبر به ماست. انقلاب براى این</p>
<p>است که ارزشها در جامعه تغییر کند</p>
<p>خداى متعال در همه صحنه ها به یاد پیامبر</p>
<p>بود، و رســـول اکرم در همه صحنه ها از خدا</p>
<p>استمداد کرد، از خدا خواست واز غیر خدا نترسید</p>
<p>و نهراسید. راز اصلى عبودیت پیامبر در مقابل</p>
<p>خدا این است. هیچ قدرتى را در مقابل خدا به</p>
<p>حساب نیاوردن ، از او واهمه نکردن، راه خدا را</p>
<p>به خاطر اهواى دیگران قطع نکردن.</p>
<p>جامعه مـــا با درس گرفتن از این اخلاق</p>
<p>نبوى، باید به یک جامعه اسلامى منقلب شود.</p>
<p>انقلاب براى این نیست که کسانى بروند و کسان</p>
<p>دیگرى بیایند. انقلاب براى این است که ارزشها</p>
<p>در جامعه تغییر کند؛ اعتبار و ارزش انســـان به</p>
<p>عبودیت خدا باشد؛ انسان بنده خدا باشد، براى</p>
<p>خدا کار کند، از خدا بترسد، از غیر خدا نترسد،</p>
<p>از خـــدا بخواهد، در راه خدا کار و تلاش کند،</p>
<p>در آیات خدا تدبر کند، عالم را درست بشناسد،</p>
<p>کمر به اصلاح مفاسد جهانى و بشرى ببندد و از</p>
<p>خود شروع کند؛ هر کدام ما از خودمان شروع</p>
<p>کنیم. (۶)</p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">========================</span></p>
<p><span style="background-color: #ccffff;">پى نوشت :</span></p>
<p>۱ـ بحار الانوار، ج۱۶ ،ص۲۲۶</p>
<p>۲ـ بحار الانوار، ج۱۶ ،ص۲۲۵</p>
<p>۳ـ بحارالانوار، ج۱۶ ،ص۲۳۱</p>
<p>۴ـ بحار الانوار، ج۱۴ ، ص ۳۸۴</p>
<p>۵ـ فتح: ۲</p>
<p>۶ـ حدیث ولایت، ج۸ ،صص ۱۱۰-۱۱۵</p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">=======================</span></p>
<p><span style="background-color: #ccffff;">منبع:</span> شخصیت و سیره معصومین (ع) در نگاه</p>
<p>مقام معظم رهبرى</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=5386</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عید غدیر</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=3437</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=3437#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2015 06:42:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سايت]]></category>
		<category><![CDATA[امام علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[بیعت]]></category>
		<category><![CDATA[حجه الوداع]]></category>
		<category><![CDATA[حدیپ ثقلین]]></category>
		<category><![CDATA[صحابه]]></category>
		<category><![CDATA[عربستان]]></category>
		<category><![CDATA[غدیر خم]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه]]></category>
		<category><![CDATA[مراسم حج]]></category>
		<category><![CDATA[مکه]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[یمن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=3437</guid>
		<description><![CDATA[غدیر؛عید ولایت،هنگامه اعلام وصایت،شکرانه تکمیل دین وتتمیم نعمت رابه تمامی مسلمین جهان و پیروان امامت وولایت؛تبریک وشاد باش می گوئیم. &#160; ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: عید غدیر خم «غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقة «جحفه» است. که در آن روزگار چشمه‌ای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span id="more-3437"></span></p>
<p><span style="font-size: medium;">غدیر؛عید ولایت،هنگامه اعلام وصایت،شکرانه تکمیل دین وتتمیم نعمت رابه تمامی مسلمین جهان و پیروان امامت وولایت؛تبریک وشاد باش می گوئیم.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
<p><!--more--></p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #0000ff;">عید غدیر خم</span></p>
<p>«غدیر» در زبان عربی به معنی گودال و «خم» نام محلی نزدیک منطقة «جحفه» است. که در آن روزگار چشمه‌ای روان و درختانی کهنسال داشت. به دلیل موقعیت سوق الجیشی «غدیر خم» حاجیان شهرها و سرزمین‌های مختلف عربستان پس از انجام مناسک حج و هنگام بازگشت به شهر و دیارشان در این منطقه از هم جدا می شدند. آنچه نام این محل را در تاریخ اسلام مهم و به یادماندنی کرده است به سال دهم هجری و تصمیم  پیامبر اسلام (ص) برای زیارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ایشان مبنی بر اینکه امسال آخرین حج ایشان خواهد بود، برمی‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسیله قاصدانی از این امر مطلع شدند.</p>
<p>در پی این فراخوان پیامبر اسلام(ص) با اجتماع عظیمی از مردم، مدینه را به قصد مکه ترک فرمودند. اجتماع باشکوهی از مسلمانان آن سال در مراسم حج شرکت کردند؛ که آن سال حجه الوداع پیامبر(ص) بود. پس از پایان مراسم حج پیامبر(ص) دستور دادند که حجاج باید حرکت کنند تا در غدیر خم حاضر باشند. همچنین پیامبر به ۱۲ هزار نفر از حجاج یمن – که مسیرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدیر خم بیایند. در مسیر بازگشت حجاج، جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «هان! ای پیامبر! آنچه را که از سوی پروردگارت به تو نازل شده است تبلیغ کن و اگر چنان نکنی پیام رسالت را انجام نداده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می فرماید.» ( سوره مائده، آیه ۶۷ )</p>
<p>در پی ابلاغ این دستور پیامبر دستور توقف کاروان حجاج را در منطقه غدیر خم دادند و امر فرمودند کسانی که جلوتر هستند بازگردند و کسانی که عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدیر خم برسند. اجتماعی که تعداد آن را بین نود تا صد و بیست هزار نفر ذکر کرده‌اند. پیامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالای منبری از جهاز شتران در حالی که حضرت علی (ع) در کنار ایشان قرار داشت خطبه ای ایراد فرمودند. پیامبر(ص) در این خطبه با ستایش و حمد خدا شروع و حدیث ثقلین را بیان فرمودند سپس در حالی که دست حضرت علی (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ایشان را درکنار رسول خدا مشاهده نمایند، از مردم پرسیدند: «ای مردم آیا من از خود شما بر شما اولی و مقدم‌ نیستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله ای رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولی من است و من ولی مؤمنین هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولی و مقدم می باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست.» سه بار این جمله را بیان کردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن، هر کسی که علی را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر کسی که او را دشمن دارد و یاری نما هر کسی که او را یاری می نماید و به حال خود رها کن، هر کس که او را وا می گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «ای مردم حاضرین به غایبین این پیام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود که بار دیگر جبرئیل بر پیامبر وارد و این آیه را نازل کرد: «امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و دین اسلام را بر شما پسندیدم.» ( سوره مائده، آیه ۳ )</p>
<p>سپس پیامبر دستور داد که مردم با حضرت علی (ع) بیعت کنند. مردم دسته دسته به خیمه پیامبر(ص) که حضرت علی (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علی(ع) بیعت کردند و به ایشان تبریک می‌گفتند. ابوبکر، عمر، طلحه و زبیر جزو اولین بیعت کنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علی (ع) گفت: «بر تو گوارا باد ای پسر ابی طالب، تو مولای من و مولای هر مرد و زن با ایمان گشتی.» مراسم بیعت با حضرت علی (ع) سه روز به طول انجامید. حسان بن ثابت انصاری در آن روز دربارة این انتخاب و امامت و جانشینی حضرت علی (ع) ابیاتی را سرود.</p>
<p>حدیث غدیر توسط ۱۱۰ تن از صحابه مثل ابوبکر، عمر، عثمان، عمار یاسر، ام سلمه، ابوهریره، سلمان، زبیر، زیدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاری و ۸۳ تن از تابعین مثل سعید بن جبیر و عمربن عبدالعزیز نقل شده است. پس از تابعین نیز ۳۶۰ تن از محدثان، حدیث غدیررا در آثار خویش نقل نموده اند که سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.</p>
<p>علمای شیعه همگی غدیر را حدیثی متواتر دانسته اند. مورخی مثل یعقوبی که اولین کتاب تاریخ عمومی را در جهان اسلام نوشته نیز واقعه غدیر را ذکر کرده است. همچنین مورخانی مثل محمد بن جریر طبری، ابن اثیر، سیوطی، شهرستانی، ابونعیم اصفهانی این واقعه را بیان کرده اند و حتی برخی از آنان کتاب های مستقل در باب غدیر تألیف کرده‌اند مثل «الولایه فی طرق حدیث الغدیر»  اثر محمد بن جریر طبری.</p>
<p>عید غدیر خم بزرگترین عید در نزد ائمه (ع) و شیعیان آنان بوده است و در طول تاریخ همواره آن را گرامی داشته‌اند.</p>
<p>«در کتاب ثوب الاعمال شیخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده که گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آیا برای مؤمنان عید دیگری جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آری. روزی و عیدی که از همه بزرگتر است و آن روزی است که امیر المؤمنین علی (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پیمان ولایت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدیر خم نهاد، پرسیدم کدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغییر می کند، آن روز، روز هجدهم ذی الحجه است&#8230;.»</p>
<p>=============================</p>
<p>منابع:</p>
<p>۱- قرآن کریم</p>
<p>۲- دایره المعارف تشیع، جلد ششم، تهران: نشر شهید محبی، ۱۳۷۶٫</p>
<p>۳- دشتی، محمد، جایگاه غدیر، قم: مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمنین (ع)، ۱۳۸۰٫</p>
<p>۴- دوانی،علی، غدیر خم: حدیث ولایت، تهران: نشر مطهر، ۱۳۸۳٫</p>
<p>۵- رضوانی، علی اصغر، غدیر شناسی و پاسخ به شبهات، قم: مسجد مقدس صاحب الزمان ( جمکران )، ۱۳۸۴٫</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=3437</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
