<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; علی(ع)</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B9" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>فاطمه&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=17485</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=17485#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Dec 2023 19:24:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[ابو جهل]]></category>
		<category><![CDATA[ابو لهب]]></category>
		<category><![CDATA[ام ابیها]]></category>
		<category><![CDATA[خدیجه]]></category>
		<category><![CDATA[سنی وشیعه]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه]]></category>
		<category><![CDATA[فتح مکه]]></category>
		<category><![CDATA[معراج]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجر وانصار]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر اکرم(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[کوثر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=17485</guid>
		<description><![CDATA[فاطمه؛ دختر رسول الله (ص )                    کرم جعفری طولش               سال۵ بعثت بعد از معراج پیامبر فاطمه در خانه مادری متولد شد عاص ابن وائل با تمسخر جاهلیت پیامبر را ابتر خواند که فرزند پسر ندارد خدا برای دلجویی از پیامبر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><strong><span style="font-size: large;">فاطمه؛ دختر رسول الله (ص )</span></strong></p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-17485"></span></p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="background-color: #ccffcc;">                   کرم جعفری طولش              </span></h4>
<p><!--more--></p>
<h5 style="text-align: center;">سال۵ بعثت بعد از معراج پیامبر فاطمه در خانه مادری متولد شد عاص ابن وائل با تمسخر جاهلیت پیامبر را ابتر خواند که فرزند پسر ندارد خدا برای دلجویی از پیامبر سوره کوثر را فرستاد ورسول الله به احترام خدیجه ، نام مادر خدیجه را به دخترش نهاد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">دوره طفولیت او مصادف شد با تبعید پیامبر توسط قبیله شیوخ مکه به دره بی آب شیب ابوطالب .تا حدی که مادرش از شیر بازماند ومریض شد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">دوران کودکی  با مصایب فوت برادرانش عبدالله وطاهر روبروبود وشاهد اذیت وآزار پدرش توسط همسایگان بد ،  ام جمیل ، ابولهب و ابوجهل بود ودر ۵ سالگی  مادرش را ازدست داد ومدتی با نامادریش سوده زندگی کرد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فاطمه در هجرت به مدینه از شتر افتاد عبد یغوث شتر اورا رم داد .و خواهرش رقیه‌وزینب در مکه تنها ماند وفاطمه از غصه ‌گریه می کرد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">بعد از هجرت به مدینه با وحشتناکترین جنگهای نابرابر کفار ویهود مکه علیه  پدرش روبرو شد وبا صفیه وام ایمن پرستار مجروحان جنگ بود ورسول الله اورا ( ام ابیها ) = مادر پدرش ، خواند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">سال ۲ هجری با علی ع ازدواج کرد و در خانه کوچک کنار مسجد سکونت کردند ورسول الله پنجره ای از مسجد به خانه  دخترش داشت</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">باشکوه ترین روز زندگی فاطمه ، روز فتح مکه بود که ده سال قبل کفار مکه با زور آنها را از آنجا اخراج کرده بودند در این روز فاطمه سوار شتر سرخ موی بود که جلودارش علی بود . همان زمان بود که فاطمه و پدرش ، ابوسفیان را بخشید</h5>
<h5 style="text-align: center;">فاطمه دختر رسول الله ( ۲ )</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">روز رحلت رسول الله فاطمه در خانه عایشه بالین پدرش بود رنگ پریده و اشکبار عشق فاطمه به پدر آسمانیش به  حدی بود که به قولی ، مرگ خود از خدا خواست وتحمل هجران پدرش نداشت و۸۰ روز بعد از پدر چشم از دنیا بست</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فا طمه در پایان حیات خود به علی وصیت کرد که اجازه نده شیوخ مهاجر وانصار در تشیع من حاضر شوند و البسه ، سجاده ، مصحف قرآن و چادر شب  خود را به دخترانش ام کلثوم و زینب داد و از اموال خود به یتیمان شهدا و بیوگان مدینه داد ودر خانه کوچک علی در کنار بچه های خردسالش چشم فروبست ودعای آخر فاطمه در حال احتضار : یا حی ویا قیوم ، برحمتک استغیث فاغثنی ولاتکلنی الی نفسی طرفه عینی واصلح شانی کله برحمتک یا کریم</h5>
<h5 style="text-align: center;">اسما ، ام ایمن ، صفیه اول بار به رسم حبشی ها ، تابوت برای فاطمه تهیه کردند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">از تولد ، وفات ، محل دفن فاطمه یک خبر درست و قطعی نیست علمای سنی و شیعه به تقریب سخن گفته اند ومکان دفن او</h5>
<h5 style="text-align: center;">به قراین یکی از این مکانهاست :</h5>
<h5 style="text-align: center;">خانه عقیل ، بقیع ، خانه خودش ( بین قبر رسول الله ومحراب پیامبر )</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">علی ع در سوگ فاطمه مرثیه سوزناک دارد که ترجمه چند بیت این است :</h5>
<h5 style="text-align: center;">ای چشمان اشکبارم در فراق محبوبم یاریم کنید</h5>
<h5 style="text-align: center;">من از غصه فاطمه رها نخواهم شد برای چه از غم معشوقم رها شوم ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;">یار محبوبم که جزاو یار وهمدمم نیست</h5>
<h5 style="text-align: center;">وجز فاطمه قلبم هیچ بهره ای از عالم ندارد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">سوال بی پاسخ :</h5>
<h5 style="text-align: center;">چرا خواص عصر پیامبر حرمت تنها فرزند دختر پیامبرشان را نگه نداشتند ؟ مگر از فاطمه چه بدی به آنها رسیده بود،</h5>
<h5 style="text-align: center;">قبایل عرب که از اوج جاهلیت به قله شکوه دین ودنیا رسیده بود در برابر زحمات پیامیر چه پاداشی به او دادند ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;">قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی : شورا ۲۳</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">سوال بی پاسخ:</h5>
<h5 style="text-align: center;">در دمدمه های ادعای ایمان و مسلمانی مگر قرار نیست مردم ،  حاکمان و متوایان حکومت بر مدار سبک وسیرت الگوهای دینی زندگی کنند، فاطمه چه سبک زندگی داشت ؟ آیا نمی دانند؟!</h5>
<p>&nbsp;</p>
<h5>شناخت و معلومات شیعیان در مورد زندگی فاطمه س  ، همچون شناخت ومعلومات آنها در مورد امام حسین مختص روز شهادت آنهاست که متاسفانه آن هم غالبا به علت غلبه منابع متاخر صفویه به افراط و تفریط آمیخته است وهرساله پای منابر روضه خوانان و مداحان همان می شنویم که هنوز می شنویم .</h5>
<h5></h5>
<h5>محققان بعد از قرنها هنوز یک تحقیق جامع و مستند از زندگی امام حسین وفاطمه س انجام نداده اند . در کتب زندگی نامه ها جز زندگی نامه هر حاشیه ای هست .</h5>
<h5></h5>
<h5>مشکل اصلی دیگر جایگزین شدن منابع متاخر ودورتر از زمان وقایع به جای منابع معتبر و متقدم است وکار به جایی رسیده که امروز افزوده های عاطفی یک مداح و شاعر را منبع به حساب می آوریم .ودانسته و نداسته شکوه بی کران الگوهای دینی را پایین می آورند</h5>
<h5></h5>
<h5></h5>
<h5>به استناد قرآن ، خداوند ، رسول الله را بیشتر از هر آفریده اش  دوست دارد تا آنجا که در نزدیکترین ابراز دوستیش به جان او سوگند می خورد</h5>
<h5>قسم به جان تو آنها ( طغیانگران ) در مستی طغیانشان سرگردانند، حجر / ۷۲</h5>
<h5>به شدت تمام تهدید کرده است :</h5>
<h5>کسانی که خدا وپیامبرش را اذیت کند خدا آنهارا در دنیا وآخرت لعنت می کند وعذاب سخت در انتطارشان است ، احزاب / ۵۷</h5>
<h5></h5>
<h5>سوالاتی که امروز دغدغه دوستداران وپیروان رسول الله ص است که پاسخ آنها را در هیچ منبعی پیدا نمی شود  :</h5>
<h5></h5>
<h5>۱-اعضای شورای سقیفه که هریک از سابقان ایمان به پیامبر خدا واز صنادید واصحاب بودند چگونه بر خلاف نظر رسول الله وآیه ۵۷ احزاب ، با رسول الله وتنها دخترش رفتار کردند ؟ ونظر خود را به نظر و خواست آشکار پیامبر مقدم دانستند ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۲  اعضای شورای سقیفه که حتی قبل از فوت پیامبر ، نقشه حذف علی وتوجیه ناموجه غدیر را شکل دادند، با علی چه اختلافی داشتند خلیفه اول ودوم که از قریش نبود که فرض باشد علی بزرگان آنهارا در جنگ بدر واحد کشته باشد ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۳ این اعضای شورا ایا نمی دانستند که مسیر این شورا به وادی تاریک بنی امیه منجر خواهد شد ؟ که با عثمان هموار شد ؟ بنی امیه که در کل دوره نبوت رسول الله ص همدست یهودیان و منافقان با او جنگیده بود ودر فتح مکه از ترس جانشان اسلام آورده بودند ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۴  آیا ماجرای بستن دستان علی ع توسط ماموران ابوبکر وبردن او به مسجد برای بیعت ، از منابع معتبر است یا همان افزوده های غالیان و خبرسازان است ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۵  بیعت اجباری از علی ع و سایر صحابه او برای خلیفه چه وجه شرعی وانسانی داشت ؟ که اورا پیش همسرش در مسجد به قتل تهدید کرده باشند ؟ کاری که علی در مدت خلافتش نکرد وحتی مستمری متمردان از بیعت با او را قطع نکرد ؟</h5>
<h5></h5>
<h5>۶ روضه فوت فاطمه ،را  گاهی به جهت ادا نکردن اصل واقعه تاریخی با تحقیر می خوانند که:  کسی تا شب به تعزیه و تسلیت زهرا نیامد گویی همه مردم مدینه از فاطمه قهر بودند  از این نکته غافلند که وصیت خود زهرا بود که احدی از مردم بی تفاوت مدینه را به تشییع و تسلیت او راه ندهند چنانکه تا چند روز خبرفوت فاطمه را نمی دانستند اما با شنیدن خبرفوت او مدتها شب وروز ضجه وناله کردند.</h5>
<p style="text-align: center;">===========================</p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">السلام علیکِ یا فاطمه الزهرا</span></p>
<p style="text-align: center;">===========================</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="background-color: #ccffcc;">   ارسالی:حمید مصطفی زاده گورانسراب  </span></h4>
<p style="text-align: center;"><a href="http://aftabasmarod.ir/?attachment_id=17487" rel="attachment wp-att-17487"><img class="aligncenter size-medium wp-image-17487" title="photo_2021-09-16_16-39-12" src="http://aftabasmarod.ir/aftabas/wp-content/uploads/photo_2021-09-16_16-39-12-300x300.jpg" alt="" width="300" height="300" /></a></p>
<h5 style="text-align: center;">درد دل های حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) در قالب شعر در فراق پیامبر رحمت ( صلی الله علیه و آله ) و ظلم هایی که بر وصی منصوص آن حضرت روا داشتند .</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">اذا ماتَ یَوماََ مَیِّتُُ قَلَّ ذکرُهُ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و ذکرُ اَبی مُذ ماتَ واللهِ اَزیَدُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">زمانی که کسی می میرد یاد او در خاطره ها کم رنگ می شود ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">به خدا سوگند یاد پدرم از زمانی که درگذشت ، افزونتر گشته است .</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">تَذَکَّرتُ لَمّا فَرَّقَ الموتُ بَینَنا ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">فَعَزَّیتُ نفسی بالنّبیّ محمّدُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">به یاد دارم وقتی را که مرگ میان ما جدایی افکند ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">پس نفس خود را به پیامبر خدا تسلیت دادم !</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فقلتُ لها : اِنّ المماتَ سبیلُنا،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و من لَم یَمُت فی یَومهِ مات فی غَدِِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">و به او گفتم : مردن راه ماست ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و اگر کسی امروز نمیرد ، دیگر روزی به یقین خواهد مرد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">قل للمُغَیّبِ تحت اطباقِ الثَّری،</h5>
<h5 style="text-align: center;">اِن کُنتَ تَسمَعُ صَرخَتی و نِدائیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">به آن غائبی که در زیر طبقات خاک پنهان است .بگو ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">آیا صدای ناله و فریاد مرا می شنوی ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">صُبَّت عَلَیَّ مصائبُ لَو اَنَّها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">صُبَّت علی الایام صِرنَ لَیالیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">مصیبت هایی بر من باریدن گرفت که اگر بر روزها می بارید ، چون شب تار می شدند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">قَد کُنتُ ذاتَ حِمَیََ بِظِلِّ محمّدِِ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">لا اَخشی من ضَیمِِ و کان جمالیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">روزی در سایه ی حمایت پیامبر به سر می بردم و از هیچ دشمنی و کینه ای واهمه نداشتم و او دلیل جمال و جلوه ی من بود</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فالیوم اَخشَعُ  للذّلیلِ و اتّقِی ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">ضَیمی و اَدفَعُ ظالِمی بِرِدائیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">اما امروز در مقابل فرومایگان خاضعم و بیم آن دارم که مرا بیازارند که در این صورت ظالم را به ردای خود خواهم راند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فاذا بَکَت قُمریّهُُ فی لَیلِها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">شَجنا علی غُصنِِ بَکَیتُ صَباحیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">اگر قمری شب هنگام روی شاخه ای بگرید ، من در فراق پدر صبحگاهان می گریم</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فَلَاَجعَلَنَّ الحُزنَ بَعدَکَ مونِسی ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">و لَاَجعَلَنَّ الدَّمعَ فیکَ وِشاحیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">بعد از تو حزن و اندوه را همدم خود  قرار خواهم داد و اشک را اسلحه ی خود خواهم ساخت</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">اِغبَرَّ آفاقُ السّماءِ و کُوِّرَت ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">شَمسُ النّهارِ و اَظلَمَ العَصرانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">افق های دور دست آسمان ها غبارآلود شد و خورشید گرفت و صبح و عصرمان هر دو تاریک گشت</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">والارضُ من بعدَالنّبیِّ کَئیبَهُُ</h5>
<h5 style="text-align: center;">اَسَفاََ علَیهِ کَثیرَهُ الرّجفانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">و زمین پس از پیامبر اندوهگین است و به نشانه ی تاسف بر او سخت بر خود می لرزد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">فَلیَبکِه شرقُ البلاد و غربُها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">ولیَبکِه مُضَرُّ و کلُّ یمانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">شرق و غرب عالم باید در غم فقدان پیامبر بگریند و  رواست قبیله ی مُضَر و  تمامی اهل یمن  خون بگریند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">ولیَبکِه الطّورُ المُعَظَّمُ جَوُّهُ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">والبَیتُ ذوالاَستارِ و الارکانِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">و سزاوار است آسمان کوه سر به فلک کشیده ی طور و خانه ی خدا که دارای پرده ها و رکن هاست برای رسول خدا بگریند</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">یا خاتَمَ الرّسُلِ المُبارَکَ ضوءُهُ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">صَلّی علیکَ مُنَزِّلُ القرآنِ</h5>
<h5 style="text-align: center;">ای خاتم پیامبران . که نور تو مبارک است ، درود خداوند فرستنده ی قرآن بر تو باد</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">ماذا علی مَن شَمَّ تُربتَ احمدَ ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">اَن لایَشُمَّ مَدَی الزّمانِ غَوالیا</h5>
<h5 style="text-align: center;">چه  پرواست آن را که خاک مزار احمد( صلی الله علیه و آله ) را بوئیده ،اگر در تمام عمر هیچ عطری را نبوید ؟</h5>
<h5 style="text-align: center;"></h5>
<h5 style="text-align: center;">صبَّت علَیَّ مصائبُُ لَو اَنّها ،</h5>
<h5 style="text-align: center;">صُبَّت علَی الایّام ِ صِرنَ لیالیا</h5>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=17485</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زینب&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=17320</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=17320#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Nov 2023 20:08:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[زینب(س)]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه زهرا]]></category>
		<category><![CDATA[قریش]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رسول الله]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[کوفه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=17320</guid>
		<description><![CDATA[زینب،شاهکارخلقت :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کرم جعفری طولش زینب س سال ۵ هجری در مدینه متولد شد مادرش حضرت فاطمه س نام خواهرش را براو نهاد. خواهر بزرگتر فاطمه زینب نام داشت وهمسر ابی العاص از قریش بود که زمان هجرت رسول الله به مدینه در مکه ماند وبعد با همسرش به مکه آمد موقع خروج از مکه  ابی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span style="font-size: xx-large; background-color: #ffff99;">زینب،شاهکارخلقت</span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><span style="background-color: #00ccff;">:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::کرم جعفری طولش</span></p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-17320"></span></p>
<h4 style="text-align: center;">زینب س سال ۵ هجری در مدینه متولد شد مادرش حضرت فاطمه س نام خواهرش را براو نهاد.</h4>
<h4 style="text-align: center;">خواهر بزرگتر فاطمه زینب نام داشت وهمسر ابی العاص از قریش بود که زمان هجرت رسول الله به مدینه در مکه ماند وبعد با همسرش به مکه آمد موقع خروج از مکه  ابی اسود مردی از قریش شتر زینب را رماند و او آسیب دید و فرزندش سقط شد و بعد از مدتی در مدینه فوت کرد و فاطمه در سوگ او گریست.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">سال ۵  هجری مدینه دچار خشکسالی شد و فاطمه‌  روزه می گرفت وزینب شیرخوار ومادر با مشکل روبرو شدند.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">این دختر ، در خانه علی رشد کرد و شاهد جنگهای پیامبر با احزاب ، واقوام قریش بود و در پرستاری از مجروحان جنگ کمک مادرش بود ودر ۱۲ سالگی اش مادرش فوت کرد وزینب با برادرانش تنها ماند  و بعد از مادر ، مدتی با نامادریش امامه ، که دختر خاله اش بود زندکی کردودر سال ۱۷ هجری با عبدالله ابن جعفر ازدواج نمود عبدالله با دعای رسول الله صاحب ثروت و املاک در دشت ابی  نیزر قیعه وشام  بود .</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب در سال ۴۰ در خلافت پدرش  همراه او به کوفه آمد در کوفه اقدام به یک مکتبخانه قرآن و یتیمخانه نمود و زینب در شهادت پدرش به نخلستان نجف رفت و مرثیه ای جانسوز در سوگ پدر گفت.</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">در سال ۶۲ هجری فوت نمود محققان به قطعیت محل دفن اورا اعلام نکرده اند بلکه بی قراین ، شام ، مدینه و مصر گفته اند  آنچه به نظر می رسد زینب نیز مثل مادرش نخواست قبرش به مردم زمانه روشن باشد مردمان جاهل ، ناسپاس و بی معرفت زمانش که یک سال پیش به دستان او زنجیر بسته شهرهارا گرداندند خویشان ناهمکیش نه عرق دینی داشتند نه عرق ملیت ، نه حرمت پیامبر را نگه داشتند نه فاطمه را .</h4>
<h4 style="text-align: center;"></h4>
<h4 style="text-align: center;">  زینب را بشناس ، اوقهرمان حقیقت است نه ام المصائب</h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب پابه  عرصه جهان اضداد نهاد به شهرت کمال و آوازه جهان رسید زنی از تخمه مرد بزرگ  و در عصر خود نه با هزار مرد بلکه با یک امت  برابر بود.</h4>
<h4 style="text-align: center;">زینب، دختر علی</h4>
<h4>خوش آمدی به جهان اضداد؛دختر فاطمه</h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=17320</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گام دوم&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=10465</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=10465#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Feb 2019 13:52:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آیت الله خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[امید]]></category>
		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[جوانان]]></category>
		<category><![CDATA[رهبر انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[رویش وریزش]]></category>
		<category><![CDATA[طهارت اقتصادی]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[گام دوم انقلاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=10465</guid>
		<description><![CDATA[امید ونگاه خوشبینانه به آینده                          در&#8221;گام دوم انقلاب&#8221; &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..             &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.  اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه‌هایی میکنم. این سرفصل‌ها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: right;"></h2>
<h2 style="text-align: right;"><span style="text-decoration: underline; background-color: #cccc66;">امید ونگاه خوشبینانه به آینده             </span></h2>
<p style="text-align: right;"><span style="font-size: large;">            در&#8221;گام دوم انقلاب&#8221;</span></p>
<p style="text-align: right;"><span id="more-10465"></span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..            </span></p>
<p><a href="http://aftabasmarod.ir/?attachment_id=10468" rel="attachment wp-att-10468"><img class="aligncenter size-medium wp-image-10468" title="34129_174" src="http://aftabasmarod.ir/aftabas/wp-content/uploads/34129_1742-200x300.jpg" alt="" width="200" height="300" /></a></p>
<p><span style="background-color: #cccc66;"><span style="background-color: #ffffff;">&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. </span></span></p>
<p>اکنون به شما فرزندان عزیزم در مورد چند سرفصل اساسی توصیه‌هایی میکنم. این سرفصل‌ها عبارتند از: علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، سبک زندگی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>امّا پیش از همه چیز، نخستین توصیه‌ی من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه‌ی قفلها، هیچ گامی نمی توان برداشت. آنچه می گویم یک امید صادق و متّکی به واقعیّتهای عینی است. این‌جانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، امّا خود و همه را از نومیدی بی‌جا و ترس کاذب نیز برحذر داشته‌‌ام و برحذر می دارم. در طول این چهل سال ــ و اکنون مانند همیشه ــ سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مایوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیّتها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌‌ی همیشگی هزاران رسانه‌ی صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت می کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>شما جوانان باید پیش‌گام در شکستن این محاصره‌ی تبلیغاتی باشید. در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشه‌ای‌ترین جهاد شما است. نشانه‌های امیدبخش ــ که به برخی از آنها اشاره شد ــ در برابر چشم شما است. رویشهای انقلاب بسی فراتر از ریزشها است و دست و دلهای امین و خدمتگزار، بمراتب بیشتر از مفسدان و خائنان و کیسه‌دوختگان است. دنیا به جوان ایرانی و پایداری ایرانی و ابتکارهای ایرانی، در بسیاری از عرصه‌ها با چشم تکریم و احترام می نگرد. قدر خود را بدانید و با قوّت خداداد، به سوی ‌آینده خیز بردارید و حماسه بیافرینید.</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>شعور معنوی و وجدان اخلاقی در جامعه هرچه بیشتر رشد کند برکات بیشتری به بار می‌آورد؛ این، بی‌گمان محتاج جهاد و تلاش است و این تلاش و جهاد، بدون همراهی حکومتها توفیق چندانی نخواهد یافت. اخلاق و معنویّت، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومتها نمی توانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند، امّا اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه‌ را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند و به نهادهای اجتماعی در این باره میدان دهند و کمک برسانند؛ با کانونهای ضدّ معنویّت و اخلاق، به شیوه‌ی معقول بستیزند و خلاصه اجازه ندهند که جهنّمی‌ها مردم را با زور و فریب، جهنّمی کنند.</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>وسوسه‌ی مال و مقام و ریاست، حتّی در عَلَوی‌ترین حکومت تاریخ یعنی حکومت خود حضرت امیر‌‌المومنین (علیه‌السّلام) کسانی را لغزاند، پس خطر بُروز این تهدید در جمهوری اسلامی هم که روزی مدیران و مسئولانش مسابقه‌ی زهد انقلابی و ساده زیستی می دادند، هرگز بعید نبوده و نیست؛ و این ایجاب می کند که دستگاهی کارآمد با نگاهی تیزبین و رفتاری قاطع در قوای سه گانه حضور دائم داشته باشد و به معنای واقعی با فساد مبارزه کند، بویژه در درون دستگاه‌های حکومتی.</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>همه باید بدانند که طهارت اقتصادی شرط مشروعیّت همه‌ی مقامات حکومت جمهوری اسلامی است. همه باید از شیطان حرص برحذر باشند و از لقمه‌ی حرام بگریزند و از خداوند در این‌باره کمک بخواهند و دستگاه‌های نظارتی و دولتی باید با قاطعیّت و حساسیّت، از تشکیل نطفه‌ی فساد پیشگیری و با رشد آن مبارزه کنند. این مبارزه نیازمند انسانهایی با ایمان و جهادگر، و منیع‌الطّبع با دستانی پاک و دلهایی نورانی است. این مبارزه بخش اثرگذاری است از تلاش همه‌جانبه‌ای که نظام جمهوری اسلامی باید در راه استقرار عدالت به کار برد.</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;">::</span>در جمهوری اسلامی کسب ثروت نه‌تنها جرم نیست که مورد تشویق نیز هست، امّا تبعیض در توزیع منابع عمومی و میدان دادن به ویژه‌خواری و مدارا با فریبگران اقتصادی که همه به بی‌عدالتی می‌انجامد، بشدّت ممنوع است؛ همچنین غفلت از قشرهای نیازمند حمایت، به هیچ رو مورد قبول نیست. این سخنان در قالب سیاستها و قوانین، بارها تکرار شده است ولی برای اجرای شایسته‌ی آن چشم امید به شما جوانها است؛ و اگر زمام اداره‌ی بخشهای گوناگون کشور  به جوانان مومن و انقلابی و دانا و کاردان ــ که بحمداللّه کم نیستندـ سپرده شود، این امید برآورده خواهد شد؛ ان‌شاءاللّه.</p>
<p><span style="background-color: #cccc66;"><span style="background-color: #ffffff;">&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</span></span></p>
<p>فرازی از بیانه مهم رهبری،در&#8221; گام دوم انقلاب&#8221;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=10465</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مبعث</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=6444</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=6444#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Apr 2017 04:14:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[امپراتوری روم]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت محمد(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[علی شریعتی]]></category>
		<category><![CDATA[علی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[عید مبعث]]></category>
		<category><![CDATA[عیسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[قریش]]></category>
		<category><![CDATA[موسی(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[مکه]]></category>
		<category><![CDATA[کلیسا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=6444</guid>
		<description><![CDATA[الگو ************************** همانگونه که بایدمرتب خط خوب از خطاطان خوب ببینیم وزیاد تمرین کنیم تاخطمان خوب شود،باید در زندگیمان نیز مرتب با آدمهای خوب نشست وبرخاست داشته باشیم وآدم های خوب ببینیم و رفتار وکردار آنها را الگو قرار دهیم تا آدم خوبی باشیم. ************************** &#160; &#160; بشارت ایمان ========================================== عید سعید مبعث؛زمانه تکمیل اخلاق،فصل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-large; background-color: #ff9900;">الگو</span></p>
<p><span id="more-6444"></span></p>
<p>**************************</p>
<p>همانگونه که بایدمرتب خط خوب از خطاطان خوب ببینیم وزیاد تمرین کنیم تاخطمان خوب شود،باید در زندگیمان نیز مرتب با آدمهای خوب نشست وبرخاست داشته باشیم وآدم های خوب ببینیم و رفتار وکردار آنها را الگو قرار دهیم تا آدم خوبی باشیم.</p>
<p>**************************</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="font-size: xx-large; background-color: #00ff66;">بشارت ایمان</span></strong></p>
<p><!--more--></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">عید سعید مبعث؛زمانه تکمیل اخلاق،فصل بشارت ایمان وآزادگی،بر حق خواهان</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">وحق جویان جهان وپیروان مبشر عدالت وحق جوئی- حضرت پیامبر اعظم- محمد</span></p>
<p><span style="background-color: #99ff33;">مصطفی(ص)مبارک باد.</span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="font-size: x-large;"><span style="background-color: #33ff99;">محمد(ص)</span> <span style="background-color: #ff00ff;">=</span> <span style="background-color: #ff6600;">موسی(ع)</span> <span style="background-color: #ff00ff;">+</span> <span style="background-color: #33cccc;">عیسی(ع)</span></span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">==========================================</span></p>
<p><span style="background-color: #ffffff;"><strong>دکترعلی شریعتى</strong></span></p>
<p>==========================================</p>
<p>پس از قرن چهارم میلادى و از</p>
<p>زمانى که امپراتوران روم به مسیحیت</p>
<p>گرویدند و عقاید کلیسا را به عنوان</p>
<p>آرا و عقاید رســـمى ترویج کردند،</p>
<p>بناى مخالفت را با حوزه هاى فکرى</p>
<p>و علمى آزاد گذاشـــتند تا این که</p>
<p>ســـرانجام ژولتى نین، امپراتور روم</p>
<p>شرقى در ســـال ۵۲۹ میلاد مسیح (قرن ششم میلادى) دستور</p>
<p>تعطیلى دانشگاه ها و بستن مدارس و مراکز علمى را صادر کرد</p>
<p>و دانشمندان از بیم جان متوارى شدند و چراغ علم و فلسفه در</p>
<p>قلمرو امپراتورى روم خاموش شد.</p>
<p>درست در همین زمان بود، قرن ششم میلادى و مقارن با</p>
<p>خاموشى چراغ علم و دانش در روم که بزرگترین حادثه تاریخ به</p>
<p>وقوع پیوست و شبه جزیره عربستان شاهد بعثت بهترین مخلوق</p>
<p>خداوند، محمد امین(ص) شد که در نخستین گام به فراگیرى علم</p>
<p>و دانش فراخوانده شد: «بخوان به نام پروردگارت که آفریدت»</p>
<p>و سپس پیروان خود را به آموختن علم و دانش از آغاز تا پایان</p>
<p>زندگى با روایت «اطلب العلم من المهد الى اللحد» فراخواند.</p>
<p>&#8230; به راستى مى توان گفت که محمد را این چنین «باید از</p>
<p>نو دید» و «از نو شناخت». او را با نگاهى که اشیا و اشخاص را</p>
<p>می نگریم نباید نگریست؛ باید از روان شناسى، جامعه شناسى و</p>
<p>تاریخ، نگاهى تازه ساخت و بر سیماى محمد(ص) افکند.</p>
<p>او را باید در صف شخصیت هاى عظیم تاریخ، قیصران و</p>
<p>حکیمان و انبیا دید. در جمع پیامبران بزرگ نشاند و تماشایش</p>
<p>کرد. در این هنگام است که تصویر او در چشم ما چنان شگفت و</p>
<p>توصیف ناپذیر مى نماید که گویى هرگز او را ندیده ایم و هرگز</p>
<p>چنین تصویرى را از مردى در جهان نمى شناخته ایم.</p>
<p>براى شـــناخت دقیق و تصویر کلى و تمام هر مذهبى،</p>
<p>شناختن خداى آن، کتاب آن و پیغمبر آن ضرورى است؛ و این</p>
<p>روش ســـاده ترین، ممکن ترین و در عین حال علمى ترین و</p>
<p>مطمئن ترین روش شناخت یک مذهب است. محمد ترکیبى</p>
<p>از موسى و عیسى است. گاه او را در صحنه هاى مرگبار جنگ</p>
<p>مى بینیم که از شمشیرش خون مى چکد و پیشاپیش یارانش که</p>
<p>براى کشتن یا کشته شدن بى قرارى مى کنند، مى تازد و گاه وى را</p>
<p>مى بینیم که وقتى هر روز در رهگذرش مرد یهودى از بام خانه اش</p>
<p>خاکستر بر سرش مى ریزد و او نرمتر از مسیح، همچون بایزید،</p>
<p>روى درهم نمى کشد و یک روز که از کنار خانه وى مى گذرد و</p>
<p>از خاکستر مرد خبرى نمى شود، مى پرسد رفیق ما امروز سراغ ما</p>
<p>نیامد؟ و چون مى شنود که بیمار شده است به عیادتش مى رود.</p>
<p>در اوج قدرت، در آن لحظه که سپاهیانش مکه را، شهرى</p>
<p>که ۲۰ سال او و یارانش را شکنجه داده و آواره کرده است، اشغال</p>
<p>کرده اند؛ بر مسند قدرت، اما در سیماى مهربان مسیح، کنار کعبه</p>
<p>مى ایستد و در حالى که ۱۰ هزار شمشیر تشنه انتقام از قریش در</p>
<p>اطرافش برق مى زنند و&#8230; مى پرسد: «اى قریش فکر مى کنید با</p>
<p>شما چه خواهم کرد؟&#8230;»</p>
<p>قریش که ســـیماى مســـیح را در این موسایى که اکنون</p>
<p>سرنوشتشان را در دم شمشیر خویش دارد، خوب مى شناسند</p>
<p>و به چشم مى بینند، پاسخ مى دهند که: «تو برادرى بزرگوار و</p>
<p>برادرزاده اى بزرگوارى»؛ و آنگاه با آهنگى که از گذشت و مهربانى</p>
<p>گرم شده است، مى گوید: «بروید، همگى آزادید.»</p>
<p>آرى، حضرت محمد(ص) پس از آن که به بعثت برانگیخته</p>
<p>شد، اولین کسى که به وى ایمان آورد، حضرت على (ع) بود. على</p>
<p>بود که با وى همپیمان شد و از آن پس همه لحظات عمر را در این</p>
<p>پیمان و پیوند نهاد و در پرستش خداوند و وفاى محمد و دوستى</p>
<p>خلق و پارسایى روح، آیتى شگفت شد و با صدها رشتة پنهان و</p>
<p>پیدا با روح و اندیشه و قلب محمد پیوند یافت.</p>
<p>پیغمبر که تاریخ آن همه از اراده و تصمیم و قدرتش سخن</p>
<p>مى گوید و خســـروان و قیصران و قدرتمندان حاکم بر جهان،</p>
<p>آن همه از شمشـــیرش مى هراسند و دشمن از شدت غضبش</p>
<p>مى لرزد، در عین حال مردى است سخت عاطفى، با دلى که از</p>
<p>کمترین موج محبتى مى تپد و روحى که از نوازش نرم دست</p>
<p>صداقتى، صمیمیتى و لطفى به هیجان مى آید، در خانه و خانواده</p>
<p>نیز چنین است.</p>
<p>در بیـــرون، مرد رزم و سیاســـت و فرماندهى و قدرت</p>
<p>و ابهت اســـت و در خانه پدرى مهربان، شوهرى نرمخوى و</p>
<p>ســـاده و صمیمى،&#8230;. وى هرگز نمى کوشید تا خود را مرموز و</p>
<p>غیرعادى و موجودى عجیب و غریب در چشم ها بنمایاند، بلکه</p>
<p>به عکس حتى به مادى بودن تظاهر مى کرد. نه تنها از زبان قرآن</p>
<p>مى گوید که: «من بشرى هستم به مانند شما و فقط به من وحى</p>
<p>مى شـــود &#8230;/ کهف ۱۱۰/ که همواره اعتراف مى کند جز آنچه</p>
<p>به من گفته مى شود، از چیزى خبر ندارم و در رفتار و زندگى و</p>
<p>گفت وگویش، همه جا مى کوشید تا در چشم ها شگفت آور و</p>
<p>فوق العاده جلوه نکند و سعى مى کرد تا ابهت و جلالى را که در</p>
<p>دلها دارد، بشکند.</p>
<p>مى گویند روزى پیرزنى نزد وى مى آید تا از او چیزى بپرسد.</p>
<p>آن همه خبرها و عظمت ها که از او شنیده بود، چنان در او اثر</p>
<p>مى کند که تا خود را در حضور وى مى یابد، مى لرزد و زبانش</p>
<p>مى گیرد. پیغمبر احساس مى کند که شخصیت و شکوه او وى</p>
<p>را گرفته اســـت. ساده و متواضع پیش مى آید، به مهر دست بر</p>
<p>شانه هایش مى گذارد و با لحنى که از خضوع، نرم و صمیمى شده</p>
<p>است، مى گوید: «مادر چه خبر است؟&#8230; من پسر آن زن قریشى ام</p>
<p>که گوسفند مى دوشید.»</p>
<p>احساس و عمق عاطفه و اندازة رقت قلب محمد نیز</p>
<p>شگفت انگیز است. وجود على (ع) و فاطمه (س) که همچون</p>
<p>دو بال براى پیغمبر بودند و فرزندان آنها، تحمل زندگى پر تلاطم</p>
<p>و پر مشقت را براى پیغمبر (ص) آسان تر کرده بود&#8230;.اما اینها همه</p>
<p>آرامش پیش از توفان بود و توفان در رســـید سیاه، هولناک و بر</p>
<p>باددهنده آشیانه و ویران کننده خانه او. آرى پس از ۲۳ سال رسالت</p>
<p>پیامبرى و هدایت مردم) پیغمبر در بستر افتاد و دیگر نتوانست</p>
<p>برخیزد و به این گونه اســـت که محمد و رسالت چند بعدى و</p>
<p>دو جهتش شایستگى آن را دارند که آرزوى بزرگ انسان امروز</p>
<p>را تحقق بخشد.</p>
<p>::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=6444</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
