<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; قریش</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%B4" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>زینب&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=17320</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=17320#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Nov 2023 20:08:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[زینب(س)]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[قریش]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رسول الله]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[کوفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=17320</guid>
		<description><![CDATA[زینب،شاهکارخلقت :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کرم جعفری طولش زینب س سال ۵ هجری در مدینه متولد شد مادرش حضرت فاطمه س نام خواهرش را براو نهاد. خواهر بزرگتر فاطمه زینب نام داشت وهمسر ابی العاص از قریش بود که زمان هجرت رسول الله به مدینه در مکه ماند وبعد با همسرش به مکه آمد موقع خروج از مکه  ابی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: xx-large; background-color: #ffff99;">زینب،شاهکارخلقت</span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="background-color: #00ccff;">:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کرم جعفری طولش</span></p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-17320"></span></p>
<h4 style="text-align: center;">زینب س سال ۵ هجری در مدینه متولد شد مادرش حضرت فاطمه س نام خواهرش را براو نهاد.</h4>
<h4 style="text-align: center;">خواهر بزرگتر فاطمه زینب نام داشت وهمسر ابی العاص از قریش بود که زمان هجرت رسول الله به مدینه در مکه ماند وبعد با همسرش به مکه آمد موقع خروج از مکه  ابی اسود مردی از قریش شتر زینب را رماند و او آسیب دید و فرزندش سقط شد و بعد از مدتی در مدینه فوت کرد و فاطمه در سوگ او گریست.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">سال ۵  هجری مدینه دچار خشکسالی شد و فاطمه‌  روزه می گرفت وزینب شیرخوار ومادر با مشکل روبرو شدند.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">این دختر ، در خانه علی رشد کرد و شاهد جنگهای پیامبر با احزاب ، واقوام قریش بود و در پرستاری از مجروحان جنگ کمک مادرش بود ودر ۱۲ سالگی اش مادرش فوت کرد وزینب با برادرانش تنها ماند  و بعد از مادر ، مدتی با نامادریش امامه ، که دختر خاله اش بود زندکی کردودر سال ۱۷ هجری با عبدالله ابن جعفر ازدواج نمود عبدالله با دعای رسول الله صاحب ثروت و املاک در دشت ابی  نیزر قیعه وشام  بود .</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب در سال ۴۰ در خلافت پدرش  همراه او به کوفه آمد در کوفه اقدام به یک مکتبخانه قرآن و یتیمخانه نمود و زینب در شهادت پدرش به نخلستان نجف رفت و مرثیه ای جانسوز در سوگ پدر گفت.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">در سال ۶۲ هجری فوت نمود محققان به قطعیت محل دفن اورا اعلام نکرده اند بلکه بی قراین ، شام ، مدینه و مصر گفته اند  آنچه به نظر می رسد زینب نیز مثل مادرش نخواست قبرش به مردم زمانه روشن باشد مردمان جاهل ، ناسپاس و بی معرفت زمانش که یک سال پیش به دستان او زنجیر بسته شهرهارا گرداندند خویشان ناهمکیش نه عرق دینی داشتند نه عرق ملیت ، نه حرمت پیامبر را نگه داشتند نه فاطمه را .</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">  زینب را بشناس ، اوقهرمان حقیقت است نه ام المصائب</h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب پابه  عرصه جهان اضداد نهاد به شهرت کمال و آوازه جهان رسید زنی از تخمه مرد بزرگ  و در عصر خود نه با هزار مرد بلکه با یک امت  برابر بود.</h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب، دختر علی</h4>
<h4>خوش آمدی به جهان اضداد؛دختر فاطمه</h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=17320</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مبعث</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=6444</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=6444#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Apr 2017 04:14:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتوری روم]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت محمد(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[علی شریعتی]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[عید مبعث]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[قریش]]></category>
		<category><![CDATA[موسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[مکه]]></category>
		<category><![CDATA[کلیسا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=6444</guid>
		<description><![CDATA[الگو ************************** همانگونه که بایدمرتب خط خوب از خطاطان خوب ببینیم وزیاد تمرین کنیم تاخطمان خوب شود،باید در زندگیمان نیز مرتب با آدمهای خوب نشست وبرخاست داشته باشیم وآدم های خوب ببینیم و رفتار وکردار آنها را الگو قرار دهیم تا آدم خوبی باشیم. ************************** &#160; &#160; بشارت ایمان ========================================== عید سعید مبعث؛زمانه تکمیل اخلاق،فصل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-large; background-color: #ff9900;">الگو</span></p>
<p><span id="more-6444"></span></p>
<p>**************************</p>
<p>همانگونه که بایدمرتب خط خوب از خطاطان خوب ببینیم وزیاد تمرین کنیم تاخطمان خوب شود،باید در زندگیمان نیز مرتب با آدمهای خوب نشست وبرخاست داشته باشیم وآدم های خوب ببینیم و رفتار وکردار آنها را الگو قرار دهیم تا آدم خوبی باشیم.</p>
<p>**************************</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="font-size: xx-large; background-color: #00ff66;">بشارت ایمان</span></strong></p>
<p><!--more--></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">عید سعید مبعث؛زمانه تکمیل اخلاق،فصل بشارت ایمان وآزادگی،بر حق خواهان</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">وحق جویان جهان وپیروان مبشر عدالت وحق جوئی- حضرت پیامبر اعظم- محمد</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">مصطفی(ص)مبارک باد.</span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="font-size: x-large;"><span style="background-color: #33ff99;">محمد(ص)</span> <span style="background-color: #ff00ff;">=</span> <span style="background-color: #ff6600;">موسی(ع)</span> <span style="background-color: #ff00ff;">+</span> <span style="background-color: #33cccc;">عیسی(ع)</span></span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;"><strong>دکترعلی شریعتى</strong></span></p>
<p>==========================================</p>
<p>پس از قرن چهارم میلادى و از</p>
<p>زمانى که امپراتوران روم به مسیحیت</p>
<p>گرویدند و عقاید کلیسا را به عنوان</p>
<p>آرا و عقاید رســـمى ترویج کردند،</p>
<p>بناى مخالفت را با حوزه هاى فکرى</p>
<p>و علمى آزاد گذاشـــتند تا این که</p>
<p>ســـرانجام ژولتى نین، امپراتور روم</p>
<p>شرقى در ســـال ۵۲۹ میلاد مسیح (قرن ششم میلادى) دستور</p>
<p>تعطیلى دانشگاه ها و بستن مدارس و مراکز علمى را صادر کرد</p>
<p>و دانشمندان از بیم جان متوارى شدند و چراغ علم و فلسفه در</p>
<p>قلمرو امپراتورى روم خاموش شد.</p>
<p>درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادى و مقارن با</p>
<p>خاموشى چراغ علم و دانش در روم که بزرگترین حادثه تاریخ به</p>
<p>وقوع پیوست و شبه جزیره عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق</p>
<p>خداوند، محمد امین(ص) شد که در نخستین گام به فراگیرى علم</p>
<p>و دانش فراخوانده شد: «بخوان به نام پروردگارت که آفریدت»</p>
<p>و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان</p>
<p>زندگى با روایت «اطلب العلم من المهد الى اللحد» فراخواند.</p>
<p>&#8230; به راستى مى توان گفت که محمد را این چنین «باید از</p>
<p>نو دید» و «از نو شناخت». او را با نگاهى که اشیا و اشخاص را</p>
<p>می نگریم نباید نگریست؛ باید از روان شناسى، جامعه شناسى و</p>
<p>تاریخ، نگاهى تازه ساخت و بر سیماى محمد(ص) افکند.</p>
<p>او را باید در صف شخصیت هاى عظیم تاریخ، قیصران و</p>
<p>حکیمان و انبیا دید. در جمع پیامبران بزرگ نشاند و تماشایش</p>
<p>کرد. در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و</p>
<p>توصیف ناپذیر مى نماید که گویى هرگز او را ندیده ایم و هرگز</p>
<p>چنین تصویرى را از مردى در جهان نمى شناخته ایم.</p>
<p>براى شـــناخت دقیق و تصویر کلى و تمام هر مذهبى،</p>
<p>شناختن خداى آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضرورى است؛ و این</p>
<p>روش ســـاده ترین، ممکن ترین و در عین حال علمى ترین و</p>
<p>مطمئن ترین روش شناخت یک مذهب است. محمد ترکیبى</p>
<p>از موسى و عیسى است. گاه او را در صحنه هاى مرگبار جنگ</p>
<p>مى بینیم که از شمشیرش خون مى چکد و پیشاپیش یارانش که</p>
<p>براى کشتن یا کشته شدن بى قرارى مى کنند، مى تازد و گاه وى را</p>
<p>مى بینیم که وقتى هر روز در رهگذرش مرد یهودى از بام خانه اش</p>
<p>خاکستر بر سرش مى ریزد و او نرمتر از مسیح، همچون بایزید،</p>
<p>روى درهم نمى کشد و یک روز که از کنار خانه وى مى گذرد و</p>
<p>از خاکستر مرد خبرى نمى شود، مى پرسد رفیق ما امروز سراغ ما</p>
<p>نیامد؟ و چون مى شنود که بیمار شده است به عیادتش مى رود.</p>
<p>در اوج قدرت، در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهرى</p>
<p>که ۲۰ سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال</p>
<p>کرده اند؛ بر مسند قدرت، اما در سیماى مهربان مسیح، کنار کعبه</p>
<p>مى ایستد و در حالى که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش در</p>
<p>اطرافش برق مى زنند و&#8230; مى پرسد: «اى قریش فکر مى کنید با</p>
<p>شما چه خواهم کرد؟&#8230;»</p>
<p>قریش که ســـیماى مســـیح را در این موسایى که اکنون</p>
<p>سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب مى شناسند</p>
<p>و به چشم مى بینند، پاسخ مى دهند که: «تو برادرى بزرگوار و</p>
<p>برادرزاده اى بزرگوارى»؛ و آنگاه با آهنگى که از گذشت و مهربانى</p>
<p>گرم شده است، مى گوید: «بروید، همگى آزادید.»</p>
<p>آرى، حضرت محمد(ص) پس از آن که به بعثت برانگیخته</p>
<p>شد، اولین کسى که به وى ایمان آورد، حضرت على (ع) بود. على</p>
<p>بود که با وى همپیمان شد و از آن پس همه لحظات عمر را در این</p>
<p>پیمان و پیوند نهاد و در پرستش خداوند و وفاى محمد و دوستى</p>
<p>خلق و پارسایى روح، آیتى شگفت شد و با صدها رشتة پنهان و</p>
<p>پیدا با روح و اندیشه و قلب محمد پیوند یافت.</p>
<p>پیغمبر که تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن</p>
<p>مى گوید و خســـروان و قیصران و قدرتمندان حاکم بر جهان،</p>
<p>آن همه از شمشـــیرش مى هراسند و دشمن از شدت غضبش</p>
<p>مى لرزد، در عین حال مردى است سخت عاطفى، با دلى که از</p>
<p>کمترین موج محبتى مى تپد و روحى که از نوازش نرم دست</p>
<p>صداقتى، صمیمیتى و لطفى به هیجان مى آید، در خانه و خانواده</p>
<p>نیز چنین است.</p>
<p>در بیـــرون، مرد رزم و سیاســـت و فرماندهى و قدرت</p>
<p>و ابهت اســـت و در خانه پدرى مهربان، شوهرى نرمخوى و</p>
<p>ســـاده و صمیمى،&#8230;. وى هرگز نمى کوشید تا خود را مرموز و</p>
<p>غیرعادى و موجودى عجیب و غریب در چشم ها بنمایاند، بلکه</p>
<p>به عکس حتى به مادى بودن تظاهر مى کرد. نه تنها از زبان قرآن</p>
<p>مى گوید که: «من بشرى هستم به مانند شما و فقط به من وحى</p>
<p>مى شـــود &#8230;/ کهف ۱۱۰/ که همواره اعتراف مى کند جز آنچه</p>
<p>به من گفته مى شود، از چیزى خبر ندارم و در رفتار و زندگى و</p>
<p>گفت وگویش، همه جا مى کوشید تا در چشم ها شگفت آور و</p>
<p>فوق العاده جلوه نکند و سعى مى کرد تا ابهت و جلالى را که در</p>
<p>دلها دارد، بشکند.</p>
<p>مى گویند روزى پیرزنى نزد وى مى آید تا از او چیزى بپرسد.</p>
<p>آن همه خبرها و عظمت ها که از او شنیده بود، چنان در او اثر</p>
<p>مى کند که تا خود را در حضور وى مى یابد، مى لرزد و زبانش</p>
<p>مى گیرد. پیغمبر احساس مى کند که شخصیت و شکوه او وى</p>
<p>را گرفته اســـت. ساده و متواضع پیش مى آید، به مهر دست بر</p>
<p>شانه هایش مى گذارد و با لحنى که از خضوع، نرم و صمیمى شده</p>
<p>است، مى گوید: «مادر چه خبر است؟&#8230; من پسر آن زن قریشى ام</p>
<p>که گوسفند مى دوشید.»</p>
<p>احساس و عمق عاطفه و اندازة رقت قلب محمد نیز</p>
<p>شگفت انگیز است. وجود على (ع) و فاطمه (س) که همچون</p>
<p>دو بال براى پیغمبر بودند و فرزندان آنها، تحمل زندگى پر تلاطم</p>
<p>و پر مشقت را براى پیغمبر (ص) آسان تر کرده بود&#8230;.اما اینها همه</p>
<p>آرامش پیش از توفان بود و توفان در رســـید سیاه، هولناک و بر</p>
<p>باددهنده آشیانه و ویران کننده خانه او. آرى پس از ۲۳ سال رسالت</p>
<p>پیامبرى و هدایت مردم) پیغمبر در بستر افتاد و دیگر نتوانست</p>
<p>برخیزد و به این گونه اســـت که محمد و رسالت چند بعدى و</p>
<p>دو جهتش شایستگى آن را دارند که آرزوى بزرگ انسان امروز</p>
<p>را تحقق بخشد.</p>
<p>::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=6444</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
