<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; روان درمانی</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>&#8230;دونگاه</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=6908</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=6908#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 Jul 2017 21:18:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[آتنا اصلانی]]></category>
		<category><![CDATA[بیجه]]></category>
		<category><![CDATA[بیماران روانی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه علامه طبا طبائی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی قتل آتنا]]></category>
		<category><![CDATA[ماجرای حقوقی قتل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=6908</guid>
		<description><![CDATA[اشاره:فضای رسانه ای در چند روز اخیر،تحت تاثیرماجرای قتل آتنا اصلانی است.به درخواست گروهی از همشریان خلخالی در فضای مجازی،در مورد تحلیل روانشناختی این اتفاق،آقای دکتر فزامرز سهرابی اسمرود ،توضیح مختصر ومفیدی در پاسخ به این درخواست نوشته اند که به اتفاق خواهیم خواند. همچنین یاد داشتی هم آقای مهران سهرابی اسمرود ارسال کرده اند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><span id="more-6908"></span></p>
<p style="text-align: center;"><!--more--></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: medium; background-color: #00ffff;">اشاره:</span>فضای رسانه ای در چند روز اخیر،تحت تاثیرماجرای قتل آتنا اصلانی</p>
<p style="text-align: center;">است.به درخواست گروهی از همشریان خلخالی در فضای مجازی،در مورد</p>
<p style="text-align: center;">تحلیل روانشناختی این اتفاق،آقای دکتر فزامرز سهرابی اسمرود</p>
<p style="text-align: center;">،توضیح مختصر ومفیدی در</p>
<p style="text-align: center;">پاسخ به این درخواست نوشته اند که به اتفاق خواهیم خواند.</p>
<p style="text-align: center;">همچنین یاد داشتی هم آقای مهران سهرابی اسمرود</p>
<p style="text-align: center;">ارسال کرده اند که در ادامه می خوانیم:</p>
<p>=========================================</p>
<p><span style="font-size: large;"><strong><span style="background-color: #ffcc00;">تحلیل روانشناختی وحقوقی یک قتل</span></strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>=========================================</p>
<p><span style="background-color: #00ff00;"><em><span style="font-size: xx-large;">بهره کشی جنسی</span></em></span></p>
<p>:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
<p><span style="font-size: x-small;"><strong>دکتر فرامرز سهرابی ا</strong><strong>سمرود</strong></span></p>
<p><strong></strong>استاد روانشناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبائی</p>
<p>::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
<p>با سلام بر دوستان عزیز، با اظهار تاسف از رویداد تلخ  در مورد آتنا، تحلیل روان شناختی مساله بسیار طولانی است که خارج از حوصله دوستان و  و نیز فرصت و بضاعت اندک اینجانب است. بنابراین، به اختصار عرض میکنم که مشکل قاتل آتنا باید به لحاظ علمی، پس از مصاحبه و ارزیابی روانشناختی بصورت دقیق تشخیص داده شود. اما با توجه به ماهیت فاجعه و نیز پیشینه موجود در در آسیب شناسی روانی این افراد، و بر اساس تجربه حرفه ای و شم بالینی اینجانب، فرضیه اساسی در تشخیص ایشان، نابهنجاری یا اختلال جنسی، تحت عنوان  Pedophilic Disorder  است.  افراد مبتلا به این اختلال با توجه به زشتی و غیرمجاز بودن رفتارشان که باید مطابق میل جنسی خود با کودکان عمل کنند، بندرت برای درمان مراجعه میکنند  و بهمین دلیل ناشناخته می مانند و متاسفانه موقعی موضوع آشکار میشود که دیر شده است.</p>
<p>این افراد بیماران روانی هستند که جاذبه جنسی طبیعی خود را از بزرگسال جنس مخالف به کودکان کم سن و سال منتقل میکنند. علت های متفاوتی برای این اختلال وجود دارد (مانند: عوامل ژنتیکی، هورمونی، در تعامل با تاثیرات شناختی، فرهنگی و موقعیتی و&#8230;). از لحاظ روان شناختی یکی از تبیین های علمی در سبب شناسی این بیماری موضوع &#8220;چرخه قربانی- به- بهره کش&#8221; است  و فرض بر این است که احتمالا اینگونه خلافکاران جنسی زمانی در کودکی مورد بهره کشی قرار گرفته اند ( عزیزانی که فیلم مصاحبه فردی بنام &#8220;بیجه &#8221; را که سالها پیش در اطراف تهران، پس از تجاوز، ۱۳ کودک را کشته بود، دیده باشند، ایشان نیز اقرار کرده بود که قبلا در کودکی خودش قربانی بوده است).</p>
<p>در صورت تشخیص این بیماران، علاوه بر روان درمانی، و دارو درمانی،درمان هورمونی و اختگی جراحی و یا اختگی شیمیایی نیز در کشورهای مثل امریکا رایج است. به لحاظ حقوقی، ودر صورت اثبات جرم نیز شدید ترین تنبیه (Capital punishment) در همه جای دنیا برای این عمل وجود دارد  .  امیدواریم با هشیاری و پیشگیری شاهد این گونه رویدادهای تاسف بار نباشیم.</p>
<p>با آرزوی توفیق برای دوستان و به امید تحلیل رویدادهای مثبت</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p><span style="background-color: #00ff00;"><em><span style="font-size: xx-large;">ما را چه شده است؟</span></em></span></p>
<p>::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
<p><span style="font-size: x-small;"><strong>مهران سهرابی اسمرود</strong></span></p>
<p>دانشجوی دکترای حقوق کیفری وجزا</p>
<p>::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::</p>
<p>واقعا در جامعه عجیبی زندگی میکنیم&#8230;<br />
پرونده ای تشکیل شده است اتهامی به یک نفر منتسب گردیده است هنوز علل ، عوامل و انگیزه های این جنایت، برای مقامات محترم قضایی هم دقیقا مشخص نیست.عده ای از مردم شریف محل کشف جسد متوفاه (طبق تصاویر ویدویی ارسال شده)در مقابل منزل و محل زندگی متهم بازداشتی جمع شده و کلهم اجمعین با دادن شعار &#8220;بی شرف و&#8230;&#8221;خواستار مجازات متهم میشوند!(پوزش عین کلمه را بکار بردم)</p>
<p>البته سوء تفاهم نشود حقیر خدای ناکرده قصد زیر سوال بردن شهروندان محترم پارس اباد نداشته و ندارم شاید اگر همین جنایت در شهر محل سکونت من یا هر شهر دیگری اتفاق می افتاد تقریبا همین عکس العمل رخ میداد بگذاریم و بگذریم&#8230;.</p>
<p>به عنوان یک دانشجوی حقوق از نحوه رفتار و عکس العمل انها در مورد یک کیس قضایی و نحوه مجازات خواهی انها گله مندم و این قبیل رفتارها را حقیقتا قابل تامل و تفکر میدانم&#8230;.ما را چه شده است؟</p>
<p>از طرف دیگر صد البته حقیر طرفدار این &#8220;متهم&#8221;و در صورت اثبات اتهام ایشان، خواستار عفو و بلا مجازات ماندن ایشان نیستم واقعا از قتل این دخترک معصوم از دیروز بسیار متاثر شده ام هر چند خود نیز از دلایل و انگیزه های ان بی اطلاعم.</p>
<p>در کشوری زندگی میکنیم که اصل ۳۹ ق.ا تعرض به متهم و مجرم را &#8220;به هر صورت که باشد&#8221;ممنوع و مستوجب مجازات&#8221;میداند مقرره ای پیش رفته تر از این؟تابع دینی هستیم که حرمت مومن را بالاتر از حرم کعبه میداند اموزه ای بالاتر از این؟چرا دفع فاسد به افسد میکنیم؟ما را چه شده است؟</p>
<p>دوستانی که به زبان ترکی اشنایی دارند و کلیپ را دیدند خوب متوجه میشوند که دادستان محترم پارس اباد چطور با وقار تمام مردم را به ارامش دعوت میکند؟بلافاصله مردم فریاد میزنند:&#8221;سنگسار سنگسار&#8230;&#8221;!سنگسار برای چی؟برای قتل؟ثابت شده؟برای زنای به عنف؟اثبات شده؟سنگسار برای کدام اتهام و کدام جرم؟!</p>
<p>نکند اتهام برای مردم اثبات شده مقامات قضایی از ان بی خبرند؟!نکنیم این کارها را&#8230;به این حرکات عجولانه و قانون شکنانه &#8220;افکار عمومی&#8221;گفته نمیشود!افکار عمومی مولفه هایی دارد که در این مقال مجال پرداختن به ان نیست&#8230;</p>
<p>حقیر طرفدار این متهم نیستم اما از لحاظ حقوقی می پرسم ایا صرف کشف جنازه دخترک معصوم از حیاط ان متهم دلیل استناد قتل یا سایر جرایم به ان متهم بازداشتی و مالا گردهم ایی مردم مقابل منزل او ودادن شعار&#8230;.هست؟!</p>
<p>هر چند به تجربه میدانم ۹۸ درصد مجرم همین متهم بازداشتی خواهد بود اما هنوز یقین نداریم و این یقین هم باید برای قاضی پرونده ایجاد می شود نه من شهروند&#8230;</p>
<p>اگر به فرض محال بعدا به هر دلیلی اثبات شود متهم بازداشتی فعلی در واقع بیگناه بوده شعار دهندگان چه جوابی در مقابل ابروی رفته این فرد خواهند داد؟به قول شاعر</p>
<p>کاین اب رفته باز نیاید به جوی خویش&#8230;صایب</p>
<p>به مقامات قضایی، به قانون ،به پلیس اعتماد کنیم کظم غیظ داشته باشیم اجازه دهیم مقامات قضایی کار خود را انجام دهند.و در صورت اثبات اتهام هم باز طبق قانون مجازات قانونی در حق محکوم علیه اجرا گردد(هر کسی که میخواهد باشد).<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=6908</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ابن سینا در تهران</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=1862</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=1862#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2013 07:16:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[اجل]]></category>
		<category><![CDATA[اینتر نت]]></category>
		<category><![CDATA[بخارا]]></category>
		<category><![CDATA[ترافیک]]></category>
		<category><![CDATA[تفریح]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[حق ویزیت]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دفترچه درمان]]></category>
		<category><![CDATA[دکترا]]></category>
		<category><![CDATA[رصد]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه اطلاعات]]></category>
		<category><![CDATA[علوم پزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[ماهواره]]></category>
		<category><![CDATA[محمد ولي سهرابي]]></category>
		<category><![CDATA[نجوم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=1862</guid>
		<description><![CDATA[قسمت دوم وپایانی ============ ابن سینای تهرانی ========== محمد ولی سهرابی اسمرود &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;  ۱۰ـ با ماجراهای پیش آمده، بوعلی یاد دورانی می‌افتد که در ساعات نیمه شب و معمولاً سکوت دل‌انگیز، زیر سوسوی چراغ، فارغ از این گرفتاری‌های روزمره، به فکر خلق آثار ارزشمند متعدد بوده است. ایامی که استراحت دو سه ساعته را کافی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قسمت دوم وپایانی</p>
<p>============</p>
<p dir="RTL"><strong>ابن سینای تهرانی</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>==========</strong></p>
<div>
<p dir="RTL"><strong><br />
</strong><strong>محمد ولی سهرابی اسمرود</strong></p>
<p dir="RTL">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p dir="RTL"><span id="more-1862"></span></p>
<p dir="RTL"><!--more--></p>
</div>
<div>
<p dir="RTL"><strong> ۱۰ـ با ماجراهای پیش آمده، بوعلی یاد دورانی می‌افتد که در ساعات نیمه شب و معمولاً سکوت دل‌انگیز، زیر سوسوی چراغ، فارغ از این گرفتاری‌های روزمره، به فکر خلق آثار ارزشمند متعدد بوده است. ایامی که استراحت دو سه ساعته را کافی می‌دانسته و باقی ایام را به تحقیق و نوشتن می‌پرداخته است و اینک همین دو سه ساعت، در ترافیک تلف می‌شود و باقی ساعات شبانه‌روز هم صرف خستگی ناشی از مشکلات شهری است یا پرسه زدن در اینترنت، تا مبادا کسی با خواندن آثارش، نقدهای منصفانه و غیرمنصفانه را نثارش کند و بی‌جواب بماند</strong><strong>!</strong><strong> </strong><strong></strong></p>
<p>۱۱<strong>ـ بوعلی جوانی است به شدت اهل تفریح و ورزش، از جمله: سواری، استحمام با آب سرد، معاشرت با شوخ‌طبعان، تماشای رقص و نشاط در مجالس بزم خصوصی، اما اینک در تهران حکایت به‌گونه‌ای دیگر است</strong><strong>.</strong></p>
<p><strong>سوارکاری تنها ورزشی است که سهم او در خانواده است، اما کو اسب، زمین کجاست؟ خانواده هر کدام سهم خود از ورزش و تفریح را گرفته‌اند و او مانده و رؤیای سوارکاری در هوای آزاد که در تهران یافت می‌نشود</strong><strong>!<!--more--><!--more--></strong></p>
<p>۱۲<strong>ـ بوعلی با توجه به علاقه خاصی که به نجوم دارد، هر شب هوس رصد ستاره می‌کند و با یک تیر، دو نشان می‌زند! هم به یاد مادرش ـ ستاره می‌افتد و هم وقتی شب از نیمه می‌گذرد، با ابزار نجومی، آهسته پشت‌بام مجتمع می‌رود، غافل از اینکه دو نفر از همسایه‌ها قبل از او پشت بام تشریف دارند و دیش ماهواره‌هایشان را مکان‌یابی می‌کنند و او شرمنده از همسایگان محترم، عطای رصد را به لقایش می‌بخشد و می‌خواهد بخوابد که صدای گوش‌خراش ضبط همسایة مجتمع روبه‌رو، اجازة چشم بر هم زدن را هم به او نمی‌دهد</strong><strong>.</strong></p>
<p>۱۳<strong>ـ زندگی در تهران جوان ۱۸ سالة شاد و شنگول بخارائی را مستأصل کرده و هوای آلوده شهر، نفسش را بند آورده است. ماه‌هاست درد قفسة سینه، گردن، سوزش چشم و سردردهای مزمن، امانش را بریده است و پس از چند بار درخواست از اعضای خانواده، عاقبت خانمش با صرفنظر از کلاس آیروبیک، با منت او را به درمانگاه نزدیک خانه می‌برد. ابوعلی با تحویل دفترچه درمان، جواب می‌شنود که دفترچه قبول نمی‌کنیم. بحثشان بالا می‌گیرد و ناچار به پرداخت حق ویزیت می‌شود، نفر بیست و ششم است، اما خوشبختانه کمتر از یک ساعت، نوبت او می‌شود، تعجب می‌کند، غافل از اینکه پزشک محترم برای هر مریض بیشتر از ۳ دقیقه وقت نمی‌گذارد! به یاد دوران طبابت خود می‌افتد که برای هر مریض، بیشتر از ۲ ساعت وقت می‌گذاشت</strong><strong>!</strong></p>
<p>۱۴<strong>ـ وارد مطب دکتر می‌شود و شروع می‌کند از دردهای مختلف گفتن، دکتر می‌گوید، ببخشید من ابن‌سینای حکیم نیستم که جامع همة علوم پزشکی باشم، تخصص من ستون فقرات است، آن هم در مرحله تشخیص و برای درمان باید متخصص مغز و اعصاب هم بروید. بوعلی باشنیدن این حرف، یاد ایامی ‌افتد که دست تنها و بدون منشی، روزانه بربالین مریض‌های زیادی حاضر می‌شد که درد مشترک نداشتند. از روان‌ درمانی گرفته تا شکستگی استخوان، به مدد تجربه و اطلاعات کامل او، درمان می‌شدند، اما با این دانش و تبحر، معتقد بود</strong><strong>:</strong></p>
<p><strong>دل گرچه در این بادیه بسیار شتـافت</strong><strong></strong></p>
<p><strong>یک موی ندانست ولی موی شکافت</strong><strong></strong></p>
<p><strong>اندر دل من هـــزار خورشید بتافت</strong><strong></strong></p>
<p><strong>آخر به کمـــــال ذره‌ای راه نیـافت</strong><strong><br />
۱۵ </strong><strong>-ابن سینای جوان با مشاهدة چنین وضعیتی در علوم پزشکی و تخصصی شدن رشته‌ها، به فکر شرکت در کنکور سراسری است، اما یادش می‌آید که هنوز در هیچ کلاس فوق برنامه و آموزشگاه‌های خصوصی شرکت نکرده و روش تست‌زنی را نیاموخته است، اندکی دلسرد می‌شود، اما به ناگاه یادش می‌آید که سازمان سنجش اعلام کرده حدود ۲۵۰ صندلی در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی خالی است و به هر حیله‌ای می‌خواهند جوانان رشید مملکت را وارد دانشگاه کنند، حتی با نمره‌های منفی، حتی با معدل ۱۰، حتی اگر در کنکور شرکت هم نکرده باشند. با این دیدگاه، امیدش زنده می‌شود که می‌تواند با هر سطح علمی که دارد، دانشجو شود و آمار فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را هم افزایش دهد! و نیازی به هوش و ذکاوت و استعداد آنچنانی نیست و رنج سفر بغداد و چین و ماچین برای شیخ الرئیس‌های دوران کهن بوده تا ما حالا حالا‌ها فقط پزشان را به‌دنیا بدهیم</strong><strong>!</strong></p>
<p>۱۶ <strong> -ابن سینای جوان که به شدت تحت تأثیر مد ماهواره‌ای قرار گرفته، به جای بستن دستار و پوشیدن لباس بلند، چنان تیپی زده که دست همة جوانان غربی را هم از پشت بسته است و این وضعیت، باب میل پدرش – عبدا&#8230; و مادرش – ستاره نیست و آن‌ها به شدت از وضعیت آرایش و پوشش پسرشان ناراحت هستند اما او همچنان از تفاوت فرهنگ نسلها حرف می‌زند و گوشش بدهکار نصحیت نیست</strong><strong>!</strong></p>
<p>۱۷ <strong>-ابن سینای رشید در تکاپوی شدید برای رسیدن به ثروت، بدون تلاش و اصطلاحاً یک شبه به آب ونوارسیدن است، وقتی دوستان سابقة او را در کسب علم و دانش و میل و رغبتش را در پیمودن مدارج علمی یادآور می‌شوند و به این گفته او استناد می‌کنند</strong><strong>:</strong><strong> </strong><strong></strong></p>
<p><strong>&#8220;جان مثل شیشه است و علم مانند چراغ&#8221;</strong><strong></strong></p>
<p><strong>می‌گوید: اکنون دیگر علم در دست من فقط چراغی است که در تاریکی هم با آن دنبال ثروت می‌گردم، نه چیز دیگر! علمی که با واریز پول بیشتر به حساب انواع و اقسام دانشگاه غیرانتفاعی، شبانه و &#8230; حاصل می‌شود، ثروت سوز است، پس: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟</strong><strong>!<br />
۱۸</strong><strong>-ابوعلی سینا با همة این اوصاف، حاضر نیست تهران را ترک کند و به یارودیارخود بپیوندد! او معتقد است تازه دنیا را جور دیگری می‌بینم. خام بودم و نمی‌دانستم که در این دنیا شهری است که بیشتر ساکنان آن از زندگی می‌نالند اما هرگز راضی به ترک آن نیستند و من هم بر عمر تلف کردة خویش در راه کسب علم و دانش تأسف می‌خورم و برانبوه کتاب‌هایی که تا ۱۸ سالگی خواندم و تازه فهمیدم اگر هم نخوانده بودم، اینک حتی مدرک دکترایم را از یکی از این مراکز دانشگاهی گرفته بودم و به جمع بیکاران دانشگاهی پیوسته بودم</strong><strong>!.</strong></p>
<p>۱۹ <strong>-با این صحبت‌ها، یکی از دوستان نزدیکش گفت: خوب، شما بدون ورود رسمی به دانشگاه هم، می‌توانستید به پاس سال‌ها تلاش و رنج فراوان سفر، برای علم آموزی، حداقل مدرک دکترای افتخاری از دانشگاه ابوعلی سینای همدان بگیرید و این دردسرها را هم نداشته باشید</strong><strong>!</strong></p>
<p>۲۰ <strong>-ابن سینا با شنیدن این نظر به یاد بیت شعری از خود افتاد</strong><strong>:</strong></p>
<p><strong>بیرون جستم ز قید هر مکروحیل</strong><strong></strong></p>
<p><strong>هر بند گشــاده شد مگر بند اجل</strong><strong></strong></p>
<p><strong>این بگفت و اجل مهلت دیگر بدو نداد تا به او بنماید که تهران بخارا و همدان نیست که به هر حیله و تدبیر گشاینده مشکلات فراوان زندگی باشی، ارجوانمرگ شدن گریزی نیست که نیست.</strong></p>
</div>
<p dir="RTL"><strong> </strong></p>
<p dir="RTL"><strong>به نقل از روزنامه اطلاعات،چهار شنبه،۶ آذر ۱۳۹۲</strong></p>
<p dir="RTL">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=1862</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
