<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; جهاد اکبر</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%83%D8%A8%D8%B1" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>معجزه ی سرخ</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=927</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=927#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Nov 2012 14:28:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[اسمرود]]></category>
		<category><![CDATA[جهاد اكبر]]></category>
		<category><![CDATA[جوانان امروز]]></category>
		<category><![CDATA[دكتر علي شريعتي]]></category>
		<category><![CDATA[ذكر مصيبت]]></category>
		<category><![CDATA[سخني از حضرت آيت الله خامنه ايدر باره امام حسين (ع)]]></category>
		<category><![CDATA[سينه زني]]></category>
		<category><![CDATA[شمر]]></category>
		<category><![CDATA[شهادت]]></category>
		<category><![CDATA[عاشورا]]></category>
		<category><![CDATA[عزاداري سنتي]]></category>
		<category><![CDATA[علم وكتل]]></category>
		<category><![CDATA[محمد ولي سهرابي]]></category>
		<category><![CDATA[مداحي]]></category>
		<category><![CDATA[موسسه اطلاعات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=927</guid>
		<description><![CDATA[محمد ولی سهرابی اسمرود   … بنا می‌کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن. مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌های قشنگش بوده؟ مگر شما اصلاً اباالفضل را دیده‌اید و می‌دانید چشمش چگونه بوده؟ قد رشید که خیلی در دنیا هست. ورزشکارهای زیبایی اندام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl" align="center"><strong>محمد ولی سهرابی اسمرود</strong></p>
<p dir="rtl" align="center"><strong> </strong></p>
<p dir="rtl">…<span style="font-size: small;"> بنا می‌کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن. مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌های قشنگش بوده؟ مگر شما اصلاً اباالفضل را دیده‌اید و می‌دانید چشمش چگونه بوده؟ قد رشید که خیلی در دنیا هست. ورزشکارهای زیبایی اندام که خیلی هستند.<strong></strong></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl" align="right"><strong>                                         <span style="font-size: x-small;"> <span style="font-size: medium;">                                                                                           مقام معظم رهبری-حضرت آیت الله خامنه ای    </span></span></strong></p>
<p dir="rtl" align="right"><strong><span style="font-size: x-small;"><span style="font-size: medium;">                         </span></span></strong></p>
<p dir="rtl" align="right"><strong><span style="font-size: x-small;"><span style="font-size: medium;">   </span></span></strong><span style="font-size: medium;"><strong>                      </strong><strong></strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;"> </span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">یاد دوران کودکی به خیر، محرم که می‌شد، مسجد روستای اسمرود رنگ و بوی دیگری می‌گرفت، نخست زنان و دختران روستا چند روز مانده به محرم، فرش، گلیم، جاجیم، پالازو… را که حاصل دسترنج خودشان بود و به عشق امام حسین(ع) بهترین آنها را تقدیم آستانه‌اش کرده بودند، تمیز می‌کردند، آب و جارو می‌زدند، سماور برنجی بزرگ و قدیمی را با استکان و نعلبکی‌هایی که گویی چایی خوردن با آنها برای اهالی روستا شیرینی و حلاوت دیگری داشت، آمادة پذیرائی از میهمانان می‌کردند.<span id="more-927"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">مردان روستا تنها علم چوبی مسجد را که سال‌های سال از گذشتگان به یادگار مانده بود و برای همه تقدس ویژه‌ای داشت، با پارچة سیاه جدید آماده می‌کردند برای دستجات سینه‌زنی و زنجیرزنی. چند بیرق سیاه کوچک هم برای کودکان روستا با پیشانی بند سیاه آماده می‌شد. پیراهن‌های سیاه مخصوص که یک سال در صندوق چوبی مسجد انتظار چنین روزهایی را می‌کشیدند، توسط ریش سفیدان روستا، روز اول محرم در بین عزاداران توزیع می‌شد، فانوس‌های نفتی مخصوص دستجات عزاداری برای بیرون از مسجد آماده می‌شدند، منبر چوبی مسجد که عمرش چندین برابر عمر پیرمردان روستا بود، با چند قالیچه و گلیم خود روستا تزیین می‌شد و آنگاه یک پارچة مشکی بزرگ روی آن را می‌پوشاند و… .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">همة دار و ندار و اسباب و لوازم عزاداری روستای اسمرود خلاصه می‌شد در همان‌هایی که نوشتیم. امّا وقتی صف سینه‌زنی اهالی شکل می‌گرفت و کربلائی قنبر، مشهدی سبزعلی، مشهدی عوض، مشهدی رستم، مشهدی علیرضا، مشهدی فیض‌الله، قربان، صورت، بهارعلی، نوروز، یدا…، افضل و… لباس مخصوص سینه‌زنی را به تن می‌کردند،شور عجیبی در جمعیت حاضر به وجود می‌آمد، آنها ریش‌سفیدان و بزرگان روستا بودند و وقتی پیشقدم می‌شدند، میانسال‌ها، جوانان و نوجوانان دیگر حال و هوای دیگری می‌یافتند. ریش سفیدها صف اوّل بودند و بقیه هم به ترتیب حلقة سینه‌زنی را تکمیل می‌کردند و وقتی حاج برات – مداح روستا در وسط حلقة عزاداری کتاب قدیمی‌اش را دست می‌گرفت و می‌گفت: بر شمر پلید لعنت، بر هواداران یزید لعنت و… و عزاداران با صدای بلند (بیش لعنت) می‌گفتند، شور حسینی در مسجد روستا آغاز می‌شد. نه از بلندگو و اکو برای حاج برات خبری بود و نه از پروژکتور، کُتل چند متری، ساز و دهل و… امّا وقتی دست‌های کربلائی قنبر بالا می‌رفت و بر سینه فرود می‌آمد و جمعیت یکصدا فریاد می‌زدند: «حسینیم وای، حسینیم وای» گوئی صحنة کربلا و روز عاشورا در وجود همگان مجسم می‌شد و چه اشکی می‌ریختند عزاداران حسینی و چه حالی می‌بردیم ما کودکان حاضر در مراسم و چه حسرتی می‌خوریم برای همان روزها که دیگر تکرار نمی‌شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">سال‌هاست که پایتخت نشینی اجباری، توفیق حضور در چنان جمعی، با چنان حال و هوایی و با چنان شور و <span style="text-decoration: underline;">شعوری</span> را از حقیر سلب کرده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">وقتی وارد هیأت مذهبی و مساجد می‌شوی، با دسته و گروه عزاداران در محله، کوچه و خیابانی همسفر می‌شوی، ادوات و تجهیزات دستجات عزاداری را می‌بینی، اصل قضیه فراموشت می‌شود! یا باید محو تماشای علم و کتل عظیم الجثه‌ای شوی که ۷ الی ۸ نفر برای حمل آن اسیرند، یا مواظب پردة گوشت باشی که از نواخته شدن بر طبل‌های بزرگ ژاپنی و کره‌ای و… تمام وجودت را می‌نوازد و می‌لرزاند!</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">گوئی بیشتر هم و غم عزاداران و بزرگان هیأت‌ها رفته رفته متوجّه سروسامان دادن به همین ابزاروآلات جانبی است تا غنا بخشیدن به روح عزاداری. اگر دقیق شوید، گاهی تعداد افرادی که اسیر حمل و نگه‌داری این ابزار هستند، برابر و گاهی بیشتر از تعداد سینه‌زنان و زنجیرزنان است!</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">اگر به این صحنه‌های دیدنی، برخی مداحی‌هایی که دانسته یا ندانسته به حادثة عاشورا و قضایای آن شاخ و برگ و وصله‌های ناجور می‌چسبانند را نیز اضافه کنید، شما هم جای من باشید، حتماً  صحنه‌های فراموش نشدنی عزاداری دوران کودکی روستائیان را با آن توصیفات و توضیحات به یاد خواهید آورد و حسرت چنان روزهایی را خواهید خورد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">عده‌ای می‌گویند اگر در قضیة محرم، تاسوعا و عاشورا فقط به حقیقت و ماوقع اکتفا کنیم و صحت و سقم واقعه را بیان کنیم، برای جنبه حزن‌انگیزی قضیة کربلا چیزی باقی نمی‌ماند به جز (قتل‌الحسین بکربلا فی‌یوم عاشورا عطشاناً مظلوما).</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">نمی‌دانم این چه توجیهی است برای بیان شورانگیزترین حادثة تاریخ شیعه که اگر به واقعیات آن با دید کارشناسی پرداخته شود، هیچ نیازی به حاشیه رفتن و گریز زدن به غیرواقعیات نیست. رهبر انقلاب ـ حضرت آیت‌ا&#8230; خامنه‌ای چه زیبا تبیین کرده‌اند همین قضیه را:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">«بنازم تفکر انقلابی شورانگیز شیعی را و مکتب آموزش فداکاری و جهاد و شهادت را که در چنین حادثه‌ای که برای همه تلخ است، یک غوغای شور و شعف در دل شیعیان به وجود می‌آورد».</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">معلم شهید ـ دکتر علی شریعتی هم در این زمینه دیدگاه جالبی دارند:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">«شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگ پیروزی بوده است که دامنة فتوحاتش در سطح جامعه، در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد؟ حسین(ع) با شهادت (یدبیضا) کرد، از خون شهیدان (دم مسیحائی) ساخت که کور را بینا می‌کند و مرده را حیات می‌بخشد&#8230; اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که شهادت جنگ نیست، سیاست است؛ سلاح نیست؛ پیام است؛ کلمه‌ای است که با خون تلفظ می‌شود.»</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">به تعبیر مرحوم شریعتی، وقتی رخدادی در عمق اندیشه و احساس افرادی ریشه بدواند، تنها یک تلنگر و اشاره به واقعیات حادثه کافی است تا ذهن‌ها را به عمق واقعه ببرد و حتی حزن و اندوه را نیز در دل و جان دلدادگان ائمه و اهلبیت(ع) بنشاند و دیگر نیازی به بازیچه گرفتن عواطف و احساسات مردم، با توسل به هر لطایف الحیلی نیست، حتی اگر به قصد ایجاد حزن و اندوه و گریاندن جمعی باشد. شاید شما هم سخنرانی رهبر انقلاب در نمازهای جمعة سالهای قبل و یا دیدارهای مردمی ایشان در ایام محرم را دیده و شنیده‌اید، وقتی به ذکر مصیبت می‌رسند، با ذکر واقعیات تاریخی عاشورا، بدون توسل به حاشیه، چنان صحنه‌های بدیع و جالبی را ترسیم می‌کنند، که هر کس با توجه به مکنونات قلبی خود، واقعیات را آنچنانکه بوده مجسم می‌کند و یا چنان تحت تأثیر فضای محزون واقعه قرار می‌گیرد که تنها اشک می‌تواند تسلی‌بخش دل او باشد و بس. در مقابل ،محافل و مجالسی را می‌بینیم و مداحی‌هایی را می‌شنویم که از هر نمایشی و هر وسیله‌ای برای متأثر کردن دیگران بهره می‌گیرند، غافل از اینکه نه خود بهره‌ای می‌گیرند و نه دیگران و نه حتی امام حسین(ع)!</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">حسن ختام اینکه: مراسم عزاداری ماه محرم فرصتی است برای بیان حقیقت تاریخ در همة زمان‌ها و همة مکان‌ها، نه پرداختن به افسانه‌ها و حاشیه‌های دور از متن و تحریف‌های وحدت‌شکن و دشمن‌طلب.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: medium;">اگر عزاداری ما به سبک سنتی و دسته‌جمعی برگزار شود، اگر مطالب دور از شأن و عزت اهلبیت و ائمه و امام حسین(ع) و یارانش در مجالس و محافل بازگو شود، اگر آفت‌های دخیل در مراسم و عزاداری‌ها شناسایی، ریشه‌یابی و ریشه‌کن شود، اگر سر علم‌کشی کل نگذاریم و علم و کتل و ضبط و اکو ملاک فخر و فخرفروشی هیأتمان نشود، اگر معتقد باشیم که یکی از پیام‌های عاشورا و امام حسین(ع) یکپارچگی و وحدت بوده و در هر کوی و برزنی خیمه و تکیه و&#8230; بنا نکنیم، اگر از عزاداری‌ها به عنوان فرصت سیاسی برای رسیدن به مقصد و مقصودمان بهره نبریم، اگر بپذیریم شهادت هنر مردان خداست و خوب مردن هم هنر بزرگی است که امام حسین(ع) و یارانش از این هنر به خوبی برخوردار بودند، خواهیم پذیرفت که ما هم به وظیفة زینبی خود برای پیام‌رسانی این حادثة تاریخی به خوبی عمل کرده‌ایم. اگر چنین شد، راز تکرار هر سالة محرم و عاشورا و حماسة درخشان حسینی برای همیشه در بین نسل‌های ما جاودانه خواهد ماند تا بدین طریق روحیة ظلم‌ستیزی هم در گذر زمان گم نشود، چرا که همة واقعیت قیام اباعبدا&#8230; در ظلم‌ستیزی آن حضرت خلاصه می‌شود.  </span>                       </p>
<p dir="rtl">              </p>
<p dir="rtl">                            منبع:جوانان امروز- ماهنامه موسسه اطلاعات- دیماه۸۶- سخن سردبیر</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=927</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
