<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title> &#187; الگو</title>
	<atom:link href="http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;tag=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://aftabasmarod.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 11 May 2026 12:19:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.4.1</generator>
		<item>
		<title>سه صحنه&#8230;</title>
		<link>http://aftabasmarod.ir/?p=5386</link>
		<comments>http://aftabasmarod.ir/?p=5386#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Dec 2016 10:29:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد ولی سهرابی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخبار سايت]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[ارزش های اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[الگو]]></category>
		<category><![CDATA[امام جعفر صادق(ع)]]></category>
		<category><![CDATA[ایران وروم]]></category>
		<category><![CDATA[بحار الا نوار]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[جهاد]]></category>
		<category><![CDATA[حجاز]]></category>
		<category><![CDATA[حضرت ایت الله خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[حکومت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سیره معصومین]]></category>
		<category><![CDATA[طائف]]></category>
		<category><![CDATA[عالم آل محمد(ص)]]></category>
		<category><![CDATA[عدالت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[فتح مکه]]></category>
		<category><![CDATA[مدینه]]></category>
		<category><![CDATA[ولادت پیامبر(ص)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://aftabasmarod.ir/?p=5386</guid>
		<description><![CDATA[سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص) ============================================&#62; خجسته میلاد با سعادت پیامبر مهربانی ورحمت- حضرت محمدبن عبد الله(ص) وزاد روز با سعادت عالم آل محمد- اُ سوه علم وتقوا- حضرت امام جعفر صادق(ع) را شادمانه،به همه مسلمانان ، وشما هم ولایتی های  عزیز،تبریک می گوئیم. به این مناسبت،مقاله&#8221;سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص) رابا صلوات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: x-large; background-color: #99cc00;">سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص)</span></p>
<p><span id="more-5386"></span></p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">============================================&gt;</span></p>
<p>خجسته میلاد با سعادت پیامبر مهربانی ورحمت- حضرت محمدبن عبد الله(ص)</p>
<p>وزاد روز با سعادت عالم آل محمد- اُ سوه علم وتقوا- حضرت امام جعفر صادق(ع)</p>
<p>را شادمانه،به همه مسلمانان ، وشما هم ولایتی های  عزیز،تبریک می گوئیم.</p>
<p>به این مناسبت،مقاله&#8221;سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص) رابا صلوات بر</p>
<p>محمد(ص) وآل محمد(ص) تقدیم شما می کنیم.</p>
<p><span style="font-size: x-large; background-color: #99ccff;">سه صحنه از زندگی پیامبر اکرم(ص)</span></p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::&gt;</span></p>
<p>خداى متعال به ما مسلمانان دستور داده است</p>
<p>که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز</p>
<p>زندگى اســـت. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود،</p>
<p>بلکـــه در رفتار خـــود، در هیأت زندگى خود، در</p>
<p>چگونگى معاشـــرت خود با مردم و با خانواده، در</p>
<p>برخوردش با دوستان، در معامله اش با دشمنان و</p>
<p>بیگانـــگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه</p>
<p>چیز اسوه و الگو است.</p>
<p>جامعه اســـلامى ما آن وقتى به معناى واقعى</p>
<p>کلمه جامعه اسلامى کامل است که خود را بررفتار</p>
<p>پیامبـــر منطبق کنـــد. اگر به طور صد در صد مثل</p>
<p>رفتار آن حضرت عملى نیست &#8211; که نیست- لااقل</p>
<p>شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عکس جریان زندگى</p>
<p>نبى اکرم بر زندگى ما حاکم نباشـــد؛ در آن خط</p>
<p>حرکت بکنیم.</p>
<p>در ســـه صحنه از صحنه هاى مهم زندگى،</p>
<p>جمـــلات مختصرى از آن بزرگوار عرض مى کنم.</p>
<p>البته در این باب کتاب هاى مفصل نوشته شده است</p>
<p>و سخن، طولانى تر و مبسوط تر از آن است که در</p>
<p>گفتارهایى از این قبیل بشود حق آن را ادا کرد. از</p>
<p>هر خرمن گلى، خوشه اى باید چید؛ براى این که</p>
<p>در ذهن ما یاد آن بزرگوار همیشه زنده باشد.</p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ccffff;">صحنه دعوت و جهاد</span></p>
<p>صحنـــه اول از زندگى پیامبر، صحنه دعوت</p>
<p>و جهاد بـــود.کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق</p>
<p>و حقیقـــت، و جهـــاد در راه این دعوت بود. در</p>
<p>مقابـــل دنیاى ظلمانى زمان خود، پیامبر اکرم دچار</p>
<p>تشویش نشد. چه آن روزى که در مکه تنها بود، یا</p>
<p>جمع کوچکى از مسلمین او را احاطه کرده بودند</p>
<p>و در مقابلش ســـران متکبر عرب، صنادید قریش</p>
<p>وگردنکشان با اخلاق هاى خشن و با دست هاى</p>
<p>قدرتمند قرار گرفته بودند، و یا عامه مردمى که از</p>
<p>معرفت نصیبى نبرده بودند، وحشـــت نکرد؛ سخن</p>
<p>حق خود را گفت ، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن</p>
<p>کرد، اهانت ها را تحمل کرد، سختى ها و رنج ها</p>
<p>را به جان خرید، تا توانست جمع کثیرى را مسلمان</p>
<p>کند؛ وچه آن وقتى که حکومت اســـلامى تشکیل</p>
<p>داد وخـــود در موضع رئیس این حکومت، قدرت</p>
<p>را به دست گرفت.</p>
<p>آن روز هم دشمنان و معارضان گوناگونى در</p>
<p>مقابل پیامبر بودند. چه گروههاى مســـلح عرب-</p>
<p>وحشى هایى که در بیابان هاى حجاز و یمامه، همه</p>
<p>جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آنها را اصلاح</p>
<p>مى کرد وآنها مقاومت مى کردند. و چه پادشاهان</p>
<p>بزرگ دنیاى آن روزــ دو ابر قدرت آن روز عالم ـ</p>
<p>یعنى ایران و امپراتورى روم که پیامبر نامه ها نوشت،</p>
<p>مجادله ها کرد، سخن ها گفت، لشکرکشى ها کرد،</p>
<p>سختى ها کشید، در محاصره اقتصادى افتاد. کار به</p>
<p>جایى رســـید که مردم مدینه گاهى دو روز و سه</p>
<p>روز، نان براى خوردن پیدا نمى کردند.</p>
<p>تهدیدهاى فراوان از همه طرف، پیامبر را احاطه</p>
<p>کرد. بعضى از مردم نگران مى شدند، بعضى متزلزل</p>
<p>مى شدند، بعضى نق مى زدند، بعضى پیامبر را به</p>
<p>ملایمت و سازش تشویق مى کردند؛ اما پیامبر در</p>
<p>این صحنه دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستى</p>
<p>نشد و با قدرت، جامعه اسلامى را پیش برد، تا به</p>
<p>اوج عزت و قدرت رساند؛ و همان نظام و جامعه</p>
<p>بود که به برکت ایستادگى پیامبر در میدان هاى نبرد</p>
<p>و دعوت، در ســـالهاى بعد توانست به قدرت اول</p>
<p>دنیا تبدیل شود.</p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ccffff;">صحنه رفتار با مردم</span></p>
<p>صحنه دوم از زندگى پیامبر، رفتار آن حضرت</p>
<p>با مردم بود. هرگز خلق و خوى مردمى و محبت</p>
<p>و رفق به مردم و سعى در استقرار عدالت در میان</p>
<p>مـــردم را فراموش نکـــرد. مانند خود مردم و متن</p>
<p>مردم زندگى کرد؛ با آنها نشست و برخاست کرد؛</p>
<p>با غلامان و طبقات پایین جامعه، دوستى و رفاقت</p>
<p>کرد؛ با آنها غذا مى خورد؛ با آنها مى نشســـت؛ با</p>
<p>آنها محبت و مدارا مى کرد.</p>
<p>قـــدرت ، او را عوض نکرد. ثروت ملى،</p>
<p>او را تغییر نداد. رفتار او در دوران سختى و در</p>
<p>دورانى که سختى برطرف شده بود، فرقى نکرد.</p>
<p>در همـــه حال بـــا مردم و از مردم بود. رفق به</p>
<p>مردم مى کرد و براى مردم عدالت مى خواست.</p>
<p>در جنگ خندق، وقتى که مسلمین در مدینه از</p>
<p>همه طرف ً تقریبا محاصره بودند و غذا به مدینه</p>
<p>نمى آمد و آذوقه مردم تمام شده بود، به طورى که</p>
<p>گاهى دو روز، سه روز کسى غذا گیرش نمى آمد</p>
<p>که بخورد؛ در همان حال پیامبر اکرم خودش در</p>
<p>خندق کندن در برابر دشمن، با مردم مشارکت</p>
<p>مى کرد و مانند مردم گرسنگى مى کشید.</p>
<p>در روایت دارد، فاطمه زهرا(س) که براى</p>
<p>حسن و حسین- که کودکان خردسالى بودند-</p>
<p>مقدارى آرد دست و پاکرده بود و نان مختصرى</p>
<p>پخته بود، دلش نیامد که پدر خود را گرســـنه</p>
<p>بگذارد. تکه اى از آن نانى که براى بچه ها پخته</p>
<p>بود، براى پدرش برد. پیامبر فرمود: دخترم، از کجا</p>
<p>آورده اى؟ گفت: مال بچه هاست. پیامبر لقمه اى</p>
<p>در دهانشان گذاشتند و خوردند.</p>
<p>طبق روایت- که گمان مى کنم سند روایت</p>
<p>هم سند معتبر است &#8211; پیامبر فرمود: من سه روز</p>
<p>است که هیچ چیز نخورده ام. بنابراین ، او مثل</p>
<p>خود مردم و در کنار مردم بود وبا آنها رفق ومدارا</p>
<p>مـــى کرد. چه در این حالت، و چه در دورانى</p>
<p>که سختى ها برطرف شده بود، مکه فتح شده</p>
<p>بود، دشمنان منکوب شده بودند و همه سرجاى</p>
<p>خود نشسته بودند.</p>
<p>بعد از فتح طائف، غنایم زیادى به دســـت</p>
<p>پیامبر رســـید و او آنها را بین مسلمین تقسیم</p>
<p>مى کرد. عده اى از مسلمانان ایمان هاى راسخ</p>
<p>داشتند که آنها کنار بودند. عده اى از مسلمانان</p>
<p>و قبایل اطراف مکه و طائف بودند که بر ســـر</p>
<p>پیامبر ریختند و غنیمت خواستند. پیامبر را اذیت</p>
<p>کردند، محاصره کردند. پیامبر مى داد، مى گرفتند؛</p>
<p>اما باز مى خواستند. کار به جایى رسید که عباى</p>
<p>روى دوش پیامبر هم به دست این عرب هاى</p>
<p>تازه مسلمان ناهموار و خشن افتاد. اینجا هم که</p>
<p>در اوج عزت و قدرت بود، پیامبر باز با مردم با</p>
<p>همان رفق، با همان مدارا و با همان خوشرویى</p>
<p>رفتـــار کرد؛ با خوش اخلاقى و خوش خلقى</p>
<p>صدایش را بلند کرد وگفت: «ایها الناس ردوا على</p>
<p>بردى»(۱ ) اى مردم، عبایم را به من برگردانید»!</p>
<p>این، وضع معاشرت پیامبر با مردم بود.</p>
<p>پیامبر با غلامان نشست و برخاست مى کرد</p>
<p>و با آنها غذا مى خورد. او بر روى زمین نشسته</p>
<p>بود و با عده اى از مردمان فقیر غذا مى خورد.</p>
<p>زن بیابان نشینى عبور کرد و با تعجب پرسید:</p>
<p>یا رســـول االله، تو مثل بندگان غذا مى خورى؟!</p>
<p>پیامبر تبسمى کردند وفرمودند: «ویحک اى عبد</p>
<p>اعبد منى» (۲) از من بنده تر کیست؟</p>
<p>او لباس ساده مى پوشید.هر غذایى که درمقابل</p>
<p>او بود وفراهم مى شد، مى خورد. غذاى خاصى</p>
<p>نمى خواست؛ غذایى را به عنوان نامطلوب رد نمى</p>
<p>کرد.درهمه تاریخ بشریت، این خلقیات بى نظیر</p>
<p>است. درعین معاشرت، او در کمال نظافت و</p>
<p>طهارت ظاهرى و معنوى بود، که عبداالله بن عمر</p>
<p>گفت:«ما رایت احدا اجود ولا انجد ولا اشجع ولا</p>
<p>اوضا من رسو ل االله» (۳ ) از او بخشنده تر و</p>
<p>یارى کننده تر و شجاع تر و درخشان تر کسى</p>
<p>را ندیدم. این، رفتار پیامبر با مردم بود. معاشرت</p>
<p>انسانى، معاشرت حسن ، معاشرت مانند خود</p>
<p>مردم، بدون تکبر، بدون جبروت. با این که پیامبر</p>
<p>هیبت الهى و طبیعى داشت و در حضور او مردم</p>
<p>دست و پاى خودشان را گم مى کردند، اما او با</p>
<p>مردم ملاطفت وخوش اخلاقى مى کرد.</p>
<p>وقتى در جمعى نشسته بود،شناخته نمىشدکه</p>
<p>او پیامبر و فرمانده و بزرگ این جمعیت است.</p>
<p>مدیریت اجتماعى و نظامى او در حد اعلى بود</p>
<p>و به همه کار سر مى کشید. البته جامعه، جامعه</p>
<p>کوچکـــى بود؛ مدینه بود و اطراف مدینه، وبعد</p>
<p>هم مکه و یکى، دوشهر دیگر؛ اما به کار مردم</p>
<p>اهتمام داشت و منظم ومرتب بود.</p>
<p>در آن جامعه بدوى، مدیریت ودفتر وحساب</p>
<p>ومحاسبه وتشویق وتنبیه را در میان مردم باب</p>
<p>کرد. این هم زندگى معاشرتى پیامبر بود، که باید</p>
<p>براى همه ما- هم براى مسؤولان کشور، هم براى</p>
<p>آحاد مردم- اسوه و الگو باشد.</p>
<p><span style="font-size: large; background-color: #ccffff;">صحنه ذکر و عبادت الهى</span></p>
<p>و بالاخره صحنه ســـوم از زندگى پیامبر،</p>
<p>ذکـــر و عبادت الهى آن حضرت بود. پیامبر با</p>
<p>آن مقام و با آن شأن و عظمت، از عبادت خود</p>
<p>غافل نمى شد. نیمه شب مى گریست و دعا</p>
<p>واستغفار مى کرد. ام سلمه یک شب دید پیامبر</p>
<p>نیست؛ رفت دید مشغول دعا کردن است و اشک</p>
<p>مى ریزد و استغفار مى کند وعرض مى کند: «اللهم</p>
<p>ولا تکلنى الى نفسى طرفه عین». (۴)</p>
<p>ام سلمه گریه اش گرفت. پیامبر از گریه ى</p>
<p>او برگشت و گفت: اینجاچه مى کنى؟ عرض</p>
<p>کرد: یا رسول االله، تو که خداى متعال این قدر</p>
<p>عزیزت مى دارد و گناهانت را آمرزیده است ــ</p>
<p>لیغفرلک االله ما تقدم من ذنبک وما تاخرــ ( ۵)</p>
<p>چرا گریه مى کنى و مى گویى خدایا ما را به</p>
<p>خودمـــان وانگذار؟ فرمود: «وما یؤمننى»؛ اگر از</p>
<p>خدا غافل بشوم، چه چیزى من را نگه خواهد</p>
<p>داشت.</p>
<p>این براى ما درس است.در روز عزت، در</p>
<p>روز ذلت، در روز ســـختى، در روز راحتى، در</p>
<p>روزى که دشمن انسان را محاصره کرده است، در</p>
<p>روزى که دشمن با همه ى عظمت، خودش را بر</p>
<p>چشم و وجود انسان تحمیل مى کند، و در همهى</p>
<p>حالات خدا را به یاد داشـــتن، خدا را فراموش</p>
<p>نکردن، به خدا تکیه کردن، از خدا خواستن، این،</p>
<p>آن درس بزرگ پیامبر به ماست. انقلاب براى این</p>
<p>است که ارزشها در جامعه تغییر کند</p>
<p>خداى متعال در همه صحنه ها به یاد پیامبر</p>
<p>بود، و رســـول اکرم در همه صحنه ها از خدا</p>
<p>استمداد کرد، از خدا خواست واز غیر خدا نترسید</p>
<p>و نهراسید. راز اصلى عبودیت پیامبر در مقابل</p>
<p>خدا این است. هیچ قدرتى را در مقابل خدا به</p>
<p>حساب نیاوردن ، از او واهمه نکردن، راه خدا را</p>
<p>به خاطر اهواى دیگران قطع نکردن.</p>
<p>جامعه مـــا با درس گرفتن از این اخلاق</p>
<p>نبوى، باید به یک جامعه اسلامى منقلب شود.</p>
<p>انقلاب براى این نیست که کسانى بروند و کسان</p>
<p>دیگرى بیایند. انقلاب براى این است که ارزشها</p>
<p>در جامعه تغییر کند؛ اعتبار و ارزش انســـان به</p>
<p>عبودیت خدا باشد؛ انسان بنده خدا باشد، براى</p>
<p>خدا کار کند، از خدا بترسد، از غیر خدا نترسد،</p>
<p>از خـــدا بخواهد، در راه خدا کار و تلاش کند،</p>
<p>در آیات خدا تدبر کند، عالم را درست بشناسد،</p>
<p>کمر به اصلاح مفاسد جهانى و بشرى ببندد و از</p>
<p>خود شروع کند؛ هر کدام ما از خودمان شروع</p>
<p>کنیم. (۶)</p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">========================</span></p>
<p><span style="background-color: #ccffff;">پى نوشت :</span></p>
<p>۱ـ بحار الانوار، ج۱۶ ،ص۲۲۶</p>
<p>۲ـ بحار الانوار، ج۱۶ ،ص۲۲۵</p>
<p>۳ـ بحارالانوار، ج۱۶ ،ص۲۳۱</p>
<p>۴ـ بحار الانوار، ج۱۴ ، ص ۳۸۴</p>
<p>۵ـ فتح: ۲</p>
<p>۶ـ حدیث ولایت، ج۸ ،صص ۱۱۰-۱۱۵</p>
<p><span style="background-color: #ffff99;">=======================</span></p>
<p><span style="background-color: #ccffff;">منبع:</span> شخصیت و سیره معصومین (ع) در نگاه</p>
<p>مقام معظم رهبرى</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://aftabasmarod.ir/?feed=rss2&#038;p=5386</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
