<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; ذوالفقار ستاری</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%B0%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%82%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>حرفی ازآن هزاران</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=1825</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=1825#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Nov 2013 03:33:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[ذوالفقار ستاري]]></category>
		<category><![CDATA[روستای اسمرود]]></category>
		<category><![CDATA[شهدای اسمرود]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[محمود آباد]]></category>
		<category><![CDATA[موسسه خیریه شهدای اسمرود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=1825</guid>
		<description><![CDATA[&#160; (گزارشی از مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی اسمرود) &#160; * ذوالفقار ستاری اسمرود &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; سلام وصلوات  بر قافله سالار عشق (حضرت اباعبداله الحسین) وپروانگانی که در حریمش  عاشقانه سوختند . &#8220;حسین غرق بلا سیماسی خندان حسین حیرتده گویدی کایناتی &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211; امسال نیز چون سالهای گذشته مراسم عزاداری در سوگ  امام حسین (ع)با شکوه بیش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span id="more-1825"></span><!--more--><!--more--><!--more--></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>(گزارشی از مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی اسمرود)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>* ذوالفقار ستاری اسمرود</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p><!--more--></p>
<p>سلام وصلوات  بر قافله سالار عشق (حضرت اباعبداله الحسین) وپروانگانی که در حریمش  عاشقانه سوختند .</p>
<p>&#8220;حسین غرق بلا سیماسی خندان</p>
<p>حسین حیرتده گویدی کایناتی</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p>امسال نیز چون سالهای گذشته مراسم عزاداری در سوگ  امام حسین (ع)با شکوه بیش از پیش با حضور مشتاقان حضرتش در اسمرود برگزار شد.</p>
<p>مراسم از ظهر روز تاسوعا با حضور تدریجی عزاداران در سر سفره احسان که توسط اقای رضایی تدارک دیده شده بود شروع شد .پس از صرف احسان واقامه نماز دسته زنجیروسینه زنی تشکیل وجلوی مسجد ،ذاکرین اهل بیت اقایان طاهری ،ستاری وابراهیم نوری(یاد ناله های  حزین پدرش حاجی برات &#8220;خداوند شفای عاجل دهد&#8221; بخیر)   به نوحه خوانی پرداختند.<!--more--><!--more--><!--more--><!--more--><!--more--><!--more--><!--more--><!--more--></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برخلاف سنت سالهای گذشته امسال قرار بود دسته محمود آبادی ها بعد از ظهربیایند که حدود ساعت ۳علمهای برافراشته آنها از کنار قبرستان نمایان شد ما هم با نوحه خوانی مخصوص تانزدیک رود خانه به استقبال آنها رفتیم پس از عزاداری در مسجد، حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج اقا صمدی به منبر رفتند ودر شرح ماوقع عاشورا به خطابه پرداختند، ایشان خلاصه وعصاره قیام اباعبدالله را اقامه نماز وامر به معرف ونهی از منکر بیان داشتند که همه  به زبان می گویندولی در عمل خبری نیست وتفسیری از اتفاقاتی که در جهان تشیع وجبهه استکباررخ می دهدبیان داشتند وفرمودندچگونه تمامی جهان کفردر سوریه لبنان وعراق و&#8230; متحد شده اند تا اساس اسلام را از ریشه بخشکانند  ما هم موظفیم باتمام قوا در مقابل آنها متحد باشیم همچنین  از آفتهای عزاداری سخن گفتند ومخصوصا جوانهارا به احیای نمازوهمچون نسلهای گذشته اشان به وحدت وهمدلی دو روستای همجوار توصیه نمودند.<!--more--></p>
<p>پس از منبر در مصافحه ای که با حاج اقا صمدی داشتیم ایشان گلایه ای هم داشتندکه با وجود مطالب وزین سایت چرا هیچ یادی ازحادثه ای که در این مراسمات برای مرحوم کاظم صفری افتاد، نشده که بحق بود. حاج رسول انام پور که قرار بود در اول مجلس به خیر مقدم بپردازند پس ازمنبر پشت تریبون رفتند وخیر مقدم زیبای چند دقیقه ای ایشان با وجوددلهای آماده حضار به ذکر مصیبت هم منجر شد.</p>
<p>پس از بدرقه آنها نمازبرپاشد وسفره احسان که توسط خانواده محترم اقای کتاب اله اسدیان تدارک دیده شده بودگسترده شد وپس از آن هیئت امنای محترم مسجد که البته امسال تعدادشان ده دوازده نفری میشدالبته وبعضی وقتها بیشتر از تعداد عزاداران!که خدااجرشان دهد  برای جمع نمودن نذری ها اعلام آمادگی کردند نذری ها متفاوت بود ازپول نقد گرفته تا دیگ وکتری وزنجیرو پتو وفرش ،سیمان کاری ،مشارکت در ساخت سرویس بهداشتی ،وبرای سالهای بعدخرید اکووجا کفشی که خدا همه راقبول دستگاه کریمه امام حسین قرار دهد.</p>
<p>وچه لذتی داشت شنیدن نذری حسینیانی که نیاز سنجی خوبی کرده بودند . امسال آقای سلیمان سهرابی به پاس احترام وتذکرواحیای یک سنت حسنه لیستی از در گذشتگان قدیم وجدیدتهیه نمودند واقای انام پور با ذکر نام هر یک از آنها وخاطرات کوتاهی از رفتاروخدماتشان در مسجد با ذکر صلواتی یاد می کرد.از جمله پخش شربت مرحوم اژدر عمی ومرحوم مشهدی علیرضا، شاخسی گویی مرحوم بهار علی مهری ،آتش زدن خیمه ها توسط مرحوم مشهدی سراج وسپس گریه بی امانش ،سینه زنی سینه چاکانه مرحوم مشهدی یدالله ومشهدی اصلان،مدیریت نظم مسجد توسط مرحوم مشهدی فیروز وحسین سهرابی ،طشت گردانی ها وعلم چرخانی ها توسط افراد مختلف ،همچنین مدیریت امورات مسجد از تمام جهات توسط حاج گلعلی سهرابی در طول چند سال، که خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت وقرار شد لیست کاملی  از مادران در گذشته نیز برای سالهای آتی تهیه شود وهمه ساله یاد شوند .</p>
<p>مراسم روز عاشورا نیز طبق سنوات گذشته از ساعت ۱۱صبح با حرکت دسته عزاداران  جلوی مسجد به طرف قبرستان ومزار یادمان شهدا شروع و تا اذان ظهرواقامه نماز جماعت در مسجد ادامه داشت  .ودرنهایت با صرف احسان اقای داوود رحیمی که نذری مرحوم مشهدی سیف الله بود مراسم به اتمام رسید.</p>
<p>حقیقتا مراسم خالصانه وبی ریایی بود جای خیلی ها نسبت به پارسال خالی بود که خداوند همه آنهایی که حضور داشتند وآنهایی که به هر طریق توفیق حضور نیافتند وهر نقطه ای کشور دلشان به عشق لبیک امام حسین وحضرت ابوالفضل وعزاداری در اسمرود می تپیید مورد عنایت خود قرار دهد . ان شاالله</p>
<p>البته تصاویری هم تهیه شده بود که حقیقتش چون مجید در دسترس نبود بلد نبودم ارسال کنم.وازجوانان عزیز در خواست دارم  که این کار را انجام دهند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>از آقای ذوالفقار ستاری سپاسگزارم که گزارش کامل مراسم امسال رابه زیبائی توصیف و به موقع هم ارسال کرده اند.البته بقیه دوستان هم می تواننداز زاویه نگاه خود مراسم عزاداری را به تصویر کشیده  وبرای درج در سایت ارسال کنند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=1825</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خیالهای شیرین کودکی&#8230;/نوشته ی:ذوالفقار ستاری اسمرود</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=1249</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=1249#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Mar 2013 09:21:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سايت]]></category>
		<category><![CDATA[آق بولاغ]]></category>
		<category><![CDATA[اسمرود]]></category>
		<category><![CDATA[ذوالفقار ستاري]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[چهارشنبه سوري]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=1249</guid>
		<description><![CDATA[           &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.        دوباره بهار با هزاران ناز وافسون  از راه می رسدودست مشاطه گر طبیعت ،هنرمندی خود را به جلوه گذاسته است ومرا به خیالهای شیرین کودکی ام فرا می خواند، به همان دوران که سمند تیز پای اروزوهایم به هی کوچکی از تاخت می ایستاد وبه سهم کوچکی از خوردن وپوشیدن رنگین قانع [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">         </p>
<p dir="rtl"> &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.  <span style="font-size: medium;">    </span></p>
<p dir="rtl">  دوباره بهار با هزاران ناز وافسون  از راه می رسدودست مشاطه گر طبیعت ،هنرمندی خود را به جلوه گذاسته است ومرا به خیالهای شیرین کودکی ام فرا می خواند، به همان دوران که سمند تیز پای اروزوهایم به هی کوچکی از تاخت می ایستاد وبه سهم کوچکی از خوردن وپوشیدن رنگین قانع می شد.<br />
نوروز ،این حقیقت نشاط انگیز روزگار ،حقیقتا برای ماروزهای شاد وزیبایی در پی داشت ،ان چنانکه با تمام وجودلمسش می کردیم، از انتظار شیرین روز شماری گرفته تا چیدن مقدمات ساده کودکانه (اوردن گون واولمز)برای برپایی اتش ودر نهایت روزرویایی نوروز که به جمع صمیمی می گفتیم ومی خندیدیم وبه بازیهای کودکانه روزگار غم وغصه را به سخره می گرفتیم.<br />
  امدن نوروز برای ما که در شهر به درس وتحصیل مشغول بودیم رنگ دیگری داشت  چرا که هم به فراغت از درس ومدرسه ومحدودیت های ان ،وهم به رفتن به آغوش گرم روستا ودیار هم بازیهای عید می انجامید.          ده روز مانده به عید، اسباب ووسایل را جمع می کردیم وبه انتظار می نشستیم که مجوز تعطیلات صادر شود وبه محض فرارسیدن روز موعود، به هر وسیله خودمان را به ارسین چایی می رساندیم. رود همچون سردار پیروزمی خروشید ورجز می خواند، چرا که غول زمستان را به عقب رانده بود ولشگر سرما را تاررومار کرده بود، به هزار زحمت می گذشتیم، دل به کوه وبرف می سپردیم ،خستگی راه رابه امید روزهای خوش به جان می خریدیم .کوله بارهرکسی به اندازه خودش ساده بود؛ شلوارداکرون تازه وکاموای رنگین ویک جفت کفش شادانپوروجوراب سفید  وشاید یک کیلو ترب که به هدیه گذاشته بودند.</p>
<p dir="rtl">  به روستا که می رسیدیم ،از فردا بازیها شروع می شد که همه می دانید روز عید ازنفری ۲۰تومان کمتر وبیشتر جمع می کردیم ، یک نفر مامور جمع کردن یک قاشق روغن  ودیگری  یک پیاله برنج ویک عدد تخم مرغ ودونفر مامور رفتن به محمود اباد که از تنها مغازه انجا  یک کیلونخود وکشمش و یک قوطی شکلات بخرند که در نهایت از ان خرید ۴عدد شکلات ویک استکان نخودوکشمش به نفری می رسید وبقیه را هم خود می دانید  ومقایسه کنید زرق وبرق هایی که امروزه نه تنها شادی نمی آورند، بلکه تنها ارمغانشان اضطراب است واسترس ووشایدکل سهم بشر از تمدن وپیشرفت امروزی، خزیدن در کنج تنهایی وافسردگی که با وجود تمام امکانا ت ، احساس خوشبختی  نمی کند.</p>
<p dir="rtl">&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p dir="rtl">*با این متن وخاطره زیبا از آقای ستاری،با یاد خوش دوران کودکی،به استقبال چهارشنبه سوری می رویم ، به امید اینکه بخت همه ایرانی ها_خصوصا اسمرودیهای عزیز، به زلالی آب قایالی بولاخ وجین دره باشد که اسمرودیهاپس از مراسم چهار شنبه سوری ،صبح زود برای چشم روشنی وشگون،حتما یکی دو بار از روی آب رودخانه می پریدند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=1249</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
